آتش به جای گفت‌وگو؛ تحلیل روان‌شناختی یک فاجعه خانوادگی| وقتی خشونت ابزار حل تعارض می‌شود برگزاری مراسم تشییع پیکر مادر شهید حاج احمد متوسلیان در بهشت زهرا(س) ماجرای حکم جلب و دستگیری زن ۶۰ ساله مشهدی توسعه فوتبال بانوان، یک ضرورت ملی | مسیر فوتبال کشور در بخش‌های مختلف روبه‌رشد است آیا امکان کاهش میزان ابتلا به فشارخون بارداری وجود دارد؟ صعود چندپله‌ای برخی از بانوان پینگ‌پنگ ایران در رنکینگ جدید فدراسیون جهانی ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید رحیم علی اکبری آیا آلزایمر از آشپزخانه آغاز می‌شود؟ لزوم صداقت و اطمینان‌بخشی در پیام‌رسانی طرح «کارت امید مادر» آخرین تمرین تیم ملی فوتبال بانوان پیش از اعزام به استرالیا برگزار شد| حضور رئیس فدراسیون در حاشیه این تمرین در انتخاب شوینده مناسب، شناخت نوع پوست اهمیت دارد| آشنایی با برخی از اشتباهات رایج سهم بالای زنان کشور از کار خانگی و مراقبتی| حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد خانوار‌های کشور با سرپرستی زنان اداره می‌شوند پیش بینی طول عمر زنان مسن از طریق قدرت عضلانی مادر سردار جاویدالاثر سپاه اسلام حاج احمد متوسلیان درگذشت | وقتی ۴۳ سال چشم‌انتظاری پایان یافت معرفی روش‌هایی برای حفاظت از ذهن کودک در شرایط بحران| نیازمند رویکردی چندلایه هستیم چالش‌ها و واقعیت دنیای کارآفرینی برای زنان سرپرست خانوار | نان‌آوری برای دیگران درباره جزئیات حمایت مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران از فرزندان زنان سرپرست خانوار برگزاری مرحله نیمه نهایی لیگ برتر بسکتبال زنان| تیم‌های استقلال و آکادمی سحر فینالیست شدند ۹۵۰ زندانی زن با جرائم غیرعمد در کشور، در انتظار رهایی از زندانِ بدهی آشنایی با نکاتی برای شیردهی سالم در ماه مبارک رمضان
سرخط خبرها
بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

  • کد خبر: ۲۳۸۴۱۷
  • ۲۰ تير ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
امام‌حسین(ع) فرمود:‌ ای خواهران،‌ ای ام کلثوم،‌ ای زینب و‌ ای فاطمه، چون مرا بکشند، زینهار زینهار تا جامه پاره نکنید و روی مخراشید و سخنی که نباید گفت، مگویید؛ زیرا در آن، رضای خدای تعالی نباشد.

به گزارش شهرآرانیوز، حضرت زینب‌(س) فرمود:‌ «ای کاشکی مرده بودمی تا این روز را ندیدمی. وفات جد خویش محمد مصطفی (ص) بدیدم، وفات پدر خویش علی مرتضی (ع) مشاهده کردم، وفات مادر پاکیزه خود فاطمه‌زهرا(س) را دیدم و به فراق او مبتلا بودم، محنت وفات برادر خویش حسن مجتبی (ع) بکشیدم و حال برادرم حسین (ع) که در جهان او را دارم. مرا چنین سخنی می‌گوید و خبر وفات خویش می‌دهد. هلاک از من برآمد وای بر این جان درمانده به چنگال بلا و مشقت.» زینب این سخن‌ها می‌گفت و می‌گریست و سایر اهل‌بیت‌(ع) به مرافقت او می‌گریستند. ام کلثوم می‌گفت: «وا محمداه وا علیاه بعدک یا أبا عبد ا....»

امیر المؤمنین حسین (ع) ایشان را دلداری می‌داد و می‌فرمود: صبر کنید‌ ای خواهران من و به قضای خدای تعالی راضی باشید که خدای تعالی هیچ آفریده را در زمین و آسمان حیات ابد نداده و نخواهد داد.

در اثنای این حال، حر آمد و در برابر خیمه‌های آن حضرت منزل ساخت پس چیزی نوشت به عبیدالله بن زیاد و از فرود‌آمدن حسین (ع) به حوالی کربلا او را خبر داد. عبیدالله نامه‌ای نوشت به حسین بن علی (ع) بر این منوال، اما بعد،‌ ای حسین شنیده ام که به نزدیکی کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشته و فرموده است که پهلو بر جامه خواب وقت ننهم و طعام لذیذ نخورم تا آن وقـت که تو را به خدای تعالی رسانم مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی؛ والسلام.

چون نامه به حسین بن علی (ع) رسید و مطالعه کرد، از دست بینداخت و گفت: هرگز فلاح نیابند قومی که سخط باری تعالی را بر رضای مخلوق اختیار کنند. امیرالمؤمنین حسین (ع) فرمود: هیچ جواب نیست.

بریده‌ای از کتاب «الفتوح»

اثر ابومحمد احمد بن اعثم کوفی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.