به گزارش شهرآرانیوز، رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، با همراهی اتابک نادری، بازیگر و مدیرکل هنرهای نمایشی، حسین سیفی، معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان، مسعود نجفی، مدیرکل روابط عمومی و حجت طباطبایی، مدیرکل حوزه ریاست، در منزل جمشید هاشمپور حضور پیدا کردند و با این بازیگر پیشکسوت درباره سالهای فعالیتش در سینما به گفتوگو نشستند.
در این دیدار، بخشهایی از کارنامه جمشید هاشمپور مرور شد؛ بازیگری که از اواخر دهه ۴۰ وارد سینما شد و در طول چند دهه فعالیت، در آثاری چون «تاراج»، «عقابها»، «یوزپلنگ»، «مادر»، «پرده آخر»، «هیوا»، «مزرعه پدری» و «استشهادی برای خدا» ایفای نقش کرده است.
فریدزاده در بخشی از این دیدار به سکانس پایانی عاشقانه «مزرعه پدری» اشاره کرد و آن را از جمله صحنههای خاص و ماندگار سینمای ایران دانست؛ سکانسی که به گفته او از عاشقانهترین لحظات این سینما به شمار میآید.
هاشمپور نیز در مرور خاطراتش از علاقه به فیلمهایی مانند «تاراج» و «یوزپلنگ» گفت؛ آثاری که در شکلگیری تصویر او بهعنوان یکی از چهرههای شاخص سینمای اکشن ایران نقش مهمی داشتند.
اما یکی از جذابترین بخشهای این گفتوگو به پشت صحنه فیلم «عقابها» بازمیگشت؛ جایی که هاشمپور از فیلمبرداری صحنههای پرخطر و بدلکاری با هلیکوپتر سخن گفت.
او توضیح داد که در یکی از صحنهها قرار بود هلیکوپتر از پشت تپه عبور کند و دوربین لحظه حرکت آن را ثبت کند. در آن سالها خبری از بسیاری از تجهیزات و تمهیدات ایمنی امروزی نبود و اجرای چنین صحنهای با خطر زیادی همراه بود. هاشمپور در روایت این خاطره گفت بیش از هشت بار این خطر را پذیرفت تا در نهایت تنها چند ثانیه از آن در فیلم روی پرده دیده شود.
«عقابها» ساخته ساموئل خاچیکیان یکی از آثار مهم سینمای اکشن دهه ۶۰ محسوب میشود و جمشید هاشمپور در آن با تثبیت شمایل قهرمان اکشن، جایگاه خود را در این گونه سینمایی مستحکمتر کرد. مرورهای سینمایی نیز از این فیلم بهعنوان یکی از نقاط مهم کارنامه هاشمپور یاد کردهاند.
خاطره ساموئل خاچیکیان نیز در این دیدار زنده شد. هاشمپور از همکاری با این کارگردان فقید با احترام یاد کرد و گفت خاچیکیان علاوه بر توانایی حرفهای، انسانی خوب بود و لقب «آریا» را برای او انتخاب کرد؛ نامی که برای سالها با هویت سینمایی جمشید هاشمپور گره خورد.
زینال بندری چگونه متولد شد؟
یکی از مهمترین فصلهای کارنامه هاشمپور به دورهای بازمیگردد که با ظاهر تراشیده و چهره متفاوتش به شهرت رسید. او در «نقطه ضعف» با این شمایل ظاهر شد و این تصویر در «تاراج» به اوج رسید؛ جایی که نقش «زینال بندری» را بازی کرد و به یکی از چهرههای محبوب سینمای دهه ۶۰ تبدیل شد.
این شمایل آنقدر با نام هاشمپور پیوند خورد که بعدها بسیاری از مخاطبان او را با همان تصویر به یاد میآوردند. نقش زینال بندری را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف کارنامه او دانست؛ نقشی که در کنار «عقابها» باعث شد هاشمپور به یکی از شناختهشدهترین بازیگران سینمای اکشن آن دوره تبدیل شود.
در این دیدار همچنین از مجید مظفری، فرهاد قائمیان و فرامرز قریبیان یاد شد و خاطره زندهیاد خسرو شکیبایی نیز در میان صحبتها گرامی داشته شد.
هاشمپور درباره «استشهادی برای خدا» نیز گفت که این فیلم از دشوارترین تجربههای کاری او بوده است؛ بهویژه به دلیل شرایط سخت گریم و فیلمبرداری در برف و سرما. او این فیلم به کارگردانی علیرضا امینی را از آثاری دانست که بیش از دیگر فیلمهایش دوست دارد.
«استشهادی برای خدا» محصول سال ۱۳۸۶، یک درام با محوریت مردی به نام فتحی است که در روزهای پایانی زندگی خود به زادگاهش بازمیگردد و در تلاش است گذشته خود را جبران کند. هاشمپور در این فیلم در کنار محسن تنابنده و احمد مهرانفر بازی کرد و برای نقشآفرینیاش نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد.
جمشید هاشمپور فقط قهرمان اکشن نبود
نکته مهم در بررسی کارنامه هاشمپور این است که مسیر حرفهای او در قهرمانان اکشن متوقف نماند. او در سالهای بعد، با انتخاب نقشهایی متفاوت تلاش کرد تصویر تثبیتشدهاش را تغییر دهد.
«هیوا» یکی از مهمترین نمونههاست؛ جایی که هاشمپور در کنار نقش اصلی، حضوری مکمل اما تأثیرگذار داشت و برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد.
سالها بعد نیز برای «دارکوب» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد؛ جایزهای که نشان داد کارنامه او تنها به محبوبیت گذشته و شمایل قهرمانان دهه ۶۰ محدود نشده است.
«مادر»، «پرده آخر»، «مسافر ری»، «آواز قو»، «سفر به فردا»، «واکنش پنجم»، «مزرعه پدری»، «میم مثل مادر»، «کیفر»، «گشت ارشاد»، «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» و «دارکوب» از دیگر آثار مهم کارنامه او هستند.
نقدی بر ماندگاری یک شمایل سینمایی
اگر بخواهیم جایگاه جمشید هاشمپور را فراتر از فهرست فیلمهایش بررسی کنیم، مهمترین ویژگی او توانایی ساختن یک «شمایل» در سینمای ایران است. در دهه ۶۰، زمانی که سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری به دنبال تعریف قهرمانهای تازه بود، هاشمپور با فیزیک، سکوت، حضور مقتدرانه و بازی در نقشهای اکشن توانست تصویری متفاوت از قهرمان مرد ایرانی ارائه کند.
اما ارزش کارنامه او در این نیست که صرفاً همان تصویر را تکرار کرد. حضور در فیلمهایی مانند «هیوا»، «مزرعه پدری»، «استشهادی برای خدا» و «دارکوب» نشان داد که هاشمپور در سالهای بعد تلاش کرده از سایه زینال بندری و قهرمان اکشن فاصله بگیرد و ظرفیتهای دیگری از بازیگری خود را نشان دهد. همین تغییر مسیر، یکی از دلایل ماندگاری او در حافظه سینمای ایران است.
«مزرعه پدری» نیز از نمونههای قابل توجه این تغییر است. هاشمپور در فیلم رسول ملاقلیپور، در فضایی جنگی و تلخ، شخصیتی متفاوت از قهرمانان کلاسیک آثار اکشن خود را تجربه کرد و حضورش در این فیلم در مرورهای سینمایی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
دیدار رئیس سازمان سینمایی با جمشید هاشمپور در نهایت به تجلیل از یک بازیگر ختم نشد؛ بلکه به یادآوری بخشی از تاریخ سینمای ایران انجامید؛ تاریخی که در آن، بخشی از خاطرات چند نسل از مخاطبان با چهرههایی مانند هاشمپور، خاچیکیان، قریبیان و شکیبایی گره خورده است.
{$sepehr_key_248413}
رائد فریدزاده در پایان این دیدار از سالها حضور و نقشآفرینی هاشمپور در سینمای ایران قدردانی کرد و حضور در کنار این بازیگر پیشکسوت را افتخاری برای خود و سینمای ایران دانست.
اتابک نادری نیز در این دیدار از علاقه مردم به جمشید هاشمپور گفت و تأکید کرد که همچنان مراجعه مردم به خانه این بازیگر و ثبت عکس و خاطره با او ادامه دارد؛ مردمی که هاشمپور را نه فقط بهعنوان یک بازیگر، بلکه بهعنوان بخشی از خاطرات سینمایی خود میشناسند.