لاله مرزبان در ونیز؛ روایت کهنه یا قلق‌گیری برای آینده؟

موضع‌گیری لاله مرزبان در جشنواره فیلم ونیز با واکنش‌هایی در رسانه‌های داخلی و خارجی مواجه شد. این موضع‌گیری که با بغضی نمایشی و روایتی مخدوش از وضعیت زنان ایران همراه بود، در شرایطی مطرح شد که ایران درگیر یک جنگ چندوجهی و تمام‌عیار است.

در این جشنواره، در حالی که روایت تصویری مربوط به فلسطین با تشویق ممتد حاضران مواجه شد، موضع‌گیری خانم بازیگر نه‌تنها به فرصتی از دست‌رفته برای گفت‌وگوی سازنده درباره ایران در یک رویداد بین‌المللی تبدیل شد، بلکه به‌صورت رسمی خنجری بود بر چهره ایرانی که این روز‌ها داغدار، اما ایستاده در وسط معرکه جنگ است.

این روایت به‌واقع با یک اجرای نابازیگرانه و با سوژه‌ای از مدافتاده مطرح شده بود.

جشنواره ونیز ممکن است در میان جشنواره‌های تراز اول نباشد و جایزه‌ای که خانم مرزبان دریافت کرده نیز از جوایز اصلی محسوب نشود، اما با این حال، این رویداد می‌توانست یک فرصت طلایی برای ارائه روایت مردم و بانوان محترم ایران باشد.

چند نکته صرفاً برای مرور:

خانم مرزبان در زیست‌بوم هنر و سینمای ایران که برساخته یک الگوی حکمرانی مشخص است، تنفس و رشد کرده است. او به‌عنوان هنرمندی که در فضای هنری امن ایران رشد کرده، با مجوز همین حکومت در سینما فعالیت داشته و مورد توجه سینماگران و حمایت برخی متولیان همین حکومت در سینما قرار گرفته است. از این رو، او خود نمادی از توانایی و قدرت زنان ایرانی در زیست‌بوم تخصصی و هنری است که با نگرش‌های مختلف فرصت رشد دارند. خود لاله مرزبان دلیل نقض روایت خودش است.

در بحبوحه جنگی که قربانیان اصلی آن زنان و کودکان مظلوم بوده‌اند، خانم مرزبان در اظهارات خود به دغدغه‌های این زنان، کودکان میناب، بانوان ورزشکار لامرد، همسران ملوانان قربانی حمله تفریحی ترامپ به ناو دنا، دانشمندان زن شهید ایرانی و دختر‌بچه‌های خردسال و دانش‌آموز شهید و مجروح حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل اشاره‌ای نکرد. این کوری تعمدی نشان می‌دهد ایشان اصولاً صلاحیت حتی ادا درآوردن به‌عنوان نماینده مدافع زنان ایرانی را ندارد. او نتوانسته و نخواسته مدافع خوبی برای ایران و مرز‌های هویتی زنان ایرانی باشد و انگار او فقط پایش در ایران است، اما گویا ذهنش و مغزش و قلبش و حتی رویایش در جایی خارج از مرز‌های زندگی ایرانی گروگان است.

{$sepehr_key_248017}

نکته مهم: در زمان‌بندی این اظهارات باید تأمل داشت. این سخنان با فضای این روز‌های ایران همخوانی ندارد و آن را باید در اتمسفر محتوایی مرتبط با سالگرد فوت مهسا امینی تحلیل نمود.

اظهارات خانم مرزبان می‌تواند به‌عنوان قلق‌گیری و آتش تهیه برای ایجاد روایتی خاص در ایام سالگرد مهسا امینی تلقی شود. این اقدام را می‌توان تلاشی برای سنجش واکنش‌ها و بررسی امکان کشاندن جنگ شناختی و وجودی از جبهه‌های خارجی به داخل ایران توسط جبهه آمریکایی ـ صهیونیستی در میدان رسانه‌ای ارزیابی کرد؛ لذا احتمالاً در امتداد این سیگنال تست، باید منتظر تولید زنجیره‌ای از اظهارنظر‌ها و خاطرات روایی و واکنش‌های میدانی دیگری هم در همین اتمسفر در روز‌های پیش رو بود.

لاله مرزبان بازنده اصلی این روزهاست و امیدواریم زیست‌بوم هنر و سینمای ایران خود بتواند تنظیم‌گری لازم برای خنثی‌سازی این‌گونه جبهه‌بندی‌ها را تدبیر کند.