به گزارش شهرآرانیوز؛ فائزه وزیرنژاد اظهار کرد: «رمان» به نوشتههای گوناگونی اطلاق میشود که تنها وجه مشترکشان در ویژگیهایی مانند طولانی بودن، منثور بودن و به شیوه داستانی است.
وی با اشاره به اینکه در دورههای ابتدایی سنت داستاننویسی در ایران، نویسندگان در آثار خود از زن به شکلی خنثی، بسیار خوب و مقدس یا زنی بد و ناخوب استفاده میکردند، بیان کرد: به مرور حضور داستاننویسان زن، چون شهرنوش پارسیپور، غزاله علیزاده، منیرو روانیپور، گلی ترقی، بلقیس سلیمانی، فریبا وفی، مهسا محبعلی، نسیم مرعشی و… باعث شد که شخصیتها و قالبهای متعددی برای زنان در داستانها خلق شود. ورود شخصیتهای مختلف زن در آثار این زنان و به طور کلی حضور پررنگ و تاثیرگذار نویسندگان زن موجب شکلگیری «رتوریک زنانه» شد.
این استاد ادبیات و زبان فارسی دانشگاه فردوسی افزود: زنان نقشهای متنوعتری نسبت به مردان در جامعه دارند. نقشهایی، چون خویشاوندی، همسری، خانهداری، بچهداری، اقتصادی، اجتماعی و فردی. این نقشهای متنوع به آنها نگاهی متفاوت میدهد و آنها را در جامعه، چند مسئولیتی میکند. همین چند نقشی بودن سبب میشود احساسی هم باشند. در نهایت این ویژگیهای اجتماعی آنها را برخوردار از نگرشی جزئی با وصفهای زیاد کرده است. سبک روایی زنانه کاملا توصیفی است و زنان نویسنده با ذهن جزئیبین و دقیق خود میتوانند خیلی خوب از پس توصیف در این ژانر برآیند.
به گفته وی، زنان در رماننویسی دارای ویژگیهای سبکی خاصی هستند. شرایط روحی و روانی و نقشهای زنان در جامعه تأثیر زیادی بر سبک نویسندگی آنها دارد. در رمانهای زنانهگرا، شخصیت اصلی زن است و زنان دیگری هم حول محور زن اصلی و برای تکمیل شخصیت او در داستان حضور دارند.
وزیرنژاد ادامه داد: زنان و ادبیات معاصر زنان ایران از دهههای ۷۰ و ۸۰ به بعد تلاش میکنند تا به مرحله «Female Literature» یا ادبیات زنانه دست یابند. ادبیاتی که در آن زنان و روایت از طرف زنان و زنانه تولید میشود که منجر به پدید آمدن واژگان تازه با بسامدهای متفاوت، لحن و شیوه بیان و ساختار تازه در داستان یا شخصیتپردازی و زاویۀ دید جدید است.
منبع: ایسنا
{$sepehr_key_248827}