حضرت زینب (س) در جبهه مقاومت، رویاروی طاغوت بررسی ابعاد شخصیت بی‌نظیر زینب کبری (س) در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی ویژه‌برنامه «سفیدپوشان سبز قامت» به مناسبت میلاد حضرت زینب (س) در حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود (پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵) فاصله میان هزینه‌ها و حمایت از باشگاه‌ها در فوتسال زنان ایران چقدر است؟ ناگفته‌هایی از فعالیت‌های همسر شهید رهبر انقلاب برای اعتکاف واکنش فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان به ترور «افسانه عقیلا» | در انتظار انتقامی سخت باشید آیا آمار ۱۸ میلیون جوان مجرد، سیاه‌نمایی است؟ خانه‌داری | با چند ترفند ساده برای پوست کندن زنجبیل تازه آشنا شوید آشپزی | معرفی دستور پخت سیب‌زمینی پیتزایی که کودکان عاشقش هستند تجربه ابتلا به سرطان پستان برای همه زنان یکسان نیست حدود ۶۰ درصد زنان شاغل با کم‌تحرکی مواجه‌اند | سهم بیش از ۴۷ درصدی بانوان به عنوان نیروی کار رسمی و غیررسمی در جهان شهیده افسانه عقیلا که بود؟ | روایت ناگفته از نحوه شهادت فرمانده شهیده حوزه مقاومت بسیج خواهران مهرستان در عملیات تروریستی امروز شهیده «افسانه عقیلا» در مهرستان سیستان و بلوچستان ترور شد + عکس (۲۲ مهر ۱۴۰۵) غریبه‌ای در خاک مادری (بخش دوم) | روایت کودکان بدون شناسنامه اینفوگرافی | راه‌های کاهش درد در دوران قاعدگی زنان تجلی ارادت بانوان در بارگاه رضوی‌ | مناسک زیارت دسته‌جمعی در رواق نجمه خاتون (س) برگزار می‌شود سلیمی: فضا‌های ویژه بانوان با نیاز‌های دختران نسل جدید تناسب دارد
سرخط خبرها
گل عزیز است غنمیت شمریدش صحبت!

گل عزیز است غنمیت شمریدش صحبت!

  • کد خبر: ۲۰۰۴۹۲
  • ۲۵ آذر ۱۴۰۲ - ۱۸:۰۷
تا همین ۳، ۴ سال پیش بود که هر طور می‌شد خود را برای نماز جمعه به حرم امام رضا (ع) می‌رساند.

می‌رفت و برمی‌گشت. هم پای رفتن داشت و هم همتش را.

اما یکباره راه رفتن‌های طولانی برایش سخت شد و حرم رفتن‌ها و زیارت هایش کم و کم‌تر شد. کسی که هفته‌ای یکبار به زیارت می‌رفت حالا زیارت‌هایش به زور به ماهی یکبار رسیده بود.

دقیق خاطرم نیست که از چه زمانی تصمیم گرفتم حداقل هفته‌ای یکبار هر طور شده با او به زیارت بروم. تاکسی بگیرم و دم بست شیخ طوسی برای گرفتن ویلچر امانتی بدوم تا دفتر امانات ویلچر تا کمتر پیاده راه برود.

شب‌های جمعه یا صبح‌های جمعه قرارمان برای زیارت بود. هر طور بود خودم را به او می‌رساندم تا به همین بهانه من هم به زیارت هفتگی‌ام برسم.

قرارمان در حرم آقا ابتدا در دارالحکمه (محل مخصوص زیارت بانوان در صحن آزادی) بود. زیارت نامه و نماز‌های زیارتی و مستحبی‌اش را که می‌خواند راهی صحن گوهرشاد میشدیم. آخر در آنجا مکانی مخصوص زیارت افراد ناتوان با ویلچر بود.

در آنجا زحمتِ به زیارت بردن تا کنار ضریح افراد ناتوان و مسن را خادمان می‌کشیدند. ما هم که خانواده‌هایشان بودیم در صحن به انتظارشان می‌نشستیم.

بعد از حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه زیارت تمام می‌شد. وقتی می‌دیدم که خادمی او را با ویلچرش آورده سریع خودم را به او می‌رساندم و ویلچرش را تحویل می‌گرفتم.

از زیارت که برمی‌گشت صورتش غرق اشک بود. دعا‌های خیر از زبانش لحظه‌ای متوقف نمی‌شد. آنقدر دعا می‌کرد که شرمنده‌اش می‌شدم و بعد هم روبروی ضریح فولاد صحن گوهرشاد می‌ایستادیم و سلام آخر را می‌دادیم و همچنان دعاهایش ادامه داشت.

این زیارت کردن‌ها تا همین ۹ ماه پیش ادامه داشت. حالا ۸ ماهی می‌شود که آسمانی شده. مادرم را می‌گویم. دیگر ندارمش.

حالا هر وقت به حرم می‌روم و به محل قرارهایمان می‌رسم، در دارالحکمه یا صحن گوهرشاد محل زیارت مخصوص افراد ناتوان یا مقابل پنجره فولاد این صحن که حضور می‌یابم، یا دختری را می‌بینم که مادرش را با ویلچر به زیارت می‌برد دلم از جا کنده می‌شود.

قرار بود با هم به زیارت امام حسین (ع) برویم، اما دست تقدیر او را برای همیشه از ما گرفت.

حالا در حسرتم که چرا بیشتر برای زیارت باهم به حرم نرفتیم. چرا بیشتر در جای جای حرم باهم خاطره سازی نکردیم؟

به دوستان و اطرافیانم همیشه توصیه می‌کنم تا دیر نشده دست بجنبانید و قراری با پدر و مادرتان بگذارید و خاطره سازی کنید.

شاید خیلی زود دیر شود و روزی برسد که حتی محتاج شنیدن یک لحظه صدایشان باشید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.