هانیه وهابی -کسی را میشناسید که قصههای کودکانه و قدیمی مادربزرگها به گوشش خورده باشد، اما نامی از حسن کچل، این پسربچهی بامزه اما کمی تنبل و یکخرده حواسپرت را نشنیده باشد؟
معلوم است که نه، اما حالا محمدرضا شمس، روایت جذاب و جدیدی از این داستان قدیمی را برای خوانندگان کودک بازسازی میکند.
در بخشی از این کتاب میخوانید: «حسنکچل زیر شاخههای درختی لم داده بود و فارغ از دنیا زیر سایهی درخت چرت میزد! اما همانوقت بود که آن هفت پشهی عجیبوغریب از راه رسیدند و گویی کلهی کچل حسن را به چشم یک غذای چربوچیل دیدند!
حسن کچل هم دستبهکار شد، اما مگر درافتادن با این پشههای زبل کار راحتی بود؟ تا دست بلند میکرد که یکی از پشهها را روی کلهاش نفله کند، صدای آخ خودش بلند میشد!»
اگر میخواهید ادامه داستان را بدانید، پیشنهاد میکنم حتما کتاب را بخوانید.
پهلوان پشه و غول بیابونی
نویسنده: محمدرضا شمس
ناشر: نشر افق
سال نشر: ۱۴۰۰
***
این داستان درباره نمکی دختر کنجکاو و مهربان قصه است که با مادرش در خانهای زندگی میکند که هشت در دارد. نمکی مجبور است هر شب هشت در را ببندد، اما، نمیداند چرا؟ هر گاه از مادرش سبب را میپرسد جوابهای جورواجور میشنود:
روزی نمکی تصمیم میگیرد یک در را نبندد. به این ترتیب میهمان عجیبی وارد خانه میشود، غولی آرام و بیآزار. نمکی، به خواسته مادر، با میوه، چای و شام از او پذیرایی میکند. نمکی در هر مرحله از پذیرایی یک نکته از آداب مهمانی را به غول یاد میدهد.
خب بچهها ادامه داستان را باید خودتان از روی کتاب بخوانید.
نمکی
نویسنده: ناصر یوسفی
ناشر: پیدایش
سال نشر: ۱۳۹۸