بچههای خوب!
درست است که همهی لحظههای زندگی پدر و مادرها برای شماست، اما امروز روز ملی کودک و ویژهی خود خود شما کوچولوهای مهربان و دوستداشتنی است.
به این مناسبت، با تعدادی از دوستانتان درباره دنیای کودکانه و آرزوهایشان گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
دنیایی به رنگ بنفش
فاطمه رنجبر، ۱۰ ساله و کلاس چهارم است. در درسهای ریاضی و فارسی خیلی موفق است و به ورزش، بهویژه شنا علاقه زیادی دارد.
فاطمه میگوید: دوست دارم بزرگ شدم دندانپزشک شوم، به همین دلیل خودم هم خیلی مراقب دندانهایم هستم و مرتب مسواک میزنم.
بچههای عزیز! خوب است بدانید که فاطمه دوست دارد در درسهایش موفق شود و دلیل پیشرفت و شادی خانوادهاش باشد. او از خدا میخواهد بچههای دنیا همیشه سلامت و شاد باشند.
این دختر مهربان میگوید: سعی میکنم همیشه نمازم را اول وقت بخوانم. کتاب زیاد میخوانم و بیشتر از همه به مطالعهی داستانهای شاهنامه علاقه دارم.
فکر میکنید فاطمه، دنیا را با چه شکلی بیشتر دوست دارد؟ بله، او دوست دارد دنیا همیشه زیبا و رنگش بنفش باشد!
به نظر او رنگ برگهای درختان چه در تابستان و چه پاییز خیلی زیبا هستند، اما برف را از همه چیز در طبیعت بیشتر دوست دارد.
فاطمه برای همه بچههای دنیا آرزو میکند بتوانند درس بخوانند و در راه خود موفق باشند.
کیک ویژهی سرآشپز
سراغ فاطمهزهرا میرویم، او هشتساله و دانشآموز کلاس سوم مدرسه حضرت زینب(س) است و میگوید: درسهایم تا الان خیلیخوب بوده است. او هنر و ورزش را دوست دارد، اما نقاشی و آشپزی برایش خیلی جذاب است.
دنیا به نظرش آبیرنگ است و آرزو میکند وقتی بزرگ شد آشپز ماهری بشود. شهر مشهد را دوست دارد، زیرا امامرضا(ع) را در کنار خودش احساس میکند.
فاطمهزهرا میگوید: از خدا و امامرضا(ع) برای بچههای فلسطین و غزه میخواهم صاحب غذا و آب و خانه بشوند و همهجا صلح و دوستی باشد.
یک پلیس عاشق بستنی
محمدمهراد سهساله هم دوست دیگر شماست که میگوید: موتوربازی را دوست دارم، بستنی هم خیلی دوست دارم، اما زیاد نمیخورم تا مریض نشوم. او علاقهمند است وقتی بزرگ شد پلیس شود، البته ورزش فوتبال را هم خیلی دوست دارد.
محمدمهراد به بچههای دنیا میگوید: خوشاخلاق باشند، مهربان باشند و به همه کمک کنند. اگه مامانشان کمک خواست هم بیشتر کمکش کنند.
داماد قدبلند
اما سیدتیام میدانی، امسال کلاس اول است و بیشتر از هر کاری بارفیکس را دوست دارد و به نظرش در این ورزش خیلی قوی است. رنگ قرمز را دوست دارد. او آرزو میکند که زودتر بزرگ شود تا بتواند برای عروسخانم ماشین بخرد.
تیام دوست دارد درسش را خوب بخواند تا وقتی بزرگ شد بتواند گوشی درست کند و مخترع بشود. او میگوید: من وقتی زیاد بارفیکس میزنم خوشحالتر هستم، چون قدم بلند میشود.
سیدتیام از بین بازیهای پارک، تاببازی را از همه بیشتر دوست دارد، زیرا میتواند تا آسمان بالا برود.
یک قهرمان برای نجات دنیا
محمدصدرا پنجسال دارد و امسال به مهدکودک جدیدی رفته است که خیلی دوستش دارد. به اسکوترسواری علاقه زیادی دارد. آرزو میکند بتواند لباس ابرقهرمان بخرد و پرواز کند و یک قهرمان برای نجات دنیا باشد.
محمدصدرا به همه بچههای دنیا میگوید: «دوستتون دارم. بازی کنین، خوراکی خوشمزه بخورین و خوشحال باشین!»
دوست همهی بچهها
محمدحسین هم چهارساله است و دوست دارد قدش خیلی بلند شده و روزی بتواند «قهرمان» بشود و از ماریا دخترخاله کوچولوی خود مراقبت کند.
او رنگ آبی را دوست دارد، چون میتواند آسمان نقاشیهایش را آبی رنگ بزند. محمدحسین میگوید: میخواهم همیشه خوشحال باشم تا همهی بچهها با من دوست باشند.
***
ما هم آرزو میکنیم همهی بچههای دنیا به آرزوهای خوب خود برسند و شاد و تندرست باشند.