به گزارش شهرآرانیوز، اوج هزار خاطره خونین در ناکجای خاطر ما درد می کرد که لُر غیور غرید و بی قاب و بی نقاب،ساق های شیاطین سرخ را به غل و زنجیر کشید.پسر کارتن خواب میدان آزادی که با سوپر سیوهایش تیره ابرهایِ خشک خزان آلود را از تموز ما پاک کرد تا لختی بی اعتنا به گرانی نان و ارزانی جام دم بگیریم و با مرور سکانس هایِ شب نوشین بال درآوریم. فوتبال مرهم زخم های ناسورمان شد،وقتی بیرو قفل محکمی به آشیانه ایران زد و با سرانگشتان چسبناک خود، شوالیه های بروکسل را به مسلخ فرستاد.
برای مردی که با خنده های ریز و رویاهای تیز ملتی مغموم را به سرخوشانه موقت جهان بدل کرد،یک پرده تهی از رنگ و ریا کافی بود تا هزاران کیلومتر آنسوتر شهر فرشتگان به عشقش کلاه از سربردارد و این سوتر ما سیگارهایمان را با شعله پنجه هایش روشن کنیم.انگار معجزه حجازی و عابدزاده از ده ها قبل به بیرانوند رسیده بود که مرگ از دهانش پایین نرفت و یکسر شور و شوق وشادی و شبنم شد.
و ما چقدر خوش شانس بودیم که زیر گُرده اندوه به تماشای پرواز مردی نشستیم که تصویر روزهای عسرت و حسرتش را روی آرنج راستش خالکوبی کرده بود.راستی که برای پیاده شدن از قطار زنگ زده سرنوشت و کمی بازیگوشی چقدر به قامت بلند عقابی که متهورانه خوشبختی را از زیر سنگ بیرون کشید نیاز داشتیم.خوشباشی گوارای وجود فرزند فلک الافلاک! ما با تو هنوز در جام جهانی هزار و یک آرزوی کال داریم.
غول ها در محبس شجاع!
نقطه ها و جمله ها و حرف های دم به دم گرگ باران دیده ای که خوب می دانست چطور باید شکارچیان بروکسل را به سیاره ناکامی بفرستد سبب شد دیوار دفاعی ایران شبی شکوهمند را سپری کند.برای شجاع خلیل زاده که شجاعانه و متهورانه ایفای نقش کرد،مهار آسمانخراشی چون لوکاکو کار سختی نبود.او بارها به مهاجم بلژیکی ها چسبید و مجوز جنب و جوش را از انبار باروت قرمزها گرفت.در شبی که سازمان دفاعی تیم ملی نمره بیست گرفت،این شجاع خلیل زاده بود که با ردای رهبر دیوار دفاعی خوش درخشید و بی آنکه لب به طعن و نفرین بگشاید قفل محکمی به درهای دفاعی زد.همو که در ۳۷ سالگی تولد دوباره خود را به جشن نشست و اشتهای سیری ناپذیری در شکار قرقاول های سرخ از خود نشان داد.حالا شجاع به محور قابل اتکای تیمی بدل شده که به له کردن مصری ها در ایستگاه آخر می اندیشد.اتفاقی سترگ که می تواند سند صعود یوزها را منگوله دار کند.بی شک امضای شجاع زیر برگه رستگاری ایران نقطه عطف حماسه ای است که می تواند منتج به هزاران خاطره نوشین از سپیده تا نسیم و از نسیم تا ستاره شود.
نگهبان ماه در شب خاموش!
خودش را از جامه دلواپسی بیرون کشید و به جنگجوی دلاور ایران در بهت آلودترین دقایق بدل شد.برای پسر جنوب که دوست نداشت دوباره به نیمکت پیچ و مهره شود و خواب عصرهای ساکت تابستان را تجربه کند این نود دقیقه فرصت ویژه ای بود.مجالی برای اینکه موج ها به تنش بپیچد و در برابر کولاک و توفان کم نیاورد.
حسین کنعانی زادگان یکشنبه شب گرچه ضربه دهشتناکش به تور بلژیک بوسه نزد اما برای آنکه نغمه های شاد را روی لبانش بنشاند و یزله برقصد،به محافظت از سنگر ایران دلخوش کرد.او بارها و بارها سوهان بر اعصاب عناصر تهاجمی سرخ ها کشید و جنگ های تن به تن را برد تا نشان دهد قادر است زیر نور ماه خواب تأویل ناپذیر را تعبیر کند.
بی مداهنه او یکی از برگ های برنده قلعه در آوردگاه لس آنجلس بود.سرباز از جان گذشته ای که مجوز عبور از خاکریزها و معبرها را از پسران گارسیا گرفت و آرامش و آسایش را برای اردوگاه ایران به ارمغان آورد.مردی که با تکیه بر قدرت بدنی و هوش ذاتی دلشوره های یوزها را دفن کرد و بر زخم های عمیق بلژیکی ها نمک پاشید!
یک گل پرپر و یک جهان کابوس!
یک تنه آوازهای سال های گم کرده را خواند و سیم خاردارهای بلژیک را به هول و ولا انداخت.شماره ۹ بی بدیل حتی گل هم زد و بی آنکه نفس ببُرد حریف را زیر منگنه گذاشت.مهدی طارمی گرچه به قدر چند سانتیمتر از مدافع بلژیک جلوتر قرار گرفت تا گل تمرین شده اش پرپر شود،اما تا واپسین دقیقه با تن پوش یک مهاجم نوک به آزار مدافعان رقیب پرداخت و لحظه ای پارس نکشید.گاهی یک کهنه سرباز می تواند یک تنه آرزوهای محال را میسر کند و با قدم هایش مدافعان را به رعشه بيندازد. یکی مثل طارمی ۳۳ ساله که بسان جوانان ۲۰ ساله دوید و جنگید.
| گروهها | |||||||
| بازی | برد | مساوی | باخت | امتیاز | |||
| ۱. | | مکزیک | ۲ | ۲ | ۰ | ۰ | ۶ |
| ۲. | | کره جنوبی | ۲ | ۱ | ۰ | ۱ | ۳ |
| ۳. | | جمهوری چک | ۲ | ۰ | ۱ | ۱ | ۱ |
| ۴. | | آفریقای جنوبی | ۲ | ۰ | ۱ | ۱ | ۱ |