دوره ما تمام شده و باید جوان‌ها سر کار بیایند

بهنام اخوت - صدای زنگ و ضرب از داخل زورخانه توس به گوش می‌رسد و حسین برای قدم‌نهادن در گود، بی‌تابی می‌کند. خودش می‌گوید نمی‌گذاشتند کودکان به زورخانه بروند، ولی انگیزه رفتن به‌سمت ورزش را از همان صداها و کنجکاوی‌ها به دست آورده است. می‌گوید هشت‌سالش بود که به رادیو و برنامه «سؤال از شما، پاسخ از ما» پیام داد: «چطور می‌توان معلم ورزش شد؟»؛ سؤالی که پاسخش حکم بر رفتن او به‌سمت معلمی ورزش شد. حسین مؤمن‌زاده، پیش‌کسوت بازنشسته عرصه دبیری ورزش و داوری کشتی، میهمان این هفته «دوشنبه‌ها با موسپیدان قضاوت» است.

 

به وقت تولد
دوم تیرماه1325 در محله میدان شهدای مشهد به دنیا آمدم، اما بزرگ‌‌شده کوچه کربلا، خیابان امام‌رضا(ع) هستم. فرزند بزرگ خانواده‌ام و 3 خواهر و یک برادر دارم. برادرم در دوران دانش‌آموزی در سطح آموزشگاه‌های استان کشتی می‌گرفت.

 

شغل در کنار داوری
بازنشسته آموزش‌وپرورش هستم و سال‌ها دبیر ورزش مدارس بودم.

 

دوران قضاوت
از همان نوجوانی بیشتر از آنکه دنبال کشتی و ورزش باشم، دنبال مربیگری و داوری بودم. به داوری علاقه زیادی داشتم؛ به‌حدی که مسابقات آموزشگاه‌ها را داوری می‌کردم. علاقه زیادی به جمع‌آوری تاریخچه کشتی ایران داشتم و همیشه روی یک شومیز بریده عکس ورزشکاران تیم ملی کشتی و نتایجشان در مسابقات مختلف را می‌نوشتم. یک‌بار که محمد خادم که عضو تیم ملی بود به مشهد آمده بود، خودم را به او رساندم و شومیزم را نشانش دادم. آن‌موقع هفده‌ساله بودم و محمد خادم خیلی من را تشویق کرد و گفت از فدراسیون کشتی چه می‌خواهی؟ من هم گفتم شهریورماه کلاس داوری دارید، می‎خواهم در کلاس داوری کشتی شرکت کنم! آن‌موقع یک جوان هفده‌ساله بودم و خادم سفارشم را کرد تا در کلاس داوری شرکت کنم. همان سال مدرک داوری‌ام را گرفتم؛ اما محمدیان، مدیرکل وقت ورزش خراسان، به جوانان اعتقادزیادی نداشت. من هم برای تحصیل در دانشگاه به تهران رفتم. یک بار در تعطیلات بین‌ترمی دانشگاه که به مشهد آمدم، برای تماشای مسابقات کشتی به سالن مهران رفتم. 2 کشتی‌گیر قوچانی روی تشک آمدند و داوران به مسابقه نرسیده بودند. یکهو نام من را برای قضاوت صدا زدند و من هم شوکه شدم. اصلا قرار نبود قضاوت کنم و با لباس رسمی روی تشک رفتم که اولین قضاوت رسمی و جدی من بود. در مسابقات مختلف ملی و بین‌المللی کشتی قضاوت کردم و مسابقات آسیایی1974 تهران مهم‌ترین آن‌ها بود.

 

مهم‌ترین قضاوت
دیدار بین یک حریف ترکیه‌ای و آلمانی را در جام تختی سال58 قضاوت کردم که بازی سطح بالایی بود. شاید آن دیدار مهم‌ترین قضاوت من بود.

 

اشتباه مهم در داوری
خدا را شکر در قضاوت‌هایم اشتباه تأثیرگذار آن‌چنانی نداشتم.

 

بهترین داور استان
اگر متهم به رفیق‌بازی نشوم، فکر می‌کنم «تبریزیان» بهترین داور کشتی مشهد است.

 

تفاوت داوری امروز با گذشته
امروز داوری‌ها با گذشته متفاوت است. امروز کشتی سریع و پُرامتیاز شده و کار داور کمی راحت‌تر است. من بنیان‌گذار کمیته داوران در کشتی استان هستم.

 

حال‌وروز داوری استان
واقع‌بینانه بخواهیم نگاه کنیم، داوری کشتی امروز خیلی بهتر شده است. بعد از من کلی داور بین‌المللی در مشهد سر کار آمدند و امروز هم وضعیت خوبی داریم.

 

عایدی از داوری کشتی
هیچ. عایدی من و امثال من از کشتی فقط عشق بوده است. آن‌موقع ما ساعت 4 عصر می‌رفتیم روی تشک و 11 شب برمی‌گشتیم. حق‌الزحمه‌مان هم 8 تا یک‌تومانی بود!

 

درددل
گلایه‌ای ندارم. الان دیگر دوره ما نیست و باید جوان‌ها سر کار بیایند.