مرجان اسماعیلی - بچههای عزیز! شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که چه اتفاقی افتاد که مردم علیه شاه قیام کردند و انقلاب شد.
در آن سالها که شاه بر کشور ما حکومت میکرد، ظلم و ستم زیادی وجود داشت؛ هم شاه و هم دوستان و نزدیکان او کارهایی میکردند که بهنفع کشور و مردم نبود.
برای همین، مردم بهرهبری امامخمینی(ره) میخواستند کاری کنند که شاه از کشورمان برود. حتما میپرسید شاه چه کارهایی میکرد که مردم علیه او قیام کردند. بیایید برگردیم به آن دوران و به بخشی از اتفاقهای آن زمان، نگاهی بیندازیم.
شاه با پول مردم کشور، ثروتمندترین آدم شده بود. او همهچیز را از راههای نادرست برای خودش و خانواده و دوستانش میخواست.
باوجود فقر زیاد در کشورمان، شاه جشنهای بزرگی برگزار میکرد و در این جشنها پول زیادی خرج میشد. مانند جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که برگزار میشد و مهمانهای خارجی از کشورهای دیگر دعوت میشدند. در این جشنها پولهای زیادی خرج میشد.
تازه فقط خود شاه نبود که اینهمه با پول مردم و کشور بریز و بپاش میکرد؛ زن شاه و خواهر و مادر شاه هم زندگی اعیانی در کاخها داشتند. آنها کلی طلا و جواهرات مانند الماس و یاقوت داشتند و لباسهای گرانقیمت میپوشیدند و به فکر مردم نبودند.
شاه و خانوادهاش هر سال به سفرهای خارجی میرفتند. وقتی آنها داشتند پولهای کشور را خرج مسافرتهایشان میکردند، مردم زیادی در کشور فقیر و بیچاره و بیسواد بودند.
شاه به خبرنگاران خارجی هدیههای گرانقیمت میداد تا آنها دربارهی فقر و بیچارگی مردم چیزی ننویسند و کسی نفهمد که کشور ما که ثروت دارد مردم گرسنهی زیادی هم دارد.
شاه و پدرش را انگلیسیها و آمریکاییها انتخاب کرده بودند. برای همین، آنها خودشان نمیتوانستند برای کشور تصمیم درستی بگیرند. اینطوری کشور ما به خارجیها وابسته میشد و اتفاقاتی میافتاد که به ضرر مردم بود.
انگلیس و آمریکا نمیخواستند ما مستقل باشیم یا از لحاظ علمی پیشرفت کنیم. آنها میخواستند ایران کشوری عقبمانده باشد. برای همین هم به شاه دستوراتی میدادند که بهنفع خودشان بود.
در سالهای انقلاب، افراد زیادی بهدست شکنجهگران شاه جانشان را از دست دادند و شهید شدند، زیرا شاه با آنها مخالف بود و دوست نداشت کسی علیه او قیام کند و حرفی از ظلمهای او بزند.
شاه فکر میکرد میتواند همیشه به کارهایش ادامه دهد اما او نمیدانست که مردم او را نمیخواهند و تصمیم گرفتهاند به هر قیمتی که شده است، برای تغییر وضعیت کشور کاری بکنند.
وقتی سرانجام در سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، خانوادهی شاه از ایران رفتند. البته خیلی از ثروتهای کشور را هم با خودشان بردند. آنها از پیش میدانستند که روزی مجبورند از کشور فرار کنند، برای همین کلی پول در بانکهای خارجی گذاشته بودند.
کسانی که شاه را از نزدیک میشناختند، بعدا دربارهی کارهایی که او انجام داده بود، نوشتند. آنها از نزدیک شاه را دیده بودند، برای همین خیلی از کارهای شاه که از چشم مردم پنهان بود، از زبان آنها گفته شده است.
ما با خواندن این کتابها بیشتر دربارهی ظلم و ستم شاه اطلاعات میگیریم.
خواندن تاریخ به ما یاد میدهد که ظلم و ستم هیچوقت پایدار نمیماند و آدمهای ظالم سرانجام شکست میخورند و اینکه مردم آزادیخواه همیشه برای رسیدن به حقشان و برای کشورشان میجنگند.