دخترک کتاب‌فروش!

غزاله حسین‌پور| پایین بودن سطح مطالعه در کشور مسئله‌ای نیست که به تازگی درباره آن بحث درگرفته باشد. برای رفع این مشکل فرهنگی هم گاهی پیشنهادهایی می‌شود و در مواردی هم کارهایی انجام می‌شود که نیت عاملان آن هرچه که باشد، می‌تواند از این مشکل بکاهد. یکی از این کارها فروش سیار کتاب به رهگذران و مغازه‌داران و عموم شهروندانی است که در سطح شهر مشاهده می‌شوند. در سال‌های اخیر بانوانی در سطح همین شهر مشهد ظهور کرده‌اند که دسته‌ای کتاب در بغل یا در کیف و کوله‌پشتی دارند و می‌کوشند این کتاب‌ها را به مردم بفروشند. اما فارغ از تأثیر این اقدام این دخترها و زن‌ها در کتاب‌خوان کردن مردم معمولی مسائلی حاشیه‌ای نیز وجود دارد، اینکه غالبا کتاب‌های عرضه‌شده به دست آن‌ها سطح کیفی استانداردی ندارند و از ترجمه‌های دم‌دستی گرفته تا آثار سطحی‌ای که روان‌شناسی‌های عامه‌پسند و توصیه‌هایی برای یک‌شبه پولدارشدن را دربرمی‌گیرند؛ همچنین گاهی فعالیت فروشندگان مدنظر سدمعبر تلقی می‌شود و برخورد مأموران شهرداری را به دنبال دارد. این در حالی است که به نظر می‌رسد روی‌هم‌رفته کتاب خواندن ولو خواندن کتاب‌های ضعیف بهتر از نخواندنش است و از سویی شغل مورد بحث می‌تواند مصداق اشتغال‌زایی باشد و مانع از برخی آسیب‌های اجتماعی ناشی از بیکاری. در گزارش پیش‌رو به فروش سیار کتاب و بانوانی پرداخته‌ایم که به این کار مشغول‌اند.


شغلی سخت با درآمد راضی کننده
زهرا اسماعیلی 22 سال دارد. اهل شمال کشور است و چندی پیش درسش را در مقطع کارشناسی مهندسی برق دانشگاه فردوسی به پایان رسانده است. او که به‌تازگی به فروشندگی کتاب روی آورده است، می‌گوید از همکارانش شنیده است در‌صورتی‌که فروش خوبی داشته باشند این کار درآمد درخورتوجهی دارد؛ علتش هم سود بالایی است که بابت فروش هر کتاب به آن‌ها تعلق می‌گیرد: البته میزان سود حاصل از فروش، به تعداد کتاب‌هایی که می‌توانی با خود حمل کنی و نیز نوع آن -که چقدر اثر پرفروشی باشد- بستگی دارد؛ مثلا از فروش کتاب‌های 45، 50 هزار تومانی، 22 هزار تومان سهمِ منِ فروشنده می‌شود و هر چه کتاب بیشتری بفروشم این سود هم افزایش پیدا می‌کند؛ بنابراین شغل ما میزان درآمد ثابتی ندارد. با این همه به جز اینکه هزینه زندگی دانشجویی مرا تأمین می‌کند، حتی می‌توانم با آن پس‌انداز هم داشته باشم.
شاید در نگاه برخی، شغل‌هایی از قبیل دست‌فروشی یا حالا فروش سیار کالا -ولو کتاب- صورت خوشی نداشته باشد، این دختر کتاب‌فروش هم منکر نیست که برای او که عنوان مهندس را بر خود دارد و در یک دانشگاه معتبر درس خوانده است، سخت است در خیابان راه برود و مردم را متقاعد کند که کتاب بخرند، بااین‌حال اذعان می‌کند که درآمد خوبی دارد و شاهد بوده است دانشجویانی با اشتغال به همین کار ماهیانه 3 تا 4 میلیون تومان درآمد دارند، حتی افرادی که زمان آزادتر و انرژی بیشتری دارند تا ماهی10میلیون‌تومان هم به دست آورده‌اند. از او درباره موضوعات و منبع تأمین کتاب‌ها می‌پرسیم که می‌گوید: همه کتاب‌ها را از یک انتشاراتی خاص تحویل می‌گیریم و موضوعات مختلفی چون رمان، روان‌شناسی، اجتماعی، سیاسی، کودک، انگیزشی و... را شامل می‌شود. به گفته زهرا، مشتریان نیز از اقشار گوناگون هستند و حتی پیش آمده است برخی افراد -که خودش نیز تصور نمی‌کرده است اهل مطالعه باشند- از او خرید کرده‌اند.
اما این پیشه هم سختی‌های خود را دارد که با توجه به جنسیت فروشندگان این سختی‌ها دوچندان می‌شود. چنان‌که از حرف‌های هم‌صحبت ما برمی‌آید، مشکل عمده او و دوستان همکارش، حمل کتاب‌هاست؛ زیرا هریک باید دست‌کم 20 کتاب به همراه داشته باشند که این حجم سنگین را برخی با کوله‌پشتی حمل می‌کنند و برخی با دست. طبیعی است که سنگینی این بار می‌تواند به آزردگی و آسیب‌دیدگی و دردِ کتف و کمر و دست بینجامد.
زهرا همچنین به مشکلات دیگری اشاره می‌کند: مدتی پیش، یکی از مشتری‌های دوستم شماره‌ تماسی به او داده بود تا با هماهنگی کتاب را برایش ارسال کند. همین باعث شده بود همسر این آقا با دوستم درگیر شود و او را کتک بزند. این‌قبیل مسائل، از دیگر مشکلات این کار است. گرما و سرمای طاقت‌فرسای هوا نیز رفت‌وآمدهای متعدد را سخت می‌کند. از طرفی توضیح دادن درباره کتاب‌ها و صحبت کردن با تک‌‌تک رهگذران، خستگی بسیاری به‌جا می‌گذارد. علاوه بر این‌ها، مزاحمت‌های بسیاری که برای ما اتفاق می‌افتد، از مصائب پررنگ این حرفه است. پیش آمده که برای فردی به شکلی مؤدبانه درباره کتاب توضیح می‌دهیم ولی او سوءاستفاده می‌کند و واکنش نامناسبی نشان می‌دهد.


مسئولان ما را به رسمیت بشناسند
بانوی دیگری که با او گفت‌وگو می‌کنیم، ترجیح می‌دهد نامش را نگوید. سی‌ودوساله و دارای مدرک دیپلم است. او که 2 سال و نیم می‌شود که به این کار مشغول است، احتیاج به پول را از عوامل کتاب‌فروشی خود معرفی می‌کند اما یادآور می‌شود که این حرفه سبب شده است کم‌کم به کتاب و کتاب خواندن علاقه‌مند شود.
درباره ماجرای ورودش به این حرفه می‌گوید: هنگامی که دنبال کار بودم، در تلفن همراهم آگهی‌ای دیدم که مؤسسه‌ای به دنبال چند همکار خانم آن را انتشار داده بود اما در آن آگهی ذکر نشده بود که برای چه کاری. وقتی به آنجا مراجعه کردم، فهمیدم دفتر انتشارات است و در این زمینه نیرو می‌خواهند. ما کتاب‌ها را از آن انتشاراتی تهیه می‌کنیم. البته شعبه اصلی‌اش در شهر قم است و مؤسسه یادشده و ما فروشنده‌ها زیرمجموعه آن هستیم. در این مؤسسه، هرکس هر کتابی بخواهد برمی‌دارد، عنوان‌ها و تعداد کتاب‌ها زیاد است و هریک از ما از هر کتاب چند جلد برمی‌داریم که گاهی روزانه بالغ بر 35کتاب می‌شود؛ این باری نسبتا سنگین است که ما با خود حمل می‌کنیم. برخی از بچه‌ها کیف چرخ‌دار دارند اما چون جابه‌جایی با این وسیله برای من سخت است، از کوله‌پشتی استفاده می‌کنم. مؤسسه انتشاراتی در ساعتی مشخص همه فروشنده‌ها را به نقاط مختلف می‌برد و در یک زمان مشخص هم آن‌ها را به آنجا برمی‌گرداند.
این بانوی کتاب‌فروش در رابطه با میزان سود حاصل از عرضه کتاب‌ها هم توضیح می‌دهد که از 30 تا 45 درصد سود فروشش به او تعلق می‌گیرد. بهای کتاب‌ها نیز بین 12 تا 50 هزار تومان متغیر است که روی‌هم‌رفته درآمد یک‌میلیون و 500 هزار تا 6 میلیون تومان را به همراه دارد. او از کارش راضی به نظر می‌رسد و می‌گوید: هزینه رفت‌و‌آمد به عهده مؤسسه است. از سویی نفس ایجاد این شغل، کارآفرینی برای بانوان و مثبت است، زیرا بیشتر شاغلان به آن یا سرپرست خانوار هستند و یا دانشجویانی که برای تأمین هزینه زندگی مجبور به کار کردن شده‌اند. ضمن اینکه خود ما فروشنده‌ها نیز از طریق کارمان به کتاب‌خوانی روی می‌آوریم.
او برخورد مردم را نیز در مقایسه با سال گذشته بهتر می‌داند و توضیح می‌دهد: قبلا مردم نگاه تمسخرآمیز به این کار داشتند و آن را دست‌فروشی می‌دانستند ولی حالا نگاه‌ها بهبود پیدا کرده است. وقتی هم که فروشنده با آن‌ها درباره کتاب صحبت می‌کند نظرشان مثبت می‌شود.
از نگاه مصاحبه‌شونده ما مشکل اصلی این شغل به رسمیت شناخته نشدن است. او از شهرداری گله‌مند است که با این کار موافق نیست و گاهی سنگ جلو پایشان می‌اندازد و مانع از فروششان می‌شود: شهرداری معتقد است کار ما با بساط کردن تفاوتی ندارد و باید حتما مجوز داشته باشیم، برای همین مأموران سدمعبر گاهی کتاب‌های ما را از ما می‌گیرند و ناچار می‌شویم جریمه زیادی بابت پس گرفتن آن بپردازیم، بااینکه ما کارت شناسایی داریم و دستگاه کارت‌خوانمان هم به نام انتشارات است. به نظر من بهتر است مسئولان پیگیر کسانی باشند که بدون مجوز کتاب‌هایی را چاپ می‌کنند و به فروش می‌رسانند، اتفاقا تعداد زیادی از فروشنده‌های چنین کتاب‌هایی درحال فعالیت هستند و وجهه این کار را خراب کرده‌اند. بدیهی است که میان فردی که به طور آزاد و بدون مجوز به این کار مشغول است با کسی که کارت شناسایی انتشاراتی خاصی را دارد، تفاوت وجود دارد.
این فروشنده سیار کتاب نیز یکی دیگر از مشکلات شغلش را مزاحمت‌ها و پیشنهادهای نامناسب زیادی می‌داند که او و همکارانش را آزار می‌دهد.
از او درباره طیف مشتریان می‌پرسیم که خریداران کتاب را بیشتر مردان و از صنف بازاری‌ها معرفی می‌کند؛ همچنین به‌گفته او کتاب‌هایی با موضوع چگونگی کسب درآمد بیشتر و آثار روان‌شناسی بیشترین فروش را دارند و مشتریان از میان رمان‌ها نیز بیشتر موضوعات فلسفی را می‌پسندند.
این بانوی کتاب‌فروش در پایان صحبت‌های خود درخواستی از مسئولان دارد؛ او از شهرداری می‌خواهد که با توجه به اینکه افراد شاغل به این حرفه علاوه بر زحمتی که می‌کشند، در پی کسب روزی حلال هستند، همکاری لازم را با آن‌ها صورت دهد.


از کتاب‌های زرد تا سد معبر
اما درباره این پیشه و آن‌ها که به آن اشتغال دارند، نظر مسئولان را جویا شدیم. به نظر می‌رسد رئیس شرکت تعاونی ناشران خراسان رضوی، اگرچه تأثیر این افراد را در افزایش سرانه مطالعه می‌پذیرد، درباره منبع تأمین کتاب‌هایشان انتقاد دارد: بیشتر این کتاب‌ها از مراکز پخشی فراهم می‌شود که عرضه‌کننده آثار منتسب به جریان کتاب‎سازی هستند. کتاب‌هایی که با تخفیف زیاد به فروش می‌رسند و احتمالا بیشترشان کتاب‌های زرد هستند.
مهدی نصیرزاده معتقد است این کار، کتاب‌فروشی نیست و نوعی از انواع مختلف بازاریابی جدید است اما درعین حال می‌گوید: با توجه به اینکه قشر کتاب‌خوان حرفه‌ای برای تأمین نیاز خود به کتاب‌فروشی‌های معتبر مراجعه می‌کنند و شاید بتوان گفت که عموما افرادی از فروشندگان مدنظر خرید می‌کنند که اهل کتاب نیستند، کار این فروشندگان کمکی هرچند کوچک به افزایش سرانه مطالعه است.
ما خواسته بانوان کتاب‌فروش سیار مبنی بر همکاری شهرداری با آن‌ها را با اداره کل هماهنگی و نظارت بر خدمات شهری شهرداری مشهد در میان گذاشتیم. پاسخ مکتوب این اداره از این قرار است: «مستند به تبصره 2 بند 55 قانون شهرداری‌ها، هرگونه گذاشتن شیئ و جسم داخل معبر که باعث مسدود شدن معبر شود، سدمعبر محسوب می‌شود و قانون‌گذار تفاوتی بین اصناف قائل نیست. ازاین‌رو شهرداری با هرگونه سدمعبر در سواره‌رو و پیاده‌رو برخورد خواهد کرد.»
آن‌گونه که از پاسخ شهرداری برمی‌آید، تجمع شخص فروشنده و خریدار در پیاده‌رو سد معبر تلقی می‌شود و ازاین‌روست که با این بانوان کتاب‌فروش برخورد می‌شود.