به‌روزرسانی اطلاعات حدود ۲۰ هزار زن فعال در عرصه کشاورزی در کشور نرخ بیکاری زنان در کشور حدود ۱۵ درصد است | ضرورت اشتغال بانوان در مشاغل پایدار و مولد استقبال نزدیک به ۴۰۰ نوجوان دختر و پسر از برگزاری یک رویداد رسانه‌ای | خبرنگاری، حرفه‌ای سخت و شیرین است لایحه ارتقای امنیت زنان در انتظار قانون‌گذار مدال طلای مسابقات جهانی پاراتیروکمان سهم بانوی ایرانی شد سرمربی تیم فوتبال زنان فولاد خوزستان مشخص شد رونمایی از ۲ کتاب «شهبانوی نیکوکار» و «خاتون سلطان نشان» | نقش ۳ زن در بزنگاه‌های تاریخ ایران بررسی شد دست‌های همیشه مرهم | درباره بتول خورشاهی وصال در حوالی قدس مربیان ملی فوتبال و فوتسال زنان همچنان روی نیمکت باشگاه‌ها | ابهام‌های بسیاری در نحوه اجرای مقررات ایجاد شده است اینفوگرافی | راه‌های از پوشک گرفتن کودک بدهی‌های مراسم عقد وعده‌های فریبنده پیش از  ازدواج، شاکله زندگی مشترک را  ازهم می‌پاشاند | معرفی راهکار‌های اثرگذار ۷ سال میان قتل و قصاص | سامره علی‌نژاد، مادر داغ‌دیده‌ای که طناب دار را از گردن قاتل فرزندش باز کرد​ شناسایی ۱۱۳ کودک بازمانده از تحصیل در میان فرزندان زنان سرپرست خانوار درخشش کاراته کای نونهال مشهدی در یک رقابت بین المللی هل؛ یکی از گران‌ترین ادویه‌های جهان | داروی معطر و پُرکاربردی که فواید بسیاری دارد نگاهی به حکم شرعی عمل‌های زیبایی
سرخط خبرها
بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

  • کد خبر: ۲۳۸۴۱۷
  • ۲۰ تير ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
امام‌حسین(ع) فرمود:‌ ای خواهران،‌ ای ام کلثوم،‌ ای زینب و‌ ای فاطمه، چون مرا بکشند، زینهار زینهار تا جامه پاره نکنید و روی مخراشید و سخنی که نباید گفت، مگویید؛ زیرا در آن، رضای خدای تعالی نباشد.

به گزارش شهرآرانیوز، حضرت زینب‌(س) فرمود:‌ «ای کاشکی مرده بودمی تا این روز را ندیدمی. وفات جد خویش محمد مصطفی (ص) بدیدم، وفات پدر خویش علی مرتضی (ع) مشاهده کردم، وفات مادر پاکیزه خود فاطمه‌زهرا(س) را دیدم و به فراق او مبتلا بودم، محنت وفات برادر خویش حسن مجتبی (ع) بکشیدم و حال برادرم حسین (ع) که در جهان او را دارم. مرا چنین سخنی می‌گوید و خبر وفات خویش می‌دهد. هلاک از من برآمد وای بر این جان درمانده به چنگال بلا و مشقت.» زینب این سخن‌ها می‌گفت و می‌گریست و سایر اهل‌بیت‌(ع) به مرافقت او می‌گریستند. ام کلثوم می‌گفت: «وا محمداه وا علیاه بعدک یا أبا عبد ا....»

امیر المؤمنین حسین (ع) ایشان را دلداری می‌داد و می‌فرمود: صبر کنید‌ ای خواهران من و به قضای خدای تعالی راضی باشید که خدای تعالی هیچ آفریده را در زمین و آسمان حیات ابد نداده و نخواهد داد.

در اثنای این حال، حر آمد و در برابر خیمه‌های آن حضرت منزل ساخت پس چیزی نوشت به عبیدالله بن زیاد و از فرود‌آمدن حسین (ع) به حوالی کربلا او را خبر داد. عبیدالله نامه‌ای نوشت به حسین بن علی (ع) بر این منوال، اما بعد،‌ ای حسین شنیده ام که به نزدیکی کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشته و فرموده است که پهلو بر جامه خواب وقت ننهم و طعام لذیذ نخورم تا آن وقـت که تو را به خدای تعالی رسانم مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی؛ والسلام.

چون نامه به حسین بن علی (ع) رسید و مطالعه کرد، از دست بینداخت و گفت: هرگز فلاح نیابند قومی که سخط باری تعالی را بر رضای مخلوق اختیار کنند. امیرالمؤمنین حسین (ع) فرمود: هیچ جواب نیست.

بریده‌ای از کتاب «الفتوح»

اثر ابومحمد احمد بن اعثم کوفی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.