از مادرم خواستم مرا بکشد!

روبرتو باجو، اسطوره فوتبال ایتالیا، در جشنواره ورزش در شهر ترنتوی ایتالیا، در کنار چهره‌های مهمی سخنرانی و مصاحبه کرد. او در ابتدای صحبت هایش، درباره کودکی خود گفت: یک روز پوشیدن پیراهن ویچنزا برای من رؤیا بود. پس از یک آسیب‌دیدگی جدی، به فیورنتینا رفتم و بنابراین 2 سال بازی نمی‌کردم. حتی در سال سوم هم کاملا از آسیب‌دیدگی رها نشده بودم. آسیب‌دیدگی برای من مانند کابوس بود. روز بعد از عمل زانویم از مادرم خواستم مرا بکشد! او در ادامه افزود: حتی هنگامی که خوب ظاهر می‌شدم، حس می‌کردم به هوادارانی که برایم صبر کردند، بدهکارم. با هواداران فیورنتینا پیوند عمیقی داشتنم و به سختی تلاش کردم تا با ویولا بمانم اما همه چیز برای من مقدر شد. پس از جدایی من از فیو، 3 روز در شهر هرج و مرج بود. هواداران شرایط را نپذیرفته بودند و من از اینکه دلیل این هرج و مرج بودم، احساس گناه می‌کردم .او درباره دوران حضور در یوونتوس افزود: به دنبال جوایز فردی نبودم زیرا فقط به موفقیت یووه فکر می‌کردم. فصل 1995-1996 به میلان رفتم و با قهرمانان بزرگی همبازی شدم. بولونیا هم قدم بزرگی بود زیرا در میلان به طور مستمر بازی نمی‌کردم. بنابراین تصمیم گرفتم جدا شوم. بولونیا شهر فوق‌العاده ای برایم بود و آنجا از بازی لذت بردم. از پوشیدن پیراهن اینتر خیلی خوشحال شدم زیرا آن‌ها برای خرید من تلاش زیادی کردند اما نمی‌خواستم به بولونیا خیانت کنم و در میانه فصل جدا شوم. با پیوستن به برشا، به‌دنبال حضور در باشگاهی بودم که به خانه‌ام نزدیک‌تر باشد زیرا پیش از آن 3 ماه تنهایی تمرین می‌کردم. امیدوار بودم ویچنزا با من تماس بگیرد اما سران تیم تماس نگرفتند. شبی تلفن زنگ خورد و کارلو ماتزونه خواست در مورد برشا با من صحبت کند. آن شب یک افسانه متولد شد. باجو درباره پنالتی معروف ازدست‌رفته در فینال جام‌جهانی 94 گفت: در همه زندگی‌ام، هرگز پنالتی خودم را به بالای تیرک دروازه نزدم. فقط همان یک‌بار آن اتفاق افتاد. از آن زمان تاکنون، بارها پیش از خواب، آن لحظه جلوی چشمم می‌آید. آن لحظه در ذهنم هنوز بازسازی می‌شود. به‌عنوان یک بچه، همیشه آرزوی این را داشتم که در فینال جام جهانی، با پیراهن ایتالیا در برابر برزیل بازی کنم. تنها چیزی که در رؤیایم نبود، این بود که در فینال جام جهانی در برابر برزیل، پنالتی را از دست بدهم. دیگر به من زمان ندادند تا آن لحظه را جبران کنم.وی ادامه داد: به جام جهانی 2002 امید زیادی داشتم اما مرا دعوت نکردند. شاید مغرور به نظر برسم اما معتقدم من شایسته حضور در آن جام بودم؛ هر چند که بعضی‌ها درباره وضعیت بدنی من شک داشتند. شایسته حضور در آنجا بودم و فوتبال این جام را به من بدهکار بود. باجو درباره مقایسه رونالدو و مسی گفت: هردویشان پدیده هستند. دیبالا هم کیفیتی باورنکردنی دارد. دیدن بازی نیمار هم سرگرم‌کننده است. باجو درباره شرایط امروز فوتبال نیزگفت : واقعاً دوست دارم در فوتبال امروز بازی کنم. وقتی می‌بینم داوران برای دیوار دفاعی حریف خط می‌کشند، به این فکر می‌کنم که می‌توانستم چقدر گل‌های بیشتری روی ضربات آزاد بزنم؛ نه‌تنها من، بلکه زیکو، میهایلوویچ و بقیه بازیکنان آن زمان.