مثل خیلی از اتفاقات و رویدادهای دیگر که تنها یکبار در سال آنهم به لطف نامگذاری در تقویم توجهمان را جلب میکند، سالمندان به همین اندازه از برنامه زندگی آدمهایی که هنوز این مرحله از حیات برایشان ملموس نیست، سهم دارند.
اختصاص چند شعار، انجام چند حرکت نمادین و برگزاری چند نشست و همایش بیفایده، تمام کاری است که در هفته سالمندان برای رفع تکلیف انجام میشود.این وسط اگر دبیر مدرسهای هم این مناسبت را به خاطرش داشته باشد احتمالا از دانشآموزانش میخواهد پدربزرگ و مادربزرگشان را موضوع انشا کنند. احتمالا در سال 1982 که شورای جهانی سالمندی سازمان ملل تشکیل شد و از سال 1990 که اول اکتبر هرسال با شعاری، به روز سالمندان اختصاص پیدا کرد، ایدهپردازان آن، منتظر اتفاق ویژهای در سطح جهانی بودند و به طرحی عملیاتی رسیده بودند. البته این جریانسازی در سطح جهانی بیتأثیر نبود و حال و روز برخی از کشورهای اروپایی و آمریکایی با ما متفاوت است.
برای مثال در کشور آلمان که جمعیت سالمند آن بالاست، خدمات رفاهی و درمانی بسیار مطلوبی به این بخش از جامعه تعلق میگیرد. یک فرد 60 ساله در آلمان انتظار دارد 24 سال دیگر نیز زندگی کند که 18 سال آن در سلامت جسمی و روانی کامل، سپری خواهد شد.کانادا نیز یکی از کشورهایی است که تسهیلات بهداشت و سلامت مناسبی برای سالمندان خود فراهم کرده است. امید به زندگی در یک کانادایی 60 ساله، 25 سال است و میتواند امیدوار باشد 5/18 سال آن را در شرایط جسمانی خوبی سپری خواهد کرد. دولت در بخش حمل و نقل نیز تسهیلات مناسبی برای افراد بالای 50 سال در نظر گرفته است. همچنین حقوق سالخوردگی در این کشور پرداخت میشود.در واقع کشورهای پیشرفته دنیا برای نیروی انسانی خود ارزش بالایی متصور هستند و حتی اگر از چرخه کار و ارائه خدمات خارج شده باشند بازهم مورد حمایت دولت هستند. مطمئنا این پیشبینی که تا سال 2050 یک پنجم جمعیت جهان را سالمندان در اختیار خواهند داشت در برنامههای میانمدت و بلندمدت آنها جایگاه ویژهای دارد.
دوباره برمیگردیم به کشور خودمان. هفته سالمندان با شعار «فرصتهای برابر برای تمام سنین» از چهارشنبه آغاز شد و تا سهشنبه 9مهرماه ادامه دارد. باز هم هرروز یک شعار مختص به خود را دارد و احتمالا برنامههایی نیز برای آن درنظر گرفته شدهاست. برای مثال به شعار روز یکشنبه 7 مهرماه توجه کنید: «روز سالمند، عدالت، حقوق شهروندی و حمایتهای قانونی» یا مثلا شعار امروز که «روز سالمند، رفاه اجتماعی و محیط توانمندساز» است.
سؤال اینجاست که در کدام یک از این موارد در طی سالیان اخیر موفق عمل کردهایم؟ آنقدر موفق که اگر از یک سالمند درباره عدالت یا رفاه اجتماعی سؤال شود با لبخند رضایت پاسخ دهد نه خنده تمسخر.میزان امید به زندگی یک سالمند 60 ساله ایرانی چند سال است؟ او با چه دغدغهها و مشکلاتی این برش از زندگی را سپری میکند و هزینه زندگی او از چه منبعی و به چه میزانی تأمین میشود؟کدام یک از شعارهایی که به نام سالمندان داده شده، توانسته است پاسخ قانعکنندهای به حداقل یکی از این پرسشها باشد.سالمندی، مرحلهای از زندگی است که هرکدام از ما به شرط عبور از حوادث مختلف، به آن میرسیم و باید به سهم خودمان برایش پایهریزی کنیم. حتی اگر به اندازه آموزش فرهنگ رعایت حرمت سالمندان به فرزندان و اطرفیانمان باشد.