دست، توی دست مادرم
بین جمع زائران
میروم دوباره تا حرم
دیدن امام مهربان
از میان کوچههای شهر
پیش میروم قدم قدم
ذره ذره دیده میشود
گنبد طلایی حرم
چند تا کبوتر سفید
چرخ میزنند در هوا
زیر لب سلام میدهم
رو به سمت گنبد طلا
میرسیم روبهروی صحن
کوچهها که میشود تمام
جان من دوباره تازه میشود
لحظهی زیارت امام
لیلا خیامی