ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| اسماعیل ساده پهلوانی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| اسماعیل ساده پهلوانی

مادر است دیگر، وقتی بعد از چند دهه درباره پسرش شهید اسماعیل ساده پهلوانی سخن می‌گوید،دلش می‌رود به روزهای که بغلش می‌کرده. اسماعیل بسیار مهربان بود و رضایت والدین برایش اهمیت داشت، حتی وقتی فهمید مادرش برای رفتن به جبهه رضایت ندارد، سعی کرد دلش را به دست آورد اما حکایت رضایت گرفتن از مادر فرق داشت چرا که بانویی نامه رفتن پسر را در خواب به مادر سپرد. اسماعیل ۶ ماه پس از شروع جنگ به مناطق جنوبی کشور رفت و در دومین اعزام شهید شد./ یادش جاوید.
ویدئو | نظم قابل توجه در رژه بانوان ارتش چین
ویدیو | قیام ایرانی‌ها برای نجات دختران ایران
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید مرتضی معینی محولاتی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید مرتضی معینی محولاتی

مادر مرتضی می‌گفت، وقتی فرزندم شهید شد تازه متوجه شدیم که نگاه فامیل و آشنا به او چقدر مثبت بود. مرتضی از دوران کودکی بسیار اجتماعی، خوش برخورد و مردم دار بود. ۱۶ سالش بود که عزم رفتن به جبهه را کرد، بار اول که به مرخصی آمد همیشه به مادرش می‌گفت: دغدغه آموزش مبانی لازم به سربازان برای دفاع بهتر در جبهه را دارم. همین دغدغه باعث شد تا وقتی برای بار دوم به جبهه برود، آموزش به سربازان را با هدف عملکرد بهتر در عملیات مختلف را انجام دهد و در همین مسیر نیز به شهادت برسد. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدحسین حسین‌نژاد

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدحسین حسین‌نژاد

مادر محمدحسین منتظر است فرزندش را روز قیامت ببیند، او خواب پسرش بعد از شهادت را دیده و می‌گوید: محمدحسین ۱۸ سالش بود که به جبهه رفت، قبل از اعزام، من و پدرش مخالفتی برای جبهه رفتن نداشتیم، اما با وجود اینکه سه بار برای اعزام اقدام کرد به علت ریزنقش بودن، ثبت نامش نکردند. به گفته مادر ، او بعد از چهل روز از اعزام به جبهه به مرخصی می‌آید، اما وقتی دوباره باز می‌گردد در کمتر از چهل روز به شهادت می‌رسد،شهید محمدحسین حسین نژاد پس از مقاومت مقابل دشمن، ۷ کیلومتر را شنا می‌کند، اما در نهایت توانی برایش نمی‌ماند و به درجه شهادت نائل می‌شود. / روحش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حمید رخشانی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حمید رخشانی

مادر است دیگر، هنوز هم آن خاطرات برایش تازه است انگار همین دیروز بود که پسرش به دنیا آمد. حمید درخشانی از دوران کودکی درس خوان و فعال بود. سال چهارم پزشکی برای ویزیت بیماران به مناطق محروم می‌رفت، او در حالی که هنوز یک سال از فارغ التحصیلی‌اش در دانشگاه باقی مانده بودازدواج کرد. فرزندش چند روزه بود که عزم رفتن به جبهه کرد. آن طور که مادر حمید تعریف می‌کند، هر ۴۰ روز یکبار او به مرخصی یک هفته‌ای می‌آمد تا والدین و همسرش را از نزدیک ببیند، اما فکر و ذهنش جبهه بود، وقتی یک بار مادر از او پرسیده بود که تو فقط چند روز است که به مرخصی آمده‌ای، چرا می‌خواهی زود برگردی؟ حمید پاسخ داده بود: نمی‌دانید جبهه چه خبر است، هر کدام از پزشکان باید برای مداوای سربازان زخمی به مدت ۴ ماه به بیمارستان صحرایی بروند و حالا نوبت او بود که برود و به کشورش خدمت کند راهی که برایش سبز ماند/ یادش مانا
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید جلال رضایی موسوی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید جلال رضایی موسوی

سید جلال از همان دوران کودکی آرزو داشت شهید شود و از مادرش می‌خواست برای شهادتش دعا کند. بعد از اینکه طلبه شد تصمیم گرفت برای دفاع از هموطنانش به جبهه برود، مادرش می‌گوید: وقتی بعد از یک سال از جبهه بازگشت تا چند روزی را در کنار خانواده باشد، به این علت که شهید نشده بود ناراحت بود، همیشه از مادرش می‌خواست اگر به درجه شهادت نائل شد مادرش برایش گریه نکند تا کسی نداند او مادر شهید است، همین طور هم شد و تا مدت‌ها هیچ کس نمی‌دانست بانو صدیقه ضیاء الحق مادر شهید است، اما حالا همه کسانی که از سراسر کشور شهید سید جلال رضایی موسوی را می‌شناسند و می‌دانند او حاجت رواست، برای طلب حاجت هایشان نذر می‌کنند به مزارش می روند.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حسین محمدزاده قیصری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حسین محمدزاده قیصری

حسین از دوران کودکی عضو فعال مسجد محله بود و با تعدادی از بچه‌های مسجد گروه سرود تشکیل می‌داد . مادرش می‌گوید: او راهش را انتخاب کرده بود، برای همین تازه جبهه رفته بود و ۳۳ روز بعد که خبر شهادتش را آوردند، دلم آرام بود. وقتی پیکرش برای تشییع به معراج مشهد آمده بود، مادر بالای سر فرزند شهیدش رفت و با او صحبت کرد. به باور مادر، حالا که مدتی است شهید حسین محمدزاده قیصری و پدرش حضور ندارند هر گره زندگی با دعای آنها رفع می‌شود.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید جواد جامی خراسانی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید جواد جامی خراسانی

جواد احترام به والدین برایش خیلی مهم بود و اگر می‌دید که مادرش از بیرون به منزل آمده، کفش هایش را برایش جفت می‌کرد. عشق به جبهه رفتن و دفاع از وطن باعث شده بود قبل از اینکه دیپلم بگیرد عزم رفتن کند، اما پدرش می‌گفت، باید دیپلم بگیری و بعد به جبهه بروی، او هم احترام به والدین برایش مهم و حرف آنها برایش حجت بود، دیپلم را گرفت و عازم جبهه شد. شهید جامی خراسانی بیشتر اوقات تلفنی حال والدینش را جویا می‌شد و اگر اتفاقی می‌افتاد که احتمال می‌داد آنها نگران شوند، زودتر از موعد از طریق تماس تلفنی، والدینش را آرام می‌کرد، او وقتی همسرش ۸ ماهه باردار بود به مقام بالای شهادت رسید.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علی شیدپیله‌ور

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علی شیدپیله‌ور

طاهره خزعلی یکی از مهترین ویژگی‌های فرزندش را توجه او به صله رحم می‌داند، علی شیدپیله ور آن طور که مادرش تعریف می‌کند، با اینکه تصمیم داشت به جبهه برود، اما سنش کم بود و موقع ثبت نام، اسمش را ننوشتند. همین موضوع باعث شد که شناسنامه اش را دستکاری کند تا بتواند به جبهه برود، بار اول که به دیدار خانواده اش آمد، ترکش خورده بود، اما از پدرش خواست به مادرش حرفی نزند تا او نگران نشود. بعد از شهادت موقع برگزاری مراسم تشییع، مادرش لباس خونین فرزندش را یادگاری پیش خود نگه داشت تا به امام زمان (عج) تحویل دهد. / یادش جاودان
< 7 >