به گزارش شهرآرانیوز، یک جنگ، چند حمله به تأسیسات هستهای، خروج بازرسان آژانس از ایران و حالا اظهاراتی که دوباره نام رافائل گروسی را به صدر اخبار آورده است، مدیرکلی که قرار بود ناظر فعالیتهای هستهای باشد، اما در ماههای اخیر هر بار که درباره ایران سخن گفته، مواضعش بیش از یک گزارش فنی، بازتاب سیاسی پیدا کرده است.
گروسی حالا میگوید وضعیت نظارت آژانس بر برنامه هستهای ایران «وخیمتر شده» و از تهران میخواهد همکاریها را از سر بگیرد. حرفی که در نگاه اول، بخشی از مأموریت طبیعی آژانس است؛ اما ماجرا از جایی پیچیده میشود که این درخواستها در شرایطی مطرح میشود که تأسیسات هستهای ایران هدف حملات نظامی قرار گرفته و بازرسان آژانس نیز برای مدتی از کشور خارج شدهاند.
اینجاست که یک سؤال جدی شکل میگیرد؛ آژانس قرار است فقط ناظر باشد یا در میانه یک مناقشه سیاسی و امنیتی، خودش هم به یکی از بازیگران آن تبدیل شده است؟
گروسی در ماههای گذشته بارها درباره برنامه هستهای ایران اظهارنظر کرده؛ از وضعیت ذخایر و تأسیسات گرفته تا امکان بازگشت بازرسان. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که دسترسی میدانی آژانس به تأسیسات ایران محدود بوده است. یعنی همان نهادی که از کاهش توان نظارتی خود میگوید، همچنان یکی از مهمترین روایتها درباره وضعیت برنامه هستهای ایران را در اختیار رسانهها قرار میدهد.
{$sepehr_key_248126}
در سوی دیگر، ایران بارها نسبت به رویکرد آژانس و شخص گروسی انتقاد کرده است. تهران معتقد است نمیتوان از ایران انتظار همکاری و بازرسی داشت، اما در برابر حمله به تأسیسات هستهای و تهدیدهای امنیتی علیه آنها، واکنشی متناسب با مسئولیت یک نهاد بینالمللی نداشت.
حالا هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس در وین نیز با حاشیهای تازه برای ایران همراه شده است؛ محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، که برای حضور در این نشست راهی وین شده بود، به تهران بازگشت و امکان حضور در کنفرانس را پیدا نکرد. سفیر ایران در وین این اتفاق را فاقد مبنای قانونی دانست و اعلام کرد تهران در برابر آن سکوت نخواهد کرد.
کنار هم گذاشتن این اتفاقها، تصویر پیچیدهای از پرونده هستهای ایران میسازد؛ پروندهای که دیگر نمیتوان در آن مرز روشنی میان «فنی» و «سیاسی» کشید.
گروسی همچنان مدیرکل آژانس است و مأموریت اصلی این نهاد نیز نظارت و راستیآزمایی است؛ اما وقتی اظهارات مدیرکل یک نهاد نظارتی، در بحبوحه جنگ و فشارهای سیاسی، به بخشی از روایت طرفهای درگیر تبدیل میشود، این سؤال بیش از همیشه جدی میشود، گروسی هنوز فقط ناظر این پرونده است یا خودش هم وارد زمین بازی شده است؟
این در حالی است که ایران عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و در همین چارچوب، توافق پادمان با آژانس بینالمللی انرژی اتمی دارد، بنابراین اصل نظارت و راستیآزمایی فعالیتهای هستهای ایران، بخشی از تعهدات پادمانی کشور است. اما مسئله از جایی پیچیده میشود که این رابطه فنی، در میانه یک جنگ و پس از حمله به تأسیسات هستهای ایران، با ملاحظات سیاسی و امنیتی گره میخورد.
اینجاست که نقش رافائل گروسی بیش از گذشته محل بحث قرار میگیرد، مدیری که از یک سو بر ضرورت بازگشت بازرسیها و اجرای تعهدات پادمانی تأکید میکند و از سوی دیگر، اظهاراتش درباره وضعیت برنامه هستهای ایران در فضایی مطرح میشود که آژانس با محدودیت دسترسی میدانی روبهروست.