دومین شکست تیم ملی فوتبال زنان ایران در جام ملت‌های آسیا والدین بخوانند| نقش مؤثر گفت‌وگوی والدین با کودکان در شرایط بحرانی بررسی نقش زنان در شکوفایی ادبیات جهاد و مقاومت| پرداختن به حضور بانوان در بطن جنگ تحمیلی، ضرورتی تاریخی و فرهنگی است دیدار مشهدی‌ها با فولاد در بندرعباس لغو شد| وضعیت نامشخص ۳ هفته پایانی لیگ‌برتر فوتسال بانوان سلیمی: مدیریت شهری، خود را مهیای میزبانی از هموطنان کرده است بانوی تکواندوکار ایران امدادگر شد آنچه باید از انقلاب اسلامی بدانیم و مادرانه منتقل کنیم خاله شادونه: فرشته‌های کوچک و معصوم میناب، شهادت را بخش کردند تغذیه مناسب، نوعی خط دفاعی فعال در برابر اثرات مخرب استرس بررسی دیدگاه رهبر شهید نسبت به خانواده و امور پیرامون آن| زنان، سازندگان پایه‌های اصلی تمدن یک جامعه هستند درباره کتاب «زن و بازیابی هویت حقیقی» چه می‌دانید؟ کیف خونین کودک شهید مدرسه میناب، پرچم دانش و عزت نسل فردای ایران نام کودکان مظلوم شجره طیبه میناب به ناگویا می‌رود| ورزش، بهترین عرصه برای انتقال پیام بین کشورها جزئیاتی بیشتر از نحوه مراقبت از زنان باردار در شرایط جنگی + اینفوگرافی درباره «زهرا محدثی‌خراسانی» بانویی از نسل شاعران متعهد شعر آیینی کشور چگونه سلامت روان فرزندانمان را تضمین کنیم؟ | لزوم اهمیت به سلامت روان در شرایط بحران
سرخط خبرها
بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

  • کد خبر: ۲۳۸۴۱۷
  • ۲۰ تير ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
امام‌حسین(ع) فرمود:‌ ای خواهران،‌ ای ام کلثوم،‌ ای زینب و‌ ای فاطمه، چون مرا بکشند، زینهار زینهار تا جامه پاره نکنید و روی مخراشید و سخنی که نباید گفت، مگویید؛ زیرا در آن، رضای خدای تعالی نباشد.

به گزارش شهرآرانیوز، حضرت زینب‌(س) فرمود:‌ «ای کاشکی مرده بودمی تا این روز را ندیدمی. وفات جد خویش محمد مصطفی (ص) بدیدم، وفات پدر خویش علی مرتضی (ع) مشاهده کردم، وفات مادر پاکیزه خود فاطمه‌زهرا(س) را دیدم و به فراق او مبتلا بودم، محنت وفات برادر خویش حسن مجتبی (ع) بکشیدم و حال برادرم حسین (ع) که در جهان او را دارم. مرا چنین سخنی می‌گوید و خبر وفات خویش می‌دهد. هلاک از من برآمد وای بر این جان درمانده به چنگال بلا و مشقت.» زینب این سخن‌ها می‌گفت و می‌گریست و سایر اهل‌بیت‌(ع) به مرافقت او می‌گریستند. ام کلثوم می‌گفت: «وا محمداه وا علیاه بعدک یا أبا عبد ا....»

امیر المؤمنین حسین (ع) ایشان را دلداری می‌داد و می‌فرمود: صبر کنید‌ ای خواهران من و به قضای خدای تعالی راضی باشید که خدای تعالی هیچ آفریده را در زمین و آسمان حیات ابد نداده و نخواهد داد.

در اثنای این حال، حر آمد و در برابر خیمه‌های آن حضرت منزل ساخت پس چیزی نوشت به عبیدالله بن زیاد و از فرود‌آمدن حسین (ع) به حوالی کربلا او را خبر داد. عبیدالله نامه‌ای نوشت به حسین بن علی (ع) بر این منوال، اما بعد،‌ ای حسین شنیده ام که به نزدیکی کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشته و فرموده است که پهلو بر جامه خواب وقت ننهم و طعام لذیذ نخورم تا آن وقـت که تو را به خدای تعالی رسانم مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی؛ والسلام.

چون نامه به حسین بن علی (ع) رسید و مطالعه کرد، از دست بینداخت و گفت: هرگز فلاح نیابند قومی که سخط باری تعالی را بر رضای مخلوق اختیار کنند. امیرالمؤمنین حسین (ع) فرمود: هیچ جواب نیست.

بریده‌ای از کتاب «الفتوح»

اثر ابومحمد احمد بن اعثم کوفی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.