ضرورت باز‌آرایی آرایش جنگی در میدان تقابل با دشمن

پس از جنگ تحمیلی اخیر و تحولاتی که پس از آن رخ داد، دشمن همواره به‌دنبال تغییر میدان تقابل از اقدام نظامی‌تا جنگ‌های شناختی است و آنچه در این بین اهمیت دارد، شناخت تفاوت‌های دو مکتب و دو بینش متفاوت است.

از‌این‌رو در برهه‌های زمانی ممکن است جنگ نیز با همین رویکرد، شکل‌های متفاوتی به خود بگیرد؛ گاهی نظامی‌و زمینی، گاهی دریایی و هوایی و در مقطعی نیز اقتصادی و شناختی و به‌همین‌دلیل در عمل نیز به تاکتیک‌ها و ابزار‌های مختلفی رو می‌آورد. وقتی در یک میدان به بن‌بست می‌رسد، در میدان دیگری جنگ را ادامه می‌دهد.

اگر فشار نظامی به نتیجه نرسد، جنگ اقتصادی را دنبال می‌کند. با چنین‌شناختی از دشمن، مسئله اصلی، آمادگی برای مواجهه با همه اشکال و سناریو‌هایی است که در این تقابل کشور باید خود را به آن تجهیز کند. 

وقتی شکل تهدید تغییر می‌کند، نوع مواجهه نیز باید متناسب با آن تغییر کند. آمادگی نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی همه اشکال تقابل باشد، همان‌گونه‌که مقابله با جنگ اقتصادی یا شناختی نیز بدون برخورداری از آمادگی‌های لازم در دیگرحوزه‌ها امکان‌پذیر نیست.

در منظومه سیاست خارجی و دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌عنوان کانون‌های اصلی تهدید و ناامنی در منطقه شناخته می‌شوند. واقعیت آن است که حضور نامشروع نظامی آمریکا، احداث پایگاه‌های فرامنطقه‌ای و دست‌اندازی‌های واشنگتن، مهم‌ترین عامل بی‌ثباتی در غرب آسیاست؛ از‌این‌رو، راهبرد بنیادین و تغییرناپذیر ایران، پایان‌دادن به این حضور مداخله‌جویانه و تحقق امنیت درون‌زا با مشارکت ملت‌های منطقه است.

در این چارچوب، توسعه مناسبات برادرانه با کشور‌های حوزه خلیج‌فارس بر پایه اصول حسن همجواری، منافع مشترک و احترام متقابل تعریف می‌شود. اقتدار دفاعی و موشکی ایران اسلامی نه‌تنها تهدیدی برای همسایگان نیست، بلکه لنگرگاه ثبات و ضامن امنیت جمعی خلیج‌فارس در برابر ماجراجویی بیگانگان به شمار می‌رود. 

جمهوری اسلامی ایران همان‌گونه که هیچ‌گاه آغازگر تنش یا تجاوز به هیچ کشوری نبوده، در صیانت از حریم امنیت خود و منافع منطقه در‌برابر طراحی‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان، مقتدرانه ایستاده است. در واقع، در شرایطی که منطقه با مجموعه‌ای از تهدید‌ها و تنش‌های امنیتی مواجه است، همراه‌کردن کشور‌های حوزه خلیج فارس و ایجاد اطمینان متقابل می‌تواند یکی از مؤلفه‌های مهم در آرایش منطقه‌ای ایران باشد.

{$sepehr_key_248635}

در کنار مقابله با تهدید‌های فرامرزی، صیانت از امنیت داخلی و مقابله با توطئه‌های درون‌مرزی، از ارکان بنیادین حفظ حاکمیت ملی است. تجربیات تلخ ۱۸‌و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته، نشان داد که دشمنان بیگانه با هدف برهم‌زدن نظم عمومی، به‌دنبال ایجاد آشوب بودند؛ اما ناکامی این جریانات در عبور از سد هوشیاری ملت و اقتدار دستگاه‌های امنیتی، به‌معنای پایان تهدید نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر استراتژی دشمن است.

در چنین شرایطی، امنیت یک مسئله تک‌بعدی نیست؛ بلکه مقابله با این تهدیدات نوظهور، نیازمند هم‌افزایی میان «قاطعیت دستگاه‌های امنیتی» و «هوشیاری هوشمندانه جامعه» است. هرچه پیچیدگی و حرفه‌ای‌گری دشمن در طراحی نقشه‌های خود افزون شود، ضرورت تقویت سازوکار‌های دفاعی-امنیتی و ارتقای سطح آگاهی عمومی برای شناسایی و خنثی‌سازی این مکر و حیله، دوچندان خواهد شد.

در مجموع، تجربه تقابل‌های گذشته نشان می‌دهد که دشمن الزاما در یک میدان ثابت باقی نمی‌ماند. تغییرتاکتیک، انتقال فشار از یک حوزه به حوزه دیگر و استفاده هم‌زمان از ابزار‌های مختلف، بخشی از ماهیت این تقابل است؛ بنابراین توان تشخیص بموقع تغییر میدان و بازآرایی متناسب با آن باید در کشور وجود داشته باشد.