وظیفه خواهرانه همه زنان ایران، پاسداری از خون شهداست گفت‌وگو با تنها عکاس چادری تهران در دهه ۴۰؛ از تاریک‌خانه تا آشتی دادن عروس و داماد میزبانی ۲۹۸ مسجد تهران از اعتکاف دخترانه صدرنشینی مقتدارنه خاتون بم در لیگ برتر فوتبال زنان؛ ۱۳ پیروزی متوالی و فاصله ۵ امتیازی با دوم جمعیت ایران ۳ برابر سریع‌تر از جهان پیر می‌شود | تا سال ۱۴۳۰، از هر ۳ ایرانی یک نفر سالمند خواهد بود تغییر صدرنشین لیگ برتر هندبال بانوان | سپاهان اصفهان با اختلاف ۱۶ گل به صدر صعود کرد افزایش ساعت فعالیت دفاتر ثبت ازدواج به مناسبت میلاد امیرالمومنین(ع) افشای بازار ۳۶ هزار میلیارد تومانی قاچاق تجهیزات زیبایی اعزام ۳ زن شمشیرباز ایرانی به جام جهانی اسلحه اپه فجیره امارات کاهش اضطراب و افسردگی با خندیدن| یوگای خنده را امتحان کنیم دبیر ستاد جمعیت: برخلاف تصور رایج، سهم ناباروری مردان قابل توجه است |بهترین سن برای فرزندآوری زنان ۲۰ تا ۳۰ سالگی است از هر ۵ زوج ایرانی، یک زوج تجربه ناباروری دارد| تمام تکنیک‌های درمان ناباروری دنیا در ایران وجود دارد کاهش خطر زایمان زودرس با دریافت واکسن کووید ۱۹ برگزاری هفته دهم لیگ برتر فوتسال زنان با ۶ دیدار حساس از فردا (شنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴) دستور پخت رول هزارلایه سیب زمینی در خانه + فیلم
سرخط خبرها
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

مادر به خاطراتی که در ذهنش داشت فکر می‌کرد، آخرین بار که فرزندش را دیده بود به نوروز سال ۶۶ بازمی گشت، زمانی که فرزندش بعد از گذراندن دوره آموزشی غواصی، چهار روز مرخصی گرفته بود تا نزد والدینش بیاید و این آخرین باری بود که مادر، فرزندش را دید، زیرا او هجدهم فروردین همان سال به شهادت رسید و هشت سال مفقودالاثر بود تا اینکه پیکرش را به شهر آوردند و به مادر خبر دادند که برای تشییع پیکر پاک فرزندش به مهدیه شهر برود.
۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا معتمدی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا معتمدی

مادر نمی‌خواست فرزندش به جبهه برود، اما دلش را هم نداشت ناراحتی فرزندش را ببیند، برای همین با رفتن او به جبهه موافقت کرد، می‌دانست فرزندش به عنوان یکی از رزمندگان غواص در جبهه، عملیاتی را برای دور کردن دشمن از خاک کشور انجام می‌دهد، اما نمی‌دانست مدتی است پسرش شهید شده و از او بی خبر است. چندی بعد با آوردن پیکر تعدادی از شهدا به منطقه معراج شهر، مادر فرزند شهیدش را از میان بقیه شناخت، او هنوز چهره فرزند شهیدش را که دست و پا نداشت و چشمانش را آرام بسته بود از یاد نمی‌برد. / مسیرش جاودان باد
ویدئو| مادرانه؛ روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمدجواد خیرخواه

ویدئو| مادرانه؛ روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمدجواد خیرخواه

مادر شهید وقتی دلش آرام شد و تصمیم گرفت دیگر برای فرزندش گریه نکند که از فرمانده اش شنید، فرزندش قبل از شهادت خواب امام حسین (ع) را دیده است. شهید خیرخواه به خواندن نماز شب توجه ویژه‌ای داشت و درست زمانی که در حال اقامه نماز ظهر بود از سوی دشمن مورد تیراندازی قرار گرفت و به شهادت رسید. / راهش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| محمد حسین زاده

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| محمد حسین زاده

حتما برای مادر شهید خیلی سخت بوده آن لحظه‌ که در کنار پیکر پاک فرزندش می‌فهمد علت شهادت، سه گلوله‌ای بوده که به قلب پسرش اصابت کرده. حتما خیلی سخت بوده نگاه کردن به چشمان همسنگر‌ی‌های فرزندش که نمی‌توانستند خبر شهادت را به زبان بیاورند و بگویند او به خاطر ما رفته است . اما با این سختی‌ها مادر شهید همچنان به فرزندش افتخار می‌کند که برای دفاع از وطن و مردم کشورش به جنگ با دشمن رفته و به درجه والای شهادت رسیده است. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا ارجمند

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا ارجمند

تمام ذهن مادر، درگیر روایت زندگی فرزند شهیدش است، به خصوص وقتی می‌خواهد از تصمیم فرزندش برای رفتن به جبهه آن هم در هفده سالگی روایت کند، اشک در چشمانش جمع می‌شود، یاد پیکر پاک او بعد از شهادت می‌افتد که نیمی از صورتش به خاطر ترکشی که باعث شهادتش شده بود، از بین رفته بود، به یاد آوردن چهره اش برای مادری که فرزندانش جگر گوشه اش هستند، بسیار سخت است، مادر است دیگر، نمی‌تواند این موضوع را به آسانی روایت کند. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|مهدی رحیمی قره چماق

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|مهدی رحیمی قره چماق

‌نمی‌توان تصور کرد چه به مادر گذشته است هنگامی که به او خبر دادند معلوم نیست فرزندت به شهادت رسیده یا اسیر شده یا مفقودالاثر شده است. پنج ماه گذشت تا بالاخره برای مادر خبر آوردند که فرزندت اسیر نیست، جزو لیست مفقودالاثر‌ها هم نیست و و احتمالا به شهادت رسیده است، اما تنها یادگاری که از فرزند شهید به مادر تحویل دادند، چمدان لباس هایش بود. او همیشه آرزو داشت در یکی از عملیات‌های دوران دفاع مقدس شرکت کند و همین طور هم شد و پس از رسیدن به آرزویش به شهادت رسید. / روحش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدکاظم دهقانی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدکاظم دهقانی

باید مادر باشی تا بدانی یک عکس چه‌طور می‌تواند همدم روز و شب‌هایت باشد و چطور آغوشت از یک قاب عکس چوبی با حبه حبه حرف‌هایی که دانه دانه از دیده می‌بارد، پر شود. باید مادر باشی تا بدانی چرا باید چایی‌ات همیشه تازه‌دم باشد و عصر‌ها حیاط کوچک خانه‌ات آب‌پاشی شود تا بوی خاک نمناک هوا را پر کند و، اما دل مادر به زیبایی گل رز باران خورده است. آب روشنایی‌اش را از چشم‌های مادر گرفته. حرف‌هایش بوی یاس می‌دهد و مهربانی‌اش تمامی ندارد./یادش مانا  
پری دخت‌های ایران، برای ایران | روایت مؤثر حضور زنان در جام رسانه امید

پری دخت‌های ایران، برای ایران | روایت مؤثر حضور زنان در جام رسانه امید

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که پیشرفت یک جامعه، بدون مشارکت زنان، نه کامل است و نه پایدار. زنان ایرانی در سال‌های اخیر ثابت کرده‌اند که در هر میدان، از علم و اقتصاد تا رسانه و کارآفرینی، نه‌تنها حضور دارند، بلکه پیشران حرکت‌اند؛ گاهی بی‌صدا، اما همواره مؤثر.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حسن احمدی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حسن احمدی

به مادر شهید حسن احمدی خبرندادند که فرزندش به شهادت رسیده، گفتند دست و پایش شکسته است. مادر او وقتی به منزل بازگشت متوجه شد تمام همسایه‌ها دور خانه اش گرد هم آمده‌اند تا مادر را دلداری دهند، آنجا بود که دلش لرزید و فهمید دردانه اش روی مین رفته، دست‌ها و پاهایش قطع شده و سرش ضربه خورده و به شهادت رسیده است و مادر سالها به یاد پسرش شب‌ها خوابید/ روحش شاد
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید علی تقوایی رجب زاده

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید علی تقوایی رجب زاده

مادر شهید علی تقوایی رجب زاده خوب یادش است که فرزندش برای رفتن به جبهه، مدام گریه می‌کرد و آنقدر دوست داشت برود که حتی شناسنامه اش را دستکاری کرد، اما پدرش مخالف بود، می‌گفت سن و سالت برای جبهه رفتن کم است، با این حال، مادر وقتی گریه‌های مستمر فرزندش را دید، به او گفت: نمی‌دانم چه جوابی به خدا بدهم، برای همین من برای رفتنت به جبهه حرفی ندارم، خودت تصمیم بگیر. علی در سال ۱۳۶۳ به عنوان امدادگر به جبهه رفت و به درجه شهادت نائل شد/ یادش گرامی