در نکوهش یک زندگی چهارقسطه

در نکوهش یک زندگی چهارقسطه

خرید‌های نسیه‌ای که حالا جزئی از فرهنگ معاملات جامعه شده. قسط‌هایی که مثل حرف‌های نزده، روی هم جمع می‌شود و آخر ماه شبیه به یک خشم فشرده شده، توی حساب‌های بانکی منفجر می‌شود
ضیافت خون

ضیافت خون

عروس دارد در میانه یکی از زیباترین رؤیا‌های زندگی‌اش لبخند می‌زند. به رد حنا روی دست‌هایش نگاه می‌کند و گاهی خیال می‌کند تمام اینها رؤیاست. رؤیایی که ناگهان با شلیک یک موشک پاره می‌شود.
خاطرخواهی به قصد ازدواج

خاطرخواهی به قصد ازدواج

مقاومت بی فایده بود. اواخر دانشگاه به خاطر تأخیر‌هایی که در زندگی داشتم باید به ازدواج تن می‌دادم.
قبرستان لوازم خانگی

قبرستان لوازم خانگی

کم کم دارد انباری به قبرستانی برای لوازم خانگی تعمیرپذیر تبدیل می‌شود. مثل بیماری که اگر هزینه‌های درمانش جور می‌شد، از دست نمی‌رفت.
درباره بانو حُدَیث، مادر امام حسن عسکری (ع) چه می‌دانید؟

درباره بانو حُدَیث، مادر امام حسن عسکری (ع) چه می‌دانید؟

بانو حُدَیث بنا به روایات و نقل‌های تاریخی تنها فردی بودند که توسط امام حسن عسکری (ع) به عنوان وصی حضرت قرار گرفتند.
مشهد و میزبانی این ایام

مشهد و میزبانی این ایام

شهر، اما انگار هنوز شبیه به یک میزبان باحوصله، آدم‌های زیادی را در خانه‌ها و حسینیه‌ها و مسافرخانه‌ها جا داده است. این را از چهره آدم‌های غریب توی پیاده رو‌ها می‌فهمی.
اربعین، وقتی به مشهد می‌رسد

اربعین، وقتی به مشهد می‌رسد

روضه‌ای که پل بود به کوچه پس کوچه‌های مدینه

روضه‌ای که پل بود به کوچه پس کوچه‌های مدینه

ما تمام آن سه روز آخر ماه صفر را با حال و هوای روضه‌های آن خانه خو گرفته بودیم. خاطره بافته بودیم. از روی آن فرش‌های سه د رچهار رفته بودیم مدینه. رفته بودیم پشت در خانه رسول ا... (ص).
ما هم هستیم پس می‌توانیم

ما هم هستیم پس می‌توانیم

سال ۱۳۷۰ همسرم از تهران به مشهد منتقل شد. من هم به تبع او راهی اینجا شده‌ام، مشهد؛ شهر امام رضا (ع)، شهری مذهبی.
دست‌های کوچکی که مهربانی بلد بود

دست‌های کوچکی که مهربانی بلد بود

فاطمه را از عطر دلنشین هل و گلاب و دارچین در دل نخلستان پیدا کردم، بویی که با گرمای نفس گیر ظهر عراق درهم آمیخته بود.
< 2 >