سرخط خبرها
​قرار روز‌های بی قرار

​قرار روز‌های بی قرار

«ملیحه جنگ شد.» ساعت ۸:۰۵ صبح بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ همراه بوی پیازداغ با پس زمینه صدای اخبار از نشیمن خانه، چشمم به این پیامک میخکوب شد.
۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳
جان ناقابل ما، نذر نگاه توست

جان ناقابل ما، نذر نگاه توست

چند وقتی است دلم هوای حرم کرده است. هوای آن گنبد طلایی که انگار تمام نور عالم را در خودش جمع کرده و به زمین می‌تاباند.
از حنجره مادر بی تاب بپرس

از حنجره مادر بی تاب بپرس

امسال در آستانه روز دختر، خودم را گذاشتم جای مادران میناب و با دیدن دوباره عکس هوایی آرامستان میناب یک دشت لاله خاکستر شده در ذهنم نقش بست.
دنیای دخترانه

دنیای دخترانه

اول ذی‌القعده‌ست، عطر دل‌انگیز میلاد حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) در فضای جانمان می‌پیچد.
علمداری در سحرگاه بارانی

علمداری در سحرگاه بارانی

چند روزی بود خبر‌هایی در شهر پیچیده بود؛ خبری از یک پرچم که در مشهد علم شده بود و در طول شبانه‌روز به دست مردم نگه داشته می‌شد.