مرجان اسماعیلی - بهمناسبت روز جهانی شهرها، بچههای مدرسه دارند یک پوستر درست میکنند. آنها میخواهند نشان دهند یک شهر دوستداشتنی چهطور شهری است. قرار است مسابقه هم برگزار شود. برای همین، میخواهند پوسترشان خیلی خوب از آب دربیاید.
صادق: اول چندتا پارک بکشیم که در آن کلی وسیلهی بازی برای بچهها باشه. ورودیهاش، هم پله داشته باشه، هم سطح شیبدار که صندلیهای چرخدار هم بتونن واردش بشن.
میلاد: تو پیادهروهاش هم جا برای دوچرخهسواری داشته باشه.
میلاد: یهبار بابابزرگم توی بیمارستان بستری بود. میگفت: آنقدر سروصدا و بوق ماشینها زیاد بوده که اصلا نتونسته استراحت بکنه. ماشینها باید دور و بر بیمارستان بوق نزنن.
صادق: شهر خوب شهریه که تمیز باشه.
یک بچه بکشیم که داره آشغالها رو از روی زمین برمیداره میریزه داخل سطل زباله.
رضا: کتابخونه و کتابفروشی هم بذاریم که کلی بچه داخلشون هست و دارن کتاب میگیرن.
میلاد: مردمی رو بکشیم که موقع رد شدن از خیابون از روی خط عابر پیاده رد بشن.
صادق: یک بچه هم بکشیم که داره به یک آدم پیر کمک میکنه از خیابون رد بشه.
رضا: توی مدرسهش چی باشه؟
میلاد: من دوست دارم مدرسهها حیاط بزرگ داشته باشن برای زنگ تفریح.
رضا: دیگه چی؟
صادق: از همه مهمتر، یک زمین فوتبال تا زنگهای ورزش گلکوچیک بازی کنیم.