نشستی که در آن، صندلی مدیریتی رنگ و بوی کودکی به خود گرفت و بالاترین مقام کانون در استان خراسان رضوی به چالشبرانگیزترین و بانمکترین سوالات آیه رزمی، عضو مرکز شماره ۴ مشهد پاسخ داد.
در پنجمین روز از هفته ملی کودک که با شعار «کتاب، هزار راه به سوی فردا» مزین شده بود، برنامهای صمیمی و دور از تشریفات اداری در دفتر مدیرکل کانون برگزار شد.
نشستی صمیمانه که با هدف ایجاد فضایی پویا و غیررسمی شکل گرفت که در آن، مرز میان مدیریت و دنیای کودکی از میان رفت و مدیرکل با پاسخهایی بیتکلف، از خاطرات، رویاها و نگاه متفاوتش به آینده کانون سخن گفت.
در بخش نخست گفتوگو، وقتی از مدیرکل پرسیده شد که اگر میتوانست یکی از شخصیتهای کتابهای کانون را زنده کند، چه کسی را انتخاب میکرد، او با لبخندی از سر نوستالژی، «کچل کفترباز» را برگزید؛
انتخابی که نشان از علاقه او به قصههای بومی، پر از رمز و راز و سادگیهای دلنشین ادبیات کهن ایران داشت.
مدیرکل کانون در ادامهی این صندلی داغ، وقتی از او پرسیده شد که «اگر یک روز چوب جادویی داشتید که فقط با آن میتوانستید یک مشکل از مشکلات کتابخانههای کانون را حل کنید، اولین کاری که انجام میدادید چه بود؟» پاسخ داد:
اگر آن چوب جادو را داشتم با یک حرکت، ظاهر و ساختار همهی مراکز کانون را تغییر میدادم تا به فضایی بهمراتب جذابتر و دلنشینتر برای بچهها تبدیل شود.
او معتقد است که فضای کانون باید چنان گیرا باشد که کودک با ورود به آن، تمامی دغدغههایش را فراموش کند و غرق در دنیای کتاب و بازی شود.
مدیرکل در پاسخ به آیندهپژوهی کانون در سال ۱۴۲۰، دیدگاهی متعادل ارائه داد. او معتقد است کانون آینده نباید تنها در بند تکنولوژی باشد یا در حسرت گذشته بماند.
به باور او، کانون ۱۴۲۰ باید «جزیرهای هوشمند» باشد که در آن بازیهای بهروز و کتابهای دیجیتال، در کنار عطر کاغذ و کتابهای کاغذی ماندگار، دستدردست هم به پیشواز ذهن کنجکاو کودکان بروند.
وی همچنین با صراحت درباره بزرگترین آرزوی خود برای کانون گفت: «رویای من این است که همهی بچههای ایران، فارغ از هر جغرافیا و شرایطی، عضو کانون باشند.»
جملهای که نشاندهندهی دغدغه او برای عدالت آموزشی و دسترسی همگانی به فضاهای پرورشی است.
بخش شیرین این گفتوگو، مرور خاطرات کودکی بود. مدیرکل با اشاره به اینکه کودکیاش رنگ «آبی» داشته و همواره با شور و شوق، مسابقات تیم استقلال را دنبال میکرده، تصویری از یک نوجوانی پرانرژی و پرشور ارائه داد.
او در پاسخ به سوالی دربارهی ماشین زمان، برای لحظهای به گذشته سفر کرد و با یادآوری روزهای حضور در باغ پدربزرگ و چیدن میوهها، از سادگی و اصالتی سخن گفت که گمشدهی دنیای ماشینی امروز است.
در پرسشهای پایانی، گفتوگو رنگوبوی عمیقتری گرفت.
مدیرکل با اشاره به «ابراهیم هادی» به عنوان قهرمان دوران نوجوانیاش، او را الگوی عمل و ایثار دانست و تاکید کرد که همواره تلاش میکند در مدیریت کانون، همان روحیهی جهادی و خدمت خالصانه را سرلوحه کار خود قرار دهد.
پایانبخش این صندلی داغ، پاسخ تأملبرانگیز مدیرکل به سوالی درباره «کتابخانه آرزوها» بود.
او که در پاسخهایش همواره بر «اصالت» تاکید داشت، آرزوی قلبی خود را نه در دنیای مادی، بلکه در اعتلای مسیر زندگیاش جستوجو کرد و گفت: «کتابی که در این کتابخانه میگذاشتم، آرزوی ختم شدن زندگیام با شهادت است.»
این نشست، تنها یک پرسش و پاسخ ساده نبود؛ بلکه آینهای بود که نشان داد مدیران کانون، پیش از آنکه مسئول باشند، خود پرورشیافتگان همین دنیای قصهها و رویاها هستند.
در بخش پایانی این نشست صمیمانه، مدیرکل کانون با قدردانی ویژه از مربیان «مرکز شماره ۴ مشهد» برای برنامهریزی و اجرای این برنامه خلاقانه، ابراز امیدواری کرد که برگزاری چنین رویدادهایی، پیوند میان مسئولان و اعضا را بیش از پیش تقویت کند.
حسن ختام این برنامه نیز، اهدای یادبودی از سوی مدیرکل به «آیه رزمی»، عضو فعال و خبرنگار ویژه این مرکز بود؛ تقدیری برای به تصویر کشیدن این لحظات خاطرهانگیز که لبخند رضایت را بر لبان این عضو فعال نشاند.