سعید جلائیان - دهه کرامت و ولادت با سعادت امام هشتم (ع) برای ما بهانهای شد تا پای خاطرات ۳ دلداده امام رضا (ع) بنشینیم. اولین نفر خادمی است که حدود ۳ دهه کفشهای زائران را با احترام جلوی پایشان جفت میکند. دومین نفر مرد جوانی است که تشکیل شدن خانوادهاش را لطف امام هشتم (ع) میداند و مانند بسیاری از مردم مشهد زندگی مشترکش را در بارگاه منور امام رضا (ع) آغاز کرده است و آخرین نفر بانویی است که چند سال در قامت یک خادم به زائران حضرت خوشامد میگفت و آن را لطف و معجزه امام (ع) میداند.
• خادم امام حسین
علی پهلوان که وارد هفتمین دهه از زندگی خود شده اولین بار در ۷ سالگی کفشداری را در حرم امام حسین (ع) تجربه کرده است. خادم حرم امام رضا (ع) درباره اولین تجربه کفشداری خود در حرم امام حسین (ع) میگوید: «پدر من خواربار فروش بود و به سفرهای زیارتی علاقه زیادی داشت به طوری که هر سال بین ۴ تا ۶ ماه ما به عراق میرفتیم. اولین بار در کودکی من کفشداری را در یکی از همین سفرها تجربه کردم. پدر و مادرم ساعتها در حرم مشغول زیارت میشدند و من که خردسال بودم حوصلهام سر میرفت بهویژه که آن زمان حرم امام حسین (ع) بسیار خلوت بود و تنها شبهای جمعه کمی شلوغ میشد. با دیدن کفشداری سیدجعفر که در قسمت مزار حبیب بن مظاهر بود برای کمک به خادمی که آنجا مشغول بود رفتم. کفشدار که از خدا میخواست کسی کمکش کند و به کارهای خودش برسد کمک من را همیشه میپذیرفت. ابزار کار کفشدار یک میله بود که به سرش یک چنگک داشت و کفشها را با آن میگرفتیم و در گوشهای میچیدیم.»
• کفشداری شماره ۷!
سالها از روزی که پهلوان کفش زائران امام حسین (ع) را نگهداری میکند، میگذرد تا اینکه توفیق این کار دوباره نصیبش میشود منتهی این بار در مشهد و در قامت خادم امام رضا (ع). کفشدار حرم امام هشتم (ع) از نحوه مشغول شدنش در حرم امام رضا (ع) این گونه یاد میکند: «سال ۶۸ شنیدم از افراد داوطلب برای خادمی حرم امام رضا (ع) ثبتنام میکنند. من در آن زمان به رغم داشتن یک مرغداری، فرصت و عشق خدمت به زائران را داشتم. به همین دلیل نام نویسی کردم. چند سال از ثبتنام من گذشت. سال ۷۳ مشغول ساخت منزلم بودم که با من تماس گرفتند و گفتند برای خادمی حرم انتخاب شدم و باید به آنجا بروم. پیش از پوشیدن لباس در یکسری از کلاسهای آموزشی مانند حرمشناسی، عقیدتی و نحوه برخورد با زائران شرکت کردم و در نهایت از خرداد همان سال با حضور در کفشداری شماره ۷ صحن آزادی کارم را شروع کردم. البته در آغاز کار یک خادم باسابقه کنار من بود تا من به صورت عملی نیز کفشداری را یاد بگیرم.»
• اولین روزهای خدمت
اولین روز کاری برای بیشتر افراد با دیگر روزها تفاوت دارد و این روز اغلب در خاطرهها جاودان میشود. برای کفشدار حرم امام رضا (ع) نیز این گونه است. با وجودی که سالها از آن روز میگذرد او همچنان روزهای اول حضورش را در کفشداری خوب به یاد دارد. پهلوان درباره خاطرات روزهای اول خدمتش به زائران امام هشتم میگوید: «حس و حالی که در اولین روز کفشداری داشتم برایم دیگر تکرار نشد. حتی نمیتوانم احساساتی که داشتم، بیان کنم. یک اخلاص خاص در تمام آن مدت من را فرا گرفته بود. البته همچنان مانند روز اول برای این کار اشتیاق دارم به طوری که هر کشیک با وجودی که میدانم دوباره باز میگردم دوست ندارم بروم و ۱۲ ساعتی که شیفتم است همیشه برایم خیلی زود به پایان میرسد. برای جبران دلتنگیام سالها خارج از نوبتم برای کمک به دیگر خادمان میرفتم. البته من تنها نبودم که خارج از کشیکم خدمت میکردم. در گذشته این کار از سوی خدام زیاد انجام میشد و خادمان خارج از نوبت خود برای کمک به حرم میرفتند. در بین آنها افراد ثروتمند و خوشنامی بودند که داوطلبانه خارج از زمان کارشان سرویسهای بهداشتی و کفشهای زائران را تمیز میکردند.»
• تکریم زائران امام هشتم
تکریم زائران علی بن موسی الرضا (ع) برای ما مشهدیها واجب است. نکتهای که شهروند محله عنصری نیز به آن تأکید میکند و درباره ضرورت احترام به زائران توضیح میدهد: «از روز اول تلاش میکنم زمانی که میخواهم کفش زائران را به آنها بازگردانم این کار را مؤدبانه انجام دهم تا رضایت آنها را به دست بیاورم. البته تنها کفش زائران را جفت شده به آنها تحویل نمیدهم. همیشه با تواضع به زائران خوشامد و زیارتتان قبول باشد میگویم و به آنها لبخند میزنم، زیرا وقتی زائران این رفتار من را میبینند خشنود میشوند و خاطره خوبی از حرم امام رضا (ع) در ذهنشان باقی میماند. البته یک بار در فصل تابستان به واسطه ازدحام زیاد جمعیت، شماره یک زائر را اشتباه خواندم و کفش او را اشتباهی تحویل دادم. آن شخص که از شلوغی حرم اذیت شد و کمی از پیش دلخور بود، از من ناراحت شد و اخم به ابرو انداخت. با دیدن حالتش برای رفع دلخوری او تمام تلاشم را انجام دادم و عذرخواهی کردم. دلیل کارم این بود که جلب رضایت زائران وظیفه یک خادم است. یک خادم باید همیشه مراقب اعمال و کردارش باشد. اگر ما خطایی مرتکب شویم ممکن است خدای نکرده زائران آن را از چشم امام رضا (ع) ببینند و بگویند خادمان امام هشتم خطا کردند. زمانی که لباس به تن داریم باید بیش از گذشته مراقب رفتارمان باشیم به ویژه در مواجهه با زائرانی که از شهرهای دیگر به زیارت میآیند. من همیشه به زائرانی که از شهرهای دیگر میآیند احترام مضاعفی میگذارم، چون آنها به واسطه ارادتی که به امام رضا (ع) دارند رنج سفر را تحمل میکنند و با صرف هزینه زیاد به اینجا میآیند. من به عنوان میزبان وظیفه دارم با آنها خوش رفتاری کنم تا با خاطره خوبی باز گردند. خوشبختانه تمام خادمان امام رضا (ع) خوش برخورد هستند و اگر یک حرکت اشتباه از خادمی سر بزند که به ناراحتی زائری منجر شود مطمئن باشید از روی عمد نبوده است.»
• احترام مردم به خادمان
از گذشته مردم مشهد برای افرادی که لباس خادم امام رضا (ع) به تن دارند، احترام خاصی قائل میشوند و در برخورد با خادمان از آنها حتی طلب دعا میکنند. خادم حرم امام هشتم درباره برخورد مردم با او زمانی که لباس خادمی به تن دارد، میگویند: «من تنها لباس خادمی را در زمان کشیک به تن میکنم. هرباری که آن را میپوشم از همان لحظه نخست ناخودآگاه یک شوق برای رفتن به سمت معشوق در من ظاهر میشود. البته این حالت تنها به خود من خلاصه نمیشود و حتی اعضای خانوادهام نیز رفتارشان زمانی که لباس خادمی به تن میکنم ناخودآگاه تغییر میکند. در مسیر حرم مردم به واسطه این لباس احترام زیادی به من میگذارند. حتی برخی بر این باورند که خادمان رابطه خاصی با حضرت دارند و اگر حاجتشان را به ما بگویند و ما به امام، خداوند حاجت آنها را برآورده میکند. برای من بارها پیش آمده که مردم از من بخواهند برای آنها دعا کنم. حتی یک بار شخصی طلبکارانه از من خواست حاجتش را از آقا بگیرم. البته بیشتر افراد درخواست خواندن نماز و زیارتنامه را میکنند که متأسفانه نمیتوانم در حرم برای تک تک آنها نماز و زیارتنامه بخوانم. به همین دلیل همیشه میگویم نائبالزیاره خواهم بود و به حرم که میروم نیز یک نماز به نیابت از تمام آرزومندان زیارت امام رضا (ع) و افرادی که از من خواستند میخوانم.»
• کفش میهمانان
همانطور که برای میهمانان لباس خادمهای حرم مقدس است، برای میزبان نیز کفش میهمان متبرک و دارای ارزش معنوی است. کفشدار قدیمی حرم امام هشتم درباره ارزش کفش زائران توضیح میدهد: «کفشهای زائرانی که از راه دور و با تحمل رنج سفر برای زیارت میآیند برای ما که خادم امام هشتم هستیم دارای ارزش است و وظیفه داریم با احترام برخورد کنیم. این ویژگی برای تمام کفشها صدق میکند. برای من که کفشدار حرم امام رضا (ع) هستم قیمت کفش، تمیزی یا کثیفی آن مهم نیست و یک برخورد را با تمام کفشها میکنیم. البته کفشداریها به شکلی احداث شدند که بوی کفشها به مشام ما نمیرسد و زیاد متوجه بوی کفشها نمیشویم.»
حدود ۳ دهه سابقه و روی خوشی که به زائران امام رضا (ع) نشان میدهد باعث شکلگیری رفاقتهای زیادی بین او و زائران شده است. او درباره دوستانی که شهرهای مختلف پیدا کرده است، میگوید: «طی این سالها با زائران زیادی ارتباط برقرار کردم. برخی اوقات با آنها تماس میگیرم و احوالشان را میپرسم و برخی اوقات آنها از شهرهای خود با من تماس میگیرند و طلب دعا میکنند به ویژه زمانی که برایشان مشکلی پیش آمده است، برایشان دعا میکنم.»
بسته شدن درهای بارگاه منور امام هشتم به دلیل جلوگیری از شیوع کرونا باعث اندوه بسیاری از عاشقان این حضرت به ویژه خادمان امام شد. خادم قدیمی حرم امام رضا (ع) نیز تحمل این موضوع را دشوار میداند و میافزاید: «طی مدت خدمتم در حرم، سختترین روزها برای من ایامی بود که درهای حرم بسته بود. من همیشه فکر میکردم هر هفته نعمت خدمتگذاری به زائران حرم امام هشتم نصیب من میشود، اما این اتفاق باعث شد که من شکرگزار این نعمت باشم و قدر آن را بدانم. در مدتی که حرم بسته بود از خیابان زیارت میکردم و پس از بازگشایی نیز مانند یک زائر به حرم رفتم و دعا کردم شروع این ویروس از سر تمام مردم جهان کم شود.»
• خاطره شروع زندگی خانوادههای مشهدی
اغلب خانوادههای مشهدی یک خاطره مشترک از حرم امام رضا (ع) دارند و آن مربوط به آغاز زندگی مشترکشان است. بسیاری از خانوادهها با وجود گذشت سالها از شروع زندگی مشترکشان در حرم همچنان هر باری که به حرم میروند با یکدیگر یاد آن روز را گرامی میدارند و آن روز برایشان تکرار میشود. فاطمه و جواد نوروزی، زوج جوان محله عنصری، هستند که سال ۹۳ با حضور در بارگاه منور رضوی زندگی مشترک خود را آغاز کردند. خانواده نوروزی خاطره جالبی از شروع زندگی مشترک خود در حرم دارند که آن را برای ما بازگو میکنند.
جواد نوروزی درباره نحوه ازدواجش میگوید: «همسرم دخترعموی من است. خانواده همسرم حدود ۶ سال پیش از سرخس به مشهد آمدند و ساکن محله عنصری شدند. چند ماه بعد من که تازه خدمت سربازیام تمام شده بود همراه خانوادهام برای زیارت به مشهد آمدیم و در منزل عمویم مستقر شدیم. روز دوم در حرم از امام رضا (ع) خواستم کمک کند تا ازدواج کنم. همان شب خواب دیدم در مسیر حرم جلوی همه از دخترعمویم خواستگاری کردم و پاسخ مثبت را گرفتم. این خواب برای من مانند یک نقشه گنج بود. من خواب را برای خانوادهام تعریف کردم و همان کار را در مسیر حرم کردم. برای دعای کمیل ۲ خانواده راهی حرم شدیم که موضوع را مطرح کردم و خوشبختانه پاسخ مثبت را گرفتم.»
• عقد در حرم با حضور میهمانان
عقد زوجهای جوان در حرم امام رضا (ع) بیشتر مربوط به مردم مشهدی و تا حدودی روستاها و شهرهای اطراف مشهد است. نوروزی درباره چگونگی برگزاری مراسم عقدش در حرم توضیح میدهد: «ما هیچ اطلاعی از اینکه در حرم امام هشتم زوجهای جوان عقد میکنند نداشتیم. البته خانواده شنیده بودند، اما فراموش کرده بودند. ما در فکر برگزاری مراسم عقد و دعوت از میهمانان بودیم که پدر همسرم به طور اتفاقی از همکارانش شنید زوجهای جوان در حرم عقد میکنند. وقتی ما از این موضوع مطلع شدیم از اینکه میتوانیم زندگی مشترکمان را از حرم امام رضا (ع) شروع کنیم، خیلی خوشحال شدیم. در ادامه تصمیم گرفتیم از اقوام نیز دعوت کنیم به مشهد بیایند و در مراسم ما شرکت کنند. با توجه به اینکه این کار هزینهای برای ما نداشت میهمانان زیادی دعوت کردیم. عقد ما روز ولادت امام جواد (ع) بود و به میهمانان گفته بودیم ساعت ۱۲ به آنجا بیایند. روز موعود در بخشی که زوجهای جوان عقد میکنند خیلی شلوغ بود. من و همسرم به اتفاق خانواده مدت زیادی منتظر آنها شدیم. راستش فکر کردیم آنها به دلیل اینکه ازدواج فامیلی است مخالف هستند و نمیآیند. به همین دلیل وقتی دیدیم خبری از میهمانان نشد از یک عاقد خواستیم ما را عقد کند. وقتی از آنجا بیرون آمدیم پشت سر هم پیام تماسهای از دست رفته برای ما میآمد. بیش از ۴۰ میهمان از شهرستان آمده بودند و زمانی که تماس میگیرند و میبینند ما در دسترس نیستیم مشغول زیارت خود میشوند. برای اینکه از دل میهمانان در بیاوریم مجبور شدیم تمام آنها را به یک رستوران دعوت کنیم و فردای آن روز نیز تمام آنها به محضر آمدند و در آخر نیز مجلس عقدکنان برگزار کردیم.»
نوروزی درباره درسی که در این اتفاق گرفته است هم میگوید: «ما قصد داشتیم در مخارج صرفهجویی کنیم و میهمانان را به همین دلیل تنها به حرم دعوت کرده بودیم، زیرا میدانستیم میهمانان پس از مراسم عقد میخواهند برای خود زیارت کنند. با اتفاقی که افتاد و در بیآنتنی گوشیهای همراه در حرم مجبور شدیم در ۳ روز اول زندگی مشترکمان از میهمانان پذیرایی کنیم. این خاطره شیرینی برای من و همسرم شد. پس از آن روز هر بار به حرم میآییم از اتفاقی که افتاد، یاد میکنیم و همیشه مانند بار اول میخندیم. البته این را هم اضافه کنم تا به امروز تمام اقوامی که در مراسم ما حضور داشتند هر بار یکی از فرزندانشان میخواهد ازدواج کند، برای عقد به مشهد میآید و البته در منزل ما مستقر میشوند.»
• خادمی، دور از حرم!
برای کسی که لذت خادمی امام رضا (ع) را تجربه کرده، از دست دادن این نعمت دشوار است. این را اکرم شهیدی، فرهنگی بازنشسته که تا سال گذشته در حرم به عنوان خادم مشغول خدمت بود، میگوید و میافزاید: «همیشه آرزویم این بود در حرم امام هشتم (ع) خدمت کنم، اما به دلیل مشکلات و مشغلههای زندگی این امر برایم امکانپذیر نبود تا اینکه در سال ۸۶ مدرسهام تغییر کرد و یک روز برای من آزاد شد و فرصت اینکه بتوانم در حرم مشغول شوم برایم مهیا شد. با کلی امید و آرزو به حرم رفتم و درخواست خودم را مطرح کردم. متأسفانه مسئول آنجا به من گفت ۴۵ سال نهایت سنی است که خدام را جذب میکنند و از سن من گذشته است. دلم شکست هر چه اصرار کردم فایده نداشت. در نهایت به من گفتند فردا دوباره بروم. ناامید بودم، اما از امام رضا (ع) خواستم کارم را درست کند تا در حرمش خادمی کنم. روز بعد دوباره به آنجا مراجعه کردم. در کمال تعجب دیدم رفتار و سخنان خانمی که روز قبل به درخواستهای من به سردی پاسخ میداد به کلی تغییر کرده است. آن خانم حتی جلوی پای من بلند شد. به او گفتم برایم مهم نیست چه وظیفهای به من بدهند، هرچه باشد با جان و دل انجام خواهم داد. خوشبختانه قبول کردند و من از سال ۸۶ در آسایشگاه مشغول خیاطی شدم. سال ۹۱ به بخش تفتیش منتقل شدم. از این جابهجایی و اینکه میتوانستم به زائران خوشامد بگویم، ذوقزده بودم. وقتی زائران وارد میشدند اگر نشسته بودم بلند میشدم و به آنها احترام میگذاشتم و خوش آمدید میگفتم. حتی یک بار وقتی گروهی از بانوان عشایر وارد شدند ناخودآگاه از دیدن آنها به وجد آمدم و در آغوششان کشیدم. همیشه به زائران محبت میکردم و قربان صدقه آنها میرفتم به نحوی که همه تعجب میکردند. البته این رفتار دو سمتی بود و زائران نیز همین رفتار را با من میکردند.»
• گرفتن حاجت برای زائران
روی گشاده و لب خندان این خادم باعث میشود زائران و مجاوران امام رضا (ع) او را محرم رازهای خود بدانند و واجد شرایط اینکه برایشان دعا کند. شهیدی درباره درخواستهای مردم برای بیان حاجتهایشان توضیح میدهد: «از روزی که خادم شدم هر روز به تعداد افرادی که به من التماس دعا میگفتند بیشتر میشد. مردم از من میخواستند برایشان دعا کنم. یک بار خانمی در حرم از من خواست برایش دعا کنم تا صاحب فرزند شود. من تا امکانش را داشتم برای همه نماز و دعا میخواندم برای او نیز همین کار را کردم. خوشبختانه با عنایت پروردگار همان زن مدتی بعد پیش من آمد و خبر بچهدار شدنش را داد. افزون بر این خانم خیلیها میگفتند دعایم برایشان مستجاب شده است. البته اینها تمامش به واسطه نوکری حضرت رضا (ع) بود و دعای خود آنها و من کمترین نقش را داشتم.»
• جدایی خادم از زائر
مشکلات خانوادگی و بیماری باعث میشود شهیدی نتواند کارش را ادامه دهد. شهیدی با اشاره به مشکلاتی که برایش ایجاد میشود، میافزاید: «متأسفانه به علت مشکلات خانوادگی و بیماری خودم و فرزندم از سال گذشته دیگر نتوانستم خدمت به زائران را ادامه دهم. الان به شدت حسرت آن روزها را میخورم و حاضر هستم هر مدتی هر کاری که باشد در حرم برای زائران انجام دهم. الان آرزو میکنم دوباره بتوانم در حرم خدمت کنم. مهم نیست چه کاری باشد تنها میخواهم خدمت کنم. از روزی که به حرم نرفتم دلتنگ شدم. هر باری که این طوری میشوم لباس خادمیام را میپوشم. لباسی که برایم خوش یمن بود و همیشه گره از مشکلاتم گشوده است.»