ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید کاظم ثابت ضیایی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید کاظم ثابت ضیایی

مادر است دیگر، با اینکه سال‌ها از شهادت فرزندش گذشته، اما دلتنگش است، از ویژگی‌های خوب فرزند شهید روایت می‌کند و علت حضور او را در خط مقدم دفاع مقدس، علاقه به وطن توصیف می‌کند. از نگاه مادر، هنوز هم قاب عکس فرزند شهیدش، سرشار از عطر گل محمدی است.
ویدئو| پیام انگلیسی دختران مشهدی به توهمات ترامپ

ویدئو| پیام انگلیسی دختران مشهدی به توهمات ترامپ

جمعی از دختران مشهدی به توهمات ترامپ پاسخ دادند.
ویدئو | روایت خواب زن مسیحی و عضو ایرلندی کاروان صمود در برنامه محفل

ویدئو | روایت خواب زن مسیحی و عضو ایرلندی کاروان صمود در برنامه محفل

تارا اوگریدی، زن مسیحی و عضو ایرلندی کاروان صمود است که خوابش را در برنامه محفل روایت می‌کند و می‌گوید: به امام حسین(ع) گفتم ببخشید که دیر رسیدم. من چهارده قرن دیر رسیدم. متاسفم که اونطور به شهادت رسیدی.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید رحیم علی اکبری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید رحیم علی اکبری

مادر وقتی از خاطرات فرزند شهیدش سخن می‌گوید به این نکته اشاره دارد که فرزندش می‌توانست پزشک شود و از راه طبابت به مردم کشورش کمک کند، اما او هدف بالاتری داشت و آن هم دفاع از مردم کشورش در مقابل دشمنان این سرزمین. فرزند شهیدش در عملیات شناسایی منطقه با ترکشی که در بمباران دشمن به گردنش خورده بود به درجه والای شهادت رسید. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید حسین علی جعفری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید حسین علی جعفری

مادر از خاطرات فرزند شهیدش تعریف می‌کرد، از ویژگی‌های خوب او، از سن کم فرزندش و علاقه شدیدش به رفتن به جبهه و دفاع از وطن. هم مادر و هم برادر موافق رفتن سید حسین به جبهه نبودند، چون سن او خیلی کم بود. با این وجود او روش‌های مختلفی را برای رفتن به جبهه انجام داد، ولی بازهم موفق نشد، اما در نهایت، او همراه عمویش به جبهه رفت و در عملیاتی که در شلمچه انجام شد به شهادت رسید. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد همتی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد همتی

مادر هنوز هم وقتی درباره فرزند شهیدش صحبت می‌کند غم و اندوهی در چشمان و صورتش دیده می‌شود، او از روزی سخن می‌گوید که، چون دوستان فرزندش پس از حضور در جبهه به شهادت رسیدند، دلش نمی‌آمد فرزندش هم به جبهه برود. او می‌خواست فرزندش وقتی به سن سربازی رسید به جبهه برود تا هم بزرگ‌تر شود و هم به سلامت بازگردد، اما فرزندش پس از گذراندن دوره آموزش در خاش، به سومار رفت و به دلیل شیمیایی شدن به درجه والای شهادت رسید.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی

مادر رضایت نمی‌داد فرزندش به جبهه برود، علتش هم این بود که او فقط سیزده سالش بود که تصمیم گرفت از طریق بسیج به جبهه برود، وقتی او به هفده سالگی رسید و به مرخصی آمده بود، مادر ازش خواست بیشتر بماند، اما وقتی متوجه شد که فرزندش خواب امام زمان (عج) را دیده است که از او خواسته بودند که به جبهه بازگردد، با رفتن فرزندش به جبهه موافقت کرد و دیری نگذشت که خبر شهادت فرزندش را برای مادر آوردند. / روحش جاویدان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا خلیل زاده

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا خلیل زاده

مادر فرزندش را خوب تربیت کرده بود طوری که وقتی همرزمان فرزندش شهیدش به منزلشان آمده بودند همه او را در تربیت و ادب یاد می‌کردند. وقتی خبر شهادت فرزند به مادر رسید، او سر و صدایی نکرد فقط سوره عصر را آرام زمزمه کرد و وقتی بر بالین پیکر پاک فرزندش رسید از فرزندش خواست تا او شفاعت کند. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

مادر به خاطراتی که در ذهنش داشت فکر می‌کرد، آخرین بار که فرزندش را دیده بود به نوروز سال ۶۶ بازمی گشت، زمانی که فرزندش بعد از گذراندن دوره آموزشی غواصی، چهار روز مرخصی گرفته بود تا نزد والدینش بیاید و این آخرین باری بود که مادر، فرزندش را دید، زیرا او هجدهم فروردین همان سال به شهادت رسید و هشت سال مفقودالاثر بود تا اینکه پیکرش را به شهر آوردند و به مادر خبر دادند که برای تشییع پیکر پاک فرزندش به مهدیه شهر برود.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حیدر آرام جو

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حیدر آرام جو

مادر، فرزندش را وقتی از سن و سال کم به جبهه می‌رفت به خدا سپرده بود، وقتی هم فرزندش در سن هجده سالگی در جبهه به شهادت رسید، با اینکه مانند سایر مادران برای دوری از فرزندش گریه می‌کرد، اما در قلبش فرزندش را تحسین می‌کرد که با سن کم، شجاعتش زیاد بود و می‌خواست مقابل دشمنان سرزمینش بایستد و در همین مسیر هم به درجه والای شهادت رسید. / مسیرش جاودان
< 5 >