روز جهانی شهرساز یعنی هشتم نوامبر هر سال معمولا تنها روزی است که در رسانهها درباره دغدغهها و مسائل شهرسازی صحبت میشود. شهرسازی رشته بسیار جامعی است که در زندگی انسانهای بسیاری در نسلهای مختلف تأثیر میگذارد و با بسیاری از رشتههای دیگر در پیوند قرار دارد. شهرسازی رشتهای است که از تفکرات و باورهای فرهنگی و اجتماعی یک ملت تاثیر می گیرد و بر سبک زندگی آنها تأثیر میگذارد. با این همه در کشور ما متأسفانه بهایی در خور این جامعیت و تأثیرگذاری، به شهرسازی داده نمیشود. سالهاست که در جدال عملیاتی بین مشاوران دانشگاهی (با نگاهی آرمان گرایانه و صرف علمی) و معماران تجربی و مهندسان عمران که جریان ساخت و ساز را در دست دارند، شهرسازی قربانی شده و هیچ یک نتوانستهاند بپذیرند که شهرسازی بالای سر معماری و عمران قرار دارد، اما چرا شهرسازی تأثیر مستقیم بر سبک زندگی شهروندان و تفکرات آنها دارد؟توضیحات مختلفی برای پاسخ به این سؤال وجود دارد، اما شاید یک جمله یک خطی خلاصه تمام آنها باشد و آن هم این است که: نگاه شهرسازی به ساختِ شهر، تنها نگاه فیزیکی نیست و به جنبههای معنوی و نیازهای ارتباطی انسان هم توجه میکند. موضوع را با یک مثال درباره محله خودمان، یعنی محله فرهنگیان توضیح میدهم. میدانیم که جمعیت زیادی از منطقه فرهنگیان را خانوادههای متوسط رو به بالا و دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل میدهند که نیازهای متفاوتتری نسبت به دیگر محلات دارند. مشکلات محله و در واقع نیازی که آنها در محلهشان احساس میکنند، برخلاف بیشتر محلات دیگر، پروژههای عمرانی نیستند بلکه آنها به فضایی برای گفتوگو و تعامل و به عبارتی به یک پاتوق فرهنگی شایسته این قشر نیاز دارند. خب پاسخ به این نیاز برعهده چه بخشی است؟ نگاه جزئینگر و ساخت و سازی عمران به این جنبه فکر میکند؟ یا معماران تجربی میتوانند به مطالبات اجتماعی و روانی شهروندان در ساختوساز توجه کنند؟ پاسخ روشن است. شهرسازی است که با نگاه کلینگر و با شناخت کارکردهای مختلف بخشهای تشکیل دهنده یک شهر، تکههای این پازل را جوری میچیند که زمینه آسایش فیزیکی و روانی شهروندان در منطقه زندگیشان فراهم شود.