دستگیری ۲ سارق در کلات | ماجرای گردشگرانی که دزد بودند

به گزارش شهرآرانیوز؛ دو نفر بودند، هم محله‌ای و هردو سی و پنج ساله. همه این سال‌ها را نیز با هم بزرگ شده بودند. بهمن اول هفته گذشته به رفیقش ابوالفضل که یک پراید دارد، پیشنهاد کرد که با هم برای تفریح به شهرستان کلات بروند؛ پیشنهادی که دوستش پذیرفت و آن‌ها راهی روستا‌های خوش آب و هوای کلات شدند، اما برخلاف دیگر گردشگران که به طبیعت می‌روند و پس از خوش گذرانی بازمی گردند، آن‌ها سفری شرورانه را آغاز و شروع به سرقت از اهالی روستا‌های کلات کردند،

غافل از اینکه مأموران پلیس با دستور سرهنگ امیررضا فعال، فرمانده انتظامی شهرستان کلات، پیش از آنکه متهمان بتوانند لوازم دزدی خود را به مشهد برسانند، این سارقان دزد را دستگیر می‌کنند.

ماجرای این پرونده به شکایت یکی از اهالی روستا‌های شهرستان کلات بازمی گردد. این فرد با مراجعه به پاسگاه جلیل آباد اعلام کرد که دو فرد به ظاهر گردشگر، وانت پیکان او را دزدیده و در همین منطقه در حال رفت و آمد ند. با اعلام این خبر به فرمانده انتظامی این شهرستان و صدور دستورات تخصصی از سوی سرهنگ فعال، تحقیقات به جریان افتاد.

مأموران با همکاری مال باخته و اهالی به سرنخ‌هایی رسیدند که نشان می‌داد سارقان در حوالی یکی از روستا‌های کلات دیده شده‌اند. با حضور مأموران انتظامی، این افراد قصد فرار داشتند که وانت سرقتی‌شان به تابلوی راهداری برخورد کرد و متوقف شد و هنگام فرار با پراید نیز ناکام ماندند و دستگیر شدند.

می‌خواستم بروم عروسی که وانت خراب شد

مالک وانت پیکان که خودرو اش در تصادف خسارت زیادی دیده بود، به عنوان شاکی در پاسگاه جلیل آباد حاضر شد و در شکایت از متهمان گفت: شبی که وانتم را دزدیدند، برای عروسی به روستا می‌رفتم که ماشین خراب شد. آن را حوالی قبرستان گذاشتم و پیاده به روستا رفتم. آخر آن شب، وقتی عروسی تمام شد و برگشتم، دیدم وانت را دزدیده‌اند. بعد به سراغ دوربین مداربسته سوپرمارکت روستای «چرم کهنه» رفتم و متوجه شدم که دو نفر وانت را دزدیده و با آن رفت و آمد می‌کنند.

ما آن‌ها را شناسایی کردیم و موضوع را به پاسگاه جلیل آباد اعلام کردیم. در ادامه با مأموران به سراغشان رفتیم که قصد فرار با وانت را داشتند و با ماشین من به تابلوی روستای «سینی» زدند و قصد داشتند با پراید فرار کنند که دستگیر شدند. خودروی من خسارت زیادی دیده است؛ همچنین مدارک خودروام پیدا نشده است و متهمان می‌گویند که آن‌ها را دور انداخته‌اند ولی نمی‌دانند کجا.

وانت بین راه خراب شد

بهمن، یکی از متهمان، در بازجویی‌های پلیس اعتراف کرد: من و ابوالفضل در مشهد هم محله‌ای و رفیق هستیم. شنبه هفته پیش او پیشنهاد داد که به کلات برویم. من هم قبول کردم و با پراید ابوالفضل راهی شدیم. در مسیر به دنبال خرید موادمخدر بودیم که نتوانستیم پیدا کنیم. ابوالفضل پیشنهاد داد در مسیر برویم و از باغ مردم گردو بچینیم.

برای همین وارد روستای «چرم کهنه» شدیم و رفتیم داخل یک باغ. بعد از ورود، چشممان به یک خانه باغ افتاد که درش قفل بود، اما قفل آویزان بود و بسته نشده بود. ما به راحتی وارد این خانه باغ شدیم. پس از ورود متوجه شدیم که یک کیسه گردو کنار اتاق است که آن را برداشتیم. دو گاز پیک نیکی، کلنگ، مقداری سیم برق و... نیز وجود داشت که همه را برداشتیم و از آنجا خارج شدیم.

متهم درباره سرقت وانت نیز معترف شد: این باغ در گودی بود. وقتی بالا آمدیم، خودمان را کنار قبرستان روستا دیدیم و متوجه شدیم که یک وانت پیکان آنجا رها شده است و کسی آن دور و بر نیست. ابوالفضل گفت که‌ می‌تواند بدون سوییچ، وانت را روشن کند و پیشنهاد داد که بیا این وانت را بدزدیم. بعد با هم در آن را باز کردیم و ابوالفضل آن را روشن کرد و خودش روی صندلی شاگرد نشست.

من پشت فرمان نشستم و ناچار با وانت وارد روستا شدیم. تقریبا شب شده بود که ماشین را در یک قسمت تاریک به طوری که دیده نمی‌شد، مخفی کردیم. بعد برای اینکه برویم و پراید خودمان را بیاوریم، برای یک پراید سفید که راننده اش یک پیرمرد بود، دست تکان دادیم و او ما را تا محل پارک پرایدمان رساند.

بعد پراید خودمان را برداشتیم و به سراغ وانت رفتیم. من سوار وانت شدم و ابوالفضل با پراید آمد و به سمت روستای «سینی نو» رفتیم و از آنجا به سمت «سینی کهنه» حرکت کردیم که وانت بنزین نداشت و بین راه خاموش شد.

این سارق که سابقه دارد، ادامه داد: وسایل را به پراید منتقل کردیم و دنبال کار خودمان رفتیم. دو روز بعد، یعنی دوشنبه پیش، برای انتقال وانت به مشهد آمدیم، اما هرکاری کردیم، وانت از جایش حرکت نکرد. در همین هنگام شلنگ ترمز پراید نیز پاره شده بود که در تلاش بودیم هر دو خودرو را تعمیر کنیم که فهمیدیم عده‌ای دنبال ما می‌گردند. خواستیم وانت را جابه جا کنیم که نشد و هر دو سوار پراید شدیم تا فرار کنیم که پلیس رسید و ما را دستگیر کرد.

{$sepehr_key_249313}

بهمن گفت به کلات برویم

ابوالفضل، دیگر متهم این پرونده، نیز اعتراف کرد: اول هفته پیش بود که بهمن، دوستم، پیشنهاد داد که برای تفریح به کلات برویم. من هم قبول کردم و با پراید من راهی آن منطقه شدیم. ساعت ۹ شب حرکت کردیم و بعد پلیس راه کنار جاده خسته شدیم و درون ماشین خوابیدیم. ساعت ۹ صبح به سمت روستای «سینی کهنه» رفتیم.

آن روز به خانه یکی از آشنایانمان در این روستا رفتیم و شب را آنجا بودیم و فردا ساعت ۲ عصر به روستای «چرم کهنه» آمدیم و ماشین را آنجا گذاشتیم و به سراغ یک خانه باغ رفتیم. آنجا با بهمن قفل را دونفری باز کردیم و وسایل را برداشتیم و از آنجا رفتیم که چشممان به وانت افتاد و آن را دزدیدیم و در تاریکی روستای «چر م کهنه» قایم کردیم و به سراغ پراید خودمان رفتیم، اما وقتی به سراغ وانت آمدیم، این خودرو وسط راه خراب شد و روز بعد وقتی تلاش کردیم آن را روشن کنیم، فهمیدیم که عده‌ای دنبال ما هستند و هنگام فرار دستگیر شدیم.

  در پیگیری این پرونده، متهمان در بازجویی‌های تخصصی تاکنون به هشت فقره سرقت اعتراف کرده‌اند که پس از تکمیل پرونده، متهمان برای رسیدگی به پرونده‌شان تحویل مقام قضایی شدند.