حرف انقلاب نه از رادیوها شنیده میشد نه از تلویزیون و روزنامهها. اما انقلاب به خانهها رفت و پای گهواره بچهها نشست و لای دفتر و کتابهای مدرسه نفوذ کرد و زیر چادرهای مشکی مادرها پناه گرفت و بعد به خیابانها آمد.
مادرم خدابیامرز این طور وقتها مثل حالا که خیلی چیزها سر جایش نیست، از عبارت «بلبشو» استفاده میکرد. دیروز پس از سه روز از خانه بیرون آمدم، از دوستان و آشنایان درباره تخریبها در جای جای شهرمان فقط شنیده بودم.
شب دوم اعتراضات که جمعیت از مقابل خانهمان رد میشد، رفته بودم پایین تا سروگوشی آب دهم، اما همین که نیروهای ضدشورش آمدند و اغتشاشگران شروع به خرابکاری کردند، تیراندازیها شروع شد.
روانشناسان معتقدند پدر، نخستین مرد زندگی هر دختر است و کیفیت این رابطه میتواند مسیر عاطفی و روانی او را در آینده تعیین کند؛ از انتخاب شریک زندگی گرفته تا میزان اعتماد، عزتنفس و حتی آسیبپذیری در روابط. امید حسینی، روانشناس، میگوید نبود حمایت عاطفی پدر میتواند دختران را با چالشهای جدی در بزرگسالی مواجه کند.
از اولین خط پررنگِ بیبیچک تا لحظه شنیدن گریه نوزاد؛ هر قدم از مسیر مادر شدن، او را بیش از همیشه به مادرش پیوند زد؛ پیوندی که نه زمان میشناسد و نه بلوغ و بزرگسالی.
از همان شب چهارشنبه که اینترنت به طور کامل قطع شد، این ترس و نگرانی بود که بر جانم نشست. از یک سو بی خبر از دنیای بیرون بودم و اتفاقاتی که کشور را درگیر کرده بود و از سوی دیگر، گوشم صدای شلیک گلولههای هوایی را تا دیر وقت میشنید.
محوطه داخلی پاساژ سوت وکور است. دلم هری میریزد. دیگر نه خبری از میزهای ردیف شده در راهروهاست و نه آدمهایی که سر قیمتها چانه میزنند. کمتر هفتهای را به خاطر دارم که جمعه بازار باراد تعطیل شده باشد.