حانیه سالم| در زیارت آلیاسین، انسان طعم شیرین گفتوگو با امام را میچشد، بنابراین انسان، استعداد و قابلیت دارد که دائم زیر نگاه مولایش باشد و مشهود او شود و همراه امامش باشد. وقتی درِ خانه ولایت همیشه باز است، ما تنها باید دلمان را بهسمت کعبه حضورش بچرخانیم. امام، سرچشمه کمالات الهی است و جانبخش دلهای مرده. او حیات واقعی را به ما هدیه میدهد. وظیفه ما هم همین است که مدام درِ این خانه را بکوبیم تا قلبمان را به او نشان دهیم و در پرتو فیض هدایتش، از زلالی زندگی سیراب شویم. این مسیر، بازگشت به اصل خویش است.
اظهار عقاید حق برای همسنخی
«أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ... وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ.» شما را گواه میگیرم ای مولای من که بر قلب من بنگر. من شهادت میدهم به یگانگی خدا و یگانگی او را در تدبیر همه عالم میبینم و شهادت میدهم به اینکه فقط حکم او باید مطاع باشد و نیز میبینم که حضرت محمد(ص) بنده و رسول چنین خدایی است و آثار توحید الهی در حرکات و سکناتش نمایان است، محبوبی جز او و اهل او نیست. شهادت میدهم که امیرالمؤمنین(ع) حجت اوست و نمایش آن چیزی است که او میخواهد؛ همچنان که اهلبیت(ع) همه و همه حجت او بوده و هستند و تمام حرکات و سکنات و گفتار این ذوات مقدسه، ملاک و نمایش خواست خداست.
امام؛ حجت خدا
«وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّهُ اللَّهِ.» و شهادت میدهم و با عمق جانم مشاهده میکنم که تو ای امام حاضر و ای مخاطب امروزین من! حجت خدایی و آنچه تو از ما میخواهی، همانی است که خدا از ما میخواهد و آنچه تو ما را از آن نهی میکنی، همانی است که خدا ما را از آن نهی کرده. تو حجت خدا و نمایش توحید حضرت «الله» هستی. توحید خدا در جمال و جلال شما نمایان است و آیینه تمامنمای محبوب جان همه انسانهایی.
معیت امام زمان(عج) با همه چیز
«أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الآخِرُ.» شما ابتدا و انتهای همهچیز هستید؛ مثل نور که تا نباشد، چیزی دیده نمیشود. در رؤیت هر چیز، اول نور، رؤیت میشود و در انتها هم باز نور به آن چیز میخورد و همان نور در چشم ما منعکس میشود. حقیقت ذوات مقدسه معصومین(ع) نیز از همین قرار است؛ چراکه از یک نظر رسول خدا(ص) فرمودند: «اولین چیزی که خداوند خلق فرمود، نور من بود.» از طرف دیگر امامعلی(ع) درباره مقام اهلبیت(ع) میفرمایند: «ما اهلبیت، از خود رسولالله(ص) تا آخرین ما، همه در یک مقام هستیم و نباید بین ما جدایی قائل باشید. پس همانطور که اولین نور، نور محمدی بود و به یک اعتبار نور اهلبیت، آخرین نور نیز نور اهلبیت(ع) خواهد بود.»
توجه به رجعت؛ عامل نجات از ظلمت
«وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لا رَیْبَ فِیهَا یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْسا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرا.» ما معتقدیم که رجعت و بازگشت شما که برگشت عدالت و معنویت کامل است، حق و حتمی است. در آن شرایطی که به نور شما همه مرزهای ایمان و کفر مشخص شده است، آنهایی که مؤمن به ظهور چنین شرایطی نشدهاند و ایمان خود را فعال نگه نداشتهاند تا به خیری نایل شوند، دیگر فرصت را از دست دادهاند؛ چراکه هر انسانی با حداقل ایمان، بهراحتی میتواند بفهمد که خداوند به ظلمات آخرالزمان راضی نیست و هرگز نمیپسندد که ظالمان، عنان جهان را به دست گیرند و بر مظلومان هرچه میخواهند، تحمیل کنند.
همدلی با امام(ع)
«وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ...وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِیدَ بِهِمَا حَقٌّ.» «من با تمام وجود و در منظر قلب و عقل خود میبینم که مرگ به معنی ادامه حیات، پس از این دنیا و ملاقات با دو ملک نکیر و منکر، حق و حتمی است و بهترین نوع وقوع است؛ همچنان که نشر و گشوده شدن صحیفه اعمال و بعثت و برانگیخته شدن در حشر و روبهرو شدن با صراط، حق است و شدنی و بهترین نوع وقوع، همین نوع است که واقع میشود؛ همچنان که مرصاد و کمینگاه، حق است تا زیبایی عدل به عالیترین شکل آن ظاهر شود و نیز میزان و حشر و بهشت و جهنم و وعده به نیکوکاران و وعید به گناهکاران، همه حق است و چه زیباشدنی!»
ما هم از مستان این مِی بودهایم
«یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خَالَفَکُمْ... وَ الْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ.» ای سرور من! پذیرفتهام که با ولایت و برنامهریزی شما روزگارم را بگذرانم. آنکه مخالف شماست، بدبخت شد و آنکه پیرو شما شد، سعادتمند گشت، پس تو را گواه میگیرم بر این موضعگیریام که من دوستدار شما هستم و از مخالف شما متنفرم. حق آن است که شما به آن راضی هستید و باطل آن است که شما از آن ناراضی باشید. معروف و نیکویی همانی است که شما به آن امر میکنید و منکر و ناپسندی آنی است که شما آن را نهی میفرمایید.
برگرفته از کتاب «شرح زیارت آلیاسین»، اصغر طاهرزاده