معاون امنیتی انتظامی استاندار اصفهان از به شهادت رسیدن چهار بانوی اهل شهرستان جرقویه استان اصفهان در هدف قرار گرفتن حملات آمریکایی- صهیونیستی به یک محفل قرآنی خبر داد.
دختر شهید اقتدار عباس تولدی از پدرش میگوید؛ مردی که در روز تولدش تنها یک آرزو داشت: شهادت و پرواز سوی امام حسین (ع). امروز، آن آرزو محقق شده و دختر او مصمم است همان راه پدر را ادامه دهد.
در صبح شنبه غمبار، دشمنان با حمله به یک مدرسه، قلبهای منتظر هزاران پدر و مادر را هدف گرفتند و ۱۶۵ غنچه نورس، در اوج شادی، بال گشودند و به سمت خانه امن پروردگار و حیات جاودان پرواز کردند.
خبر کوتاه بود و دردناک، مادر سردار جاویدالاثر سپاه اسلام «حاج احمد متوسلیان» پس از ۴۳ سال چشمانتظاری برای فرزندش، در شب پنجم ماه مبارک رمضان آسمانی شد.
پروین سلیحی در ۱۸ سالگی به همراه همسرش شهید دکتر «مرتضی لبافینژاد» توسط ساواکیها دستگیر شده بود. شرایط بازجویی و شکنجه به قدری برای او سخت میگذشت که آرزو میکرد در سلول انفرادی بماند، اما یک دقیقه هم با ساواکیها روبهرو نشود.
عالیه الحداد تقوی، معلمی ایرانیتبار، در سالهای حکومت صدام، یک سال و چهار ماه در زندانهای بعث اسیر بود؛ روزهایی آمیخته با تهدید، شکنجه، بیخبری و فقدان، که سرنوشت همسر و برادرانش را برای همیشه تغییر داد. پس از شنیدن جمله «شوهرت را در اسید حل کردیم» در زندان بعث، فکر نمیکرد روزی در مشهد، به پاس سالها صبر، «الگوی فاطمی» نام بگیرد. روایت او از آن شکنجهها تا امروز، داستان زنی است که از دل جهنم، راهی به زندگی یافت.
در میان انبوه جمعیت زیارتکنندگان قطعه ۱۵ بهشترضا(ع)، کسانی هستند که اینجا را نه یک آرامگاه، که خانه دوم خود میدانند: مادری که پس از ۳۵ سال، هنوز برای یک خواب دیدار پسر شهیدش دعا میکند، همسری که رازهایش را تنها با سنگ مزار در میان میگذارد و خواهری که در شادی و غم به دیدار برادر میآید. اینجا هر هفته روضهای زنده و نفسگیر از عشق و فراق جاری است.
«بیبی نصرت» که در جوانی برای مبارزه با رژیم پهلوی اعلامیه پخش میکرد و اسلحه جابه جا میکرد، امروز در مشهد، کار انقلابی را در کمک به نیازمندان و تهیه جهیزیه برای دختران نیازمند میداند؛ روایت این مبارز پیشین و خیر امروز، داستان زندگی بانویی است که ادامه مبارزه و انقلابی بودن را در قالب خدمت میبیند.