این روزها اگر بخواهیم از فوتبال ایران تصویر بسازیم، احتمالاً اولین قابهایی که به ذهن میرسد چندان زیبا نیستند؛ اعتراض کنار زمین، درگیری، فحاشی، مصاحبههای جنجالی، بیانیههای تند و حاشیههایی که گاهی آنقدر پررنگ میشوند که خود فوتبال را به حاشیه میبرند.
در چنین فضایی، اتفاقهایی هم رخ میدهد که شاید در هیاهوی فوتبال دیده نشوند؛ اما ارزش دیده شدن دارند.
سعید سحرخیزان، مهاجم جوان استقلال، در روزهای اخیر زمینه آزادی ۱۰ زندانی جرایم غیرعمد را فراهم کرد و آنها را به آغوش خانوادههایشان بازگرداند. پیش از او هم یاسر آسانی، دیگر بازیکن استقلال، برای یکی از اعضای تدارکات این باشگاه خانه خرید؛ اقدامی که بازتاب زیادی پیدا کرد. علی نعمتی هم پیشتر با کمک مالی، زمینه آزادی هشت زندانی بدهکار مالی در نیشابور را فراهم کرده بود.
اینها شاید در جدول لیگ، روی نتیجه یک مسابقه یا سرنوشت یک تیم تأثیری نداشته باشند، اما در چیزی مهمتر اثر میگذارند؛ در تصویری که فوتبال از خودش به جامعه نشان میدهد.
فوتبال فقط گل و امتیاز و جام نیست. ستاره فوتبال، بهخصوص در روزگار شبکههای اجتماعی، یک چهره اجتماعی هم هست. میلیونها نفر او را میبینند، دنبال میکنند و رفتار و انتخابهایش را زیر نظر دارند. به همین دلیل وقتی یک فوتبالیست از شهرت و درآمدش برای حل یک مشکل انسانی استفاده میکند، اثر این رفتار معمولاً بسیار فراتر از همان کمک مستقیم است.
این همان جایی است که مفهوم مسئولیت اجتماعی در فوتبال معنا پیدا میکند. البته قرار نیست هر کار خیری را به یک قهرمانی اخلاقی تبدیل کنیم یا از بازیکنان انتظار داشته باشیم مشکلات جامعه را حل کنند. مسئولیت اصلی فوتبالیست، فوتبال بازی کردن است؛ اما ستاره بودن، امتیازی اجتماعی هم به همراه دارد. بازیکنی که میلیونها دنبالکننده دارد، وقتی برای آزادی یک زندانی، کمک به یک خانواده، حمایت از یک کودک بیمار یا همراهی با یک حرکت خیرخواهانه قدمی برمیدارد، پیام او بسیار بزرگتر از یک کمک مالی ساده است.
شاید به همین دلیل است که مسئولیت اجتماعی در فوتبال، وقتی از سوی ستارهها اتفاق میافتد، بیشتر دیده میشود. آنها تریبونی دارند که بسیاری از افراد جامعه ندارند. یک حرکت انسانی از سوی یک بازیکن میتواند در چند ساعت به میلیونها نفر برسد و حتی دیگران را به مشارکت ترغیب کند. از سوی دیگر رسانه ورزشی نباید فقط زمانی سراغ ستارهها برود که فحاشی کردهاند، درگیری داشتهاند، محروم شدهاند یا یک جمله جنجالی بر زبان آوردهاند. اگر قرار است رسانه آینه فوتبال باشد، باید تمام تصویر را نشان دهد؛ هم زشتیهایش و هم زیباییهایش.
نمیشود از یک طرف از افزایش خشونت کلامی، بیاخلاقی و حاشیههای فوتبال انتقاد کرد و از طرف دیگر، وقتی یک بازیکن برای یک انسان گرفتار کاری انجام میدهد، آن را خبری فرعی و کماهمیت دانست.
اتفاقاً در روزهایی که حاشیهها بیش از اندازه سهم فوتبال را گرفتهاند، شاید پرداختن به همین رفتارهای انسانی ضروریتر باشد. گاهی باید دوربین را از کنار خط و تونل ورزشگاه کمی آنطرفتر برد؛ جایی که یک فوتبالیست، بدون پیراهن تیم و بدون توپ و سوت، تصمیم میگیرد بخشی از داشتههایش را برای دیگری خرج کند. این هم فوتبال است؛ فوتبالی که شاید در جدول امتیازی نگیرد، جامی نبرد و حتی نامش در کنفرانسهای خبری مطرح نشود، اما میتواند برای چند انسان، نتیجهای به مراتب مهمتر داشته باشد: بازگشت به زندگی.
{$sepehr_key_248401}