میگویند با ماه مهر میآید و مهربان است. با پاییز میآید ولی سرشار از تازگی و شروع دوباره است. همان ماه مدرسه و همان فصل تحصیل را میگویند. سالهای سال هم که بگذرد شور و حال این ماه و این فصل را میتوان بهسادگی عبورکردن از خیابانها، شلوغی مغازهها و حجم آدمهای در رفتوآمد دید. ناگهان شهر پر میشود از بچهها و پدر و مادرهایی که به دنبال خریدن و بردن هستند. اول مهر که میشود همه چیز به روال عادی خودش برمیگردد. والدین در خانه میمانند و بچهها را میسپارند به دست اولیای مدرسه.
اول مهر برای همه روز شروع مدرسههاست. چه برای کسانی که از واپسین روزهای تابستان در تدارک این روز و روزهای پیش رویش بودهاند و چه برای کسانی که مدرسههایشان را پشت سرگذاشتهاند و سالها از آن دور شدهاند. محال است وقتی شور و غوغای دبستانیها را میبینید و صدای زنگ مدرسه و بلندگوی آنها به گوشتان میرسد دلتان برای لحظهای جای آنها بودن تنگ نشود و دفتر کاهی خاطراتتان ورق نخورد.
گذشته از تمام احساسات خفته و تازهای که با اولین روز مهرماه در دلها جوانه میزند، روز اول مهر، روز پا گذاشتن به دنیای دانایی و خرد است. روزی که کودک را از دنیای تاریکی و ناآگاهی به دنیای آگاهی و بینش هدایت میکند و یافتههای بشری را به او میآموزد. از همین رو بیشترین دغدغه والدین انتخاب بهترین مدرسه و شیوه آموزشی برای فرزندشان است که او را تبدیل به یک فرد نخبه کند.
آموزش و پرورش آنقدر مقوله مهمی است که اگر سالها برایش بنویسند و برنامهریزی کنند هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد و نکتههای جامانده زیادی برای نوشتن. به همین دلیل برایش برنامهریزی میکنند، کتابها را تغییر میدهند و شعارها سر میدهند که هرچه بیشتر به پرورشی که میخواهند برسند.
بازگشایی مدارس امسال با شعار «امیدآفرینی، مشارکتپذیری و مهارتآموزی» همراه شده است. همانهایی که این روزها کمبودش را در نظام آموزشی یا درفضای دانشآموزی احساس میکنیم. در چندسال اخیر بیشترین هدف سیستم آموزشی پرورش دانشآموزِ درسخوانِ صرف بوده اما آنچه پس از پایان دوران تحصیل به جامعه وارد شد نیرویی بود که مدرکی در دست داشت و از عهده کاری برنمیآمد. امروزه در دنیا یکی از مباحثی که در امر یاددهی و یادگیری بهشدت روی آن تأکید میشود، یادگیری چگونه «فکرکردن» و چگونه «یادگرفتن» است، نه «چه یادگرفتن». گاهی توجه بیش از حد به «چه یاد گرفتن» سبب میشود از نظر کمیت مفاهیم زیادی را در ذهن دانشآموزان انباشته کنیم و توجهی به چگونگی یادگرفتن آنها و مفید بودن مواد آموختهشده برای زندگی حال و آینده دانشآموزان نداشته باشیم.
اگر بخواهیم خلاقیت دانشآموزان را توسعه دهیم و امکان بروز استعدادهای بالقوه را در آنان فراهم کنیم، باید در جوّ حاکم بر محیط آموزشی تجدید نظر کنیم. برنامه تازه و مهم این روزهای آموزش و پرورش، با اعمال شیوههای تازهای همچون مراکز تقویت خلاقیت، پرورش دانشآموز ماهری است که بتواند پس از پایان تحصیل عمومی برای خودش کارآفرینی کند.