رمانتیسیسم بلای اندیشه سیاسی | نگاهی به کتاب «مبانی نقد فکر سیاسی» اثر مرتضی مردی‌ها

امیررضا زاتی| شهرآرانیوز؛ «مبانی نقد فکر سیاسی» از مهم‌ترین آثار مرتضی مردی‌ها در حوزهٔ اندیشهٔ سیاسی است؛ کتابی که نخستین‌بار در دههٔ ۱۳۸۰ در نشر نی منتشر شد و چاپ جدید آن به‌تازگی در نشر پارسه منتشر شده است. مردی‌ها در این کتاب به جای آنکه صرفاً تاریخ اندیشهٔ سیاسی یا نظریه‌های سیاسی را شرح دهد، می‌کوشد برخی از مفاهیمی را که در گفتمان روشنفکری مدرن بدیهی و پذیرفته‌شده‌اند، دوباره مورد پرسش قرار دهد. مسئلهٔ اصلی کتاب را می‌توان تلاش برای کشف خطا‌ها و پیش‌فرض‌های پنهان در برخی از برداشت‌های رایج سیاسی دانست.

کتاب از مقدمه، شش فصل و بخشی با عنوان «نتیجه» تشکیل شده است. شش فصل آن به ترتیب به «دولت»، «تحول انقلابی»، «رفرم»، «بیگانه»، «وطن» و «جهان» اختصاص دارند. این ترتیب در واقع مسیری فکری را دنبال می‌کند: از رابطهٔ فرد و دولت آغاز می‌شود، به مسئلهٔ انقلاب و اصلاح اجتماعی می‌رسد، سپس نسبت قدرت با بیگانه و وطن را بررسی می‌کند و در نهایت به مسئلهٔ استقلال، جهانی‌شدن و مهاجرت نخبگان ختم می‌شود.

در فصل نخست، مردی‌ها از مفهوم «آنارشیسم پنهان» سخن می‌گوید؛ یعنی نوعی بدبینی نسبت به دولت و اقتدار که به باور او در بخش‌هایی از سنت روشنفکری، حتی بدون پذیرش آشکار آنارشیسم، حضور دارد. او برای توضیح این نگرش به ریشه‌های معرفت‌شناختی، رمانتیسیسم، تصور «لوح سفید» و نظریهٔ تضاد طبقاتی می‌پردازد. فصل دوم دربارهٔ انقلاب است و مفاهیمی، چون چیستی انقلاب، شروط وقوع آن و کارکرد تحول انقلابی را بررسی می‌کند. در برابر آن، فصل سوم به رفرم و امکان اصلاح تدریجی اختصاص دارد. فصل‌های بعد نیز به استعمار و بیگانه، وطن‌دوستی و ناسیونالیسم، هویت، جهانی‌شدن و مهاجرت نخبگان می‌پردازند.

یکی از ویژگی‌های مهم کتاب این است که مردی‌ها تلاش می‌کند از دوگانهٔ سادهٔ چپ و راست فاصله بگیرد. نقد او متوجه بخشی از «سنت روشنفکری» است؛ سنتی که به اعتقاد او گاهی تحت تأثیر رمانتیسیسم سیاسی، آرمان‌گرایی یا پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک، تصویری ساده‌شده از دولت، قدرت، طبقات، ملت و انقلاب ارائه کرده است. به همین دلیل، کتاب بیشتر از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های سیاسی باشد، تمرینی برای شک‌کردن به پاسخ‌های از پیش آماده است.

{$sepehr_key_248772}

شاید مهم‌ترین وجه کتاب، موضع انتقادی مردی‌ها در برابر بخشی از ادبیات روشنفکری باشد. او در بحث‌های مختلف کتاب، به‌خصوص در موضوع دولت و انقلاب، با دیدگاه‌هایی درگیر می‌شود که به نظرش بیش از اندازه تحت تأثیر بدبینی به قدرت، آرمان‌گرایی و تصور امکان تغییرات بنیادی قرار گرفته‌اند. از نظر او، نمی‌توان دربارهٔ سیاست تنها بر اساس نیت‌های مطلوب یا ارزش‌های آرمانی قضاوت کرد و باید پیامد‌های عملی هر ایده را نیز در نظر گرفت. همین تأکید بر فاصلهٔ میان آرمان سیاسی و واقعیت اجتماعی، بخش مهمی از استدلال‌های کتاب را شکل می‌دهد.