بیشتر زنان خراسان رضوی میل به پوشیدن چادر ساده ایرانی دارند مجلس اباعبدالله(ع)، فقط برای عزاداری نیست پادکست | بفرمایید روضه | آرزوی برپایی روضه از کودکی زینب‌های عاشورای روزگارِ ما پاسخ به پرسش‌های حقوقی | بررسی قوانین فرزندخواندگی آنجا که دل نفس می‌کشد | برشی کوتاه از مراسم زنانه در ایام ماه محرم در گوشه و کنار شهر نگاهی به کتاب «زنان عاشورایی» | زنان و آنچه در کربلا بر آن‌ها گذشت یک زن تنها با حرم چه کنم! به بهانه سالگرد درگذشت استاد علی صفایی حائری | معرفی کتاب «روابط متکامل زن و مرد» پادکست | بفرمایید روضه | قصه بی‌بی بانو و روضه ده‌ها ساله‌اش آموزش ۳۰ هزار بانو در طرح «ترنم زندگی» در ۶۶۰ مسجد مشهد پادکست | بفرمایید روضه | همسایه ها از این خانه مهربانی می‌خرند  بانوان عرب‌زبان در حرم مطهر رضوی، حماسه عاشورا را نوحه سرایی کردند قدمی برای طفل شش‌ماهه کربلا ویدئو | برگزاری همایش شیرخوارگان حسینی در ۸۵۰۰ نقطه ایران و ۴۵ کشور جهان «راز قنات» به قلم فاطمه بختیاری منتشر شد | روایتی داستانی از ارادت مردم ایران به امام‌رضا(ع) دو بانوی مشهدی در نخستین جشنواره علمی ادبی نفت برگزیده شدند + عکس رواق ویژه بانوان در حرم مطهر امام‌رضا(ع) احداث می‌شود پادکست | بفرمایید روضه | برکت زندگی از خرج برای امام‌حسین(ع) است
سرخط خبرها
بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

  • کد خبر: ۲۳۸۴۱۷
  • ۲۰ تير ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
امام‌حسین(ع) فرمود:‌ ای خواهران،‌ ای ام کلثوم،‌ ای زینب و‌ ای فاطمه، چون مرا بکشند، زینهار زینهار تا جامه پاره نکنید و روی مخراشید و سخنی که نباید گفت، مگویید؛ زیرا در آن، رضای خدای تعالی نباشد.

به گزارش شهرآرانیوز، حضرت زینب‌(س) فرمود:‌ «ای کاشکی مرده بودمی تا این روز را ندیدمی. وفات جد خویش محمد مصطفی (ص) بدیدم، وفات پدر خویش علی مرتضی (ع) مشاهده کردم، وفات مادر پاکیزه خود فاطمه‌زهرا(س) را دیدم و به فراق او مبتلا بودم، محنت وفات برادر خویش حسن مجتبی (ع) بکشیدم و حال برادرم حسین (ع) که در جهان او را دارم. مرا چنین سخنی می‌گوید و خبر وفات خویش می‌دهد. هلاک از من برآمد وای بر این جان درمانده به چنگال بلا و مشقت.» زینب این سخن‌ها می‌گفت و می‌گریست و سایر اهل‌بیت‌(ع) به مرافقت او می‌گریستند. ام کلثوم می‌گفت: «وا محمداه وا علیاه بعدک یا أبا عبد ا....»

امیر المؤمنین حسین (ع) ایشان را دلداری می‌داد و می‌فرمود: صبر کنید‌ ای خواهران من و به قضای خدای تعالی راضی باشید که خدای تعالی هیچ آفریده را در زمین و آسمان حیات ابد نداده و نخواهد داد.

در اثنای این حال، حر آمد و در برابر خیمه‌های آن حضرت منزل ساخت پس چیزی نوشت به عبیدالله بن زیاد و از فرود‌آمدن حسین (ع) به حوالی کربلا او را خبر داد. عبیدالله نامه‌ای نوشت به حسین بن علی (ع) بر این منوال، اما بعد،‌ ای حسین شنیده ام که به نزدیکی کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشته و فرموده است که پهلو بر جامه خواب وقت ننهم و طعام لذیذ نخورم تا آن وقـت که تو را به خدای تعالی رسانم مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی؛ والسلام.

چون نامه به حسین بن علی (ع) رسید و مطالعه کرد، از دست بینداخت و گفت: هرگز فلاح نیابند قومی که سخط باری تعالی را بر رضای مخلوق اختیار کنند. امیرالمؤمنین حسین (ع) فرمود: هیچ جواب نیست.

بریده‌ای از کتاب «الفتوح»

اثر ابومحمد احمد بن اعثم کوفی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.