ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید داراب آخرتی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید داراب آخرتی

پروین خانم اینقدر به داراب پسرش وابسته است که حتی وقتی بعد چهاردهه یادش می‌کند بغض اش همه جا را پر می‌کند. پسری که جز ادب و متانت و احترام چیز دیگری در حافظه مادر و خانواده از خودش نگذاشته است. پروین خانم طلوع‌های زیادی را در هوای غروب گذارنده، اما دلش خوش است که شهیدش را برای انقلاب و اسلام و مردم داده/یادش پررهرو
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید بهزاد احدیان

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید بهزاد احدیان

مادر شهید است دیگر، دلش می‌گیرد، در دلش غوغاست، آخر چه چیز می‌تواند برایش جای فرزندش را پر کند؟ او هنوز هم می‌گرید، هنوز بغض عصرانه اش تمام نشده است .بهزاد برای پدر و مادرش احترام خاصی قائل بود، وقتی تصمیم گرفت به جبهه برود از والدینش اجازه گرفت، مادرش می‌گفت: بار اول به کردستان رفت و پس از چند ماه مرخصی گرفت و به دیدارمان آمد، اما او قلبش برای دفاع از وطن می‌تپید، برای همین هنوز یک هفته از آمدنش نگدشته بود، به جبهه بازگشت و این بار به شلمچه رفت. پایش ترکش خورد و دوباره نزد خانواده اش برگشت. مادر تنها عکسی که از پسرش دارد در لباس یک بیسمچی غواص است، شهید بهزاد احدیان ۳ سال مفقودالاثر بود و مادرش در این مدت خوابش را می‌دید، اما از وقتی پلاکش پیدا شد دیگر به خواب مادر نیامد. / یادش مانا
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد نجفی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد نجفی

احمد نجفی بچه نجیب و خانواده دوستی که مادرش هنوز هم وقتی حرف میزند بغض اش را قورت میدهد وقتی به سن نوجوانی رسید تصمیم گرفت مدرسه را رها کند وبرای کمک به پدر پیرش در شغلی مشغول شود، او از کودکی به خطاطی علاقمند بود و این هنر را تا قبل از اینکه به سربازی برود ادامه داد. ۷ ماه پس از دوره سربازی اش به دیدار خانواده اش آمد، قبل از شهادتش نیز برای خواهران و برادرانش مانتو و لباس مشکی فرستاد انگاری می‌دانست شهادتش نزدیک است و مادر خواب خداحافظی اش را دید / یادش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد سهرابی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد سهرابی

اگر بپرسند لقب بزرگترین قلب دنیا به چه کسی می‌رسد بدون تردید نام مادر شهید را خواهم آورد. هر کسی فرزندی داشته باشد می‌داند که جگرگوشه اش را با دنیا عوض نخواهد کرد، اما او فرزندش را در راه خدا داد تا آرمان‌ها حفظ شود، تا ارزش‌ها حفظ شود. چنین کسی که از بزرگترین دارایی اش برای حفظ ارزش‌ها می‌گذرد، اگر قلبی بزرگ ندارد پس چه چیز در درون اوست که اینگونه او را خدایی کرده. محمد سهرابی از طریق ارتش به سربازی رفت، چون سن و سالش کم بود نتوانست از طریق سپاه به سربازی برود، ۱۸ ماه سرباز بود، حتی وقتی به جبهه رفت هر ۴۰ روز یک بار به دیدن خانواده اش می‌آمد و دوباره به جبهه برمی گشت، اما روزی رفت و دیگر برنگشت / یادش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد ابراهیم سرابندی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد ابراهیم سرابندی

محمد ابراهیم سرابندی در کودکی بسیار آرام بود، شیطنت نداشت، ورزشکار بود و کاراته کار می‌کرد، بعد از رفتن به جبهه، هر زمان اعلام می‌شد پیکر تعدادی شهید به ایران آمده، مادرش به محل شهدا سر می‌زد، اما هنوز خبری از شهادت پسرش به او نرسیده است. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا مرتضوی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا مرتضوی

سربازی رفتن علیرضا مرتضوی همزمان شد با دوران دفاع مقدس، اما وقتی شهید شد هیچ کس ازش خبر نداشت، حتی اسمش در لیست شهدا، جانبازان و آزادگان بنیاد شهید هم نبود، ولی مادرش می‌گفت: فرزندم شهید شده، وقتی برای زیارت به حرم مطهر رضوی مشرف می‌شوم صدای پای فرزندم را پشت سرم می‌شنوم، گویی علیرضا هم با من به حرم امام هشتم (ع) برای زیارت مشرف می‌شود. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| محمد علی بقالیان تاجری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| محمد علی بقالیان تاجری

محمد علی بقالیان تاجری آدم فعالی بود در کنار درس خواندن و دوران مدرسه، کار می‌کرد، در تمام راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد، قصد داشت از طریق ورود به سپاه به جبهه برود، اما شرایط حضورش در انجا میسر نشد و از طریق ثبت نام در ارتش به جبهه رفت، دو، سه بار مرخصی گرفت و مدت کوتاهی پیش خانواده اش بود، اما بار آخر در عملیات فتح المبین به شهادت رسید. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علی اصغر اسدی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علی اصغر اسدی

علی اصغر اسدی خیلی قبل‌تر از اینکه برود جبهه، خودش را آماده کرده بود، شهید اصغری با اینکه سن کمی داشت، اما نماز شب می‌خواند، در کنار مدرسه، در پایگاه بسیج هم حضور فعال داشت و جبهه رفتن و دفاع از وطن و هموطنانش را جزئی از وظیفه خود می‌دانست. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید نعمت‌الله حسنی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید نعمت‌الله حسنی

در چهارده‌سالگی هوای جبهه داشت، اما دل مادر راضی نمی‌شد و می‌گفت «تو هنوز برای جبهه‌رفتن بچه‌ای، تا هفده ساله‌ات نشود، اجازه نمی‌دهم!» شهید نعمت‌الله حسنی برای اینکه پدر و مادرش را راضی کند، سه بار آموزشی رفت، تا اینکه یک شب خواب دید شهید شده و وقتی خوابش را برای مادرش تعریف کرد، او هم طاقت نیاورد و پسرش را راهی کرد؛ یادش گرامی.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد علی سروری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد علی سروری

شهید محمد علی سروری به اقامه نماز بسیار اهمیت می‌داد، حتی اذان هم می‌گفت، این را می‌توان در بیان خاطرات مادر از فرزند شهیدش متوجه شد، او از فرزندش راضی است، آن وقت‌ها که مراسم عزاداری شهادت امام حسین (ع) در نیمی از برف با حضور عاشقان و دلدادگان این حضرت برگزار می‌شدشهید سروری در این مراسم شرکت می‌کرد/ یادش گرامی
< 8 >