اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است رقابت ۴۲ تیم بانوان منطقه ۲ شهرداری مشهد در مسابقات داژبال محلات برگزاری رقابت‌های فوتبال زنان بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ با قضاوت بانوان داور ایرانی چطور با یک جمله همسرتان را فرمانروا یا ملکه کنید؟ چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟ عدم انتقال HIV از مادر به نوزاد در ایران طی ۳ سال گذشته برگزاری اجلاسیه بانوان شهید خراسان جنوبی در ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ویژه‌برنامه‌های معنوی حرم مطهر رضوی برای بانوان در رواق حضرت نجمه خاتون (س) | از دعای صحیفه سجادیه تا نماز استغاثه برای فرج
سرخط خبرها
وعده بنی‌صدر و نوعروس سوسنگرد

وعده بنی‌صدر و نوعروس سوسنگرد

  • کد خبر: ۳۷۳۴۳۴
  • ۲۷ آبان ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۲
سوسنگرد بوی دود می‌داد و باروت. سرتاپای عروس و داماد جوان پر از خون بود! گرمای نفس‌های حبیب که داشت کم‌کم سرد می‌شد، خدیجه خودش را برای اسارت آماده کرد...

به گزارش شهرآرانیوز، روزهای آغازین جنگی تحمیل شده بر مردم سرزمینمان بود که حال و هوای سوسنگرد پر از دود و باروت شد. موقعیت استراتژیک این منطقه چشم طمع دشمن بعثی را متوجه خودش کرده بود.باید کاری کارستان می‌شد . هم سپاه و بسیج، هم نیروهای مردمی و هم ارتشی که برای حفظ کیان این مرزوبوم سوگند خورده بود.اما امان از کارشکنی‌ها. وعده بنی‌صدر  برای پیوستن ارتش به جمع مدافعان سوسنگرد و دستور برای عدم حضور آنها در میدان!و امروز سالگرد چنین ثانیه‌های پرافتخاری در کتاب تاریخ سرزمین مادری است.

خاطره اتحادی که کارستان کرد

در بامداد ۲۶ آبان ۱۳۵۹، ارتش، سپاه و نیروهای مردمی، در نخستین همکاری گسترده و سازمان‌یافته خود، همچون طوفانی به‌سوی سوسنگرد شتافتند. این عملیات با وجود کارشکنی‌های سیاسی و دستور مستقیم بنی‌صدر برای توقف، با عزم راسخ فرماندهان میدانی و هدایت آیت‌الله خامنه‌ای و فداکاری مردانی مانند  شهید مصطفی چمران به‌پیش رفت.دشمن رویای فتح اهواز را در سر می‌پروراند، اما وادار به عقب‌نشینی شد و حلقه محاصره شکست. آزادی سوسنگرد، شعله امیدی بود که روحیۀ ملت ایران را برافروخت و به دشمن نشان داد پاگذاشتن به این سرزمین، به این آسانی‌ها هم نیست.
اولین بانوی آزاده دفاع مقدس

شیر زنانی که پای دفاعی مقدس ایستادند

اما نام سوسنگرد و التهاب و بی‌قراری های لحظه‌لحظه‌هایش به نام شیرمردان و شیر زمانی گره‌خورده‌است که خدیجه خانم یکی از آنهاست‌.بانوی آزاده‌ای که از ۵۰ روز غم و اندوه، ترس و اضطراب... و در نهایت افتخار و اقتدار،یک‌دنیا خاطره دارد.

بانویی که نشان از سوسنگرد دارد

«خدیجه میرشکاری»، دختری از دیار مردان و زنان پولادین بود.زاده بستان در خوزستان.در آستانه جوانی، عشق را در کنار «حبیب»، فرمانده دلیر سپاه سوسنگرد یافت. سه ماه از ازدواجشان نمی‌گذشت که طوفان جنگ از راه رسید.همه‌جا آتش بود و ویرانی .اهالی بستان راهی شهرهای دیگر شدند و نوعروس و داماد هم، راهی سوسنگرد. اما جنگ بی‌رحم بود و تا سوسنگرد قد کشید.

عاشقانه‌ای که ناتمام ماند

خدیجه آمده بود تا یار و همراه حبیب بماند. شاه‌داماد هم که فرمانده سپاه بود و تکلیفش معلوم. نوعروس هم در سوسنگرد ماند. روز اسارتش پر از التهاب بود و دیداری که تا ابد ناتمام ماند. توی جیپ نظامی روی کلی مهمات کنار حبیب نشست. شوهر محض احتیاط  یک اسلحه دستش داد!دشمن بی‌وقفه بر سر و رویشان آتش می‌بارید و دست آخر هم، کار خودش را کرد. کمر،دو پا و شانه‌های خدیجه مجروح شد. ماشین از کار افتاد و اوضاع فرمانده جوان هم که وخیم. تفنگ توی دستش با آن حجاب و مانتوی سبزرنگ کار دستش داد. فکر کردند نظامی است.دوره‌شان کردند و سوار  آمبولانس راهی عراق.تا صبح نماز و دعا خواندند و حرف‌های گفتنی را گفتند. گرمای نفس‌های حبیب سرد شده بود و قلبش از تپش ایستاده که خدیجه را به بیمارستان جمهوری الاماره بردند.و از آنجا  بود که دیگر حبیبش را ندید.
خدیجه میرشکار

الگوی سوم؛ روایتگر زخم های کهنه

دورانی از رنج آغاز شد؛ از سلول‌های نمور و تاریک استخبارات عراق تا اردوگاه‌های موصل و رمادی، هر روزش با شکنجه جسم و روح. اما روحیه این بانوی مقاوم، هرگز در هم نشکست. پس از گذراندن ماه‌ها اسارت،سرانجام در یکی از روزهای بهاری ۱۳۶۱، قدم به خاک میهن گذاشت؛ اکنون خدیجه میرشکاری، راوی زخم‌هایی  کهنه است؛ یادگاری زنده از ایستادگی زنانی که در بند دشمن، تا نیمه‌راه رفته و بازگشته‌اند تا قصه فداکاری را برای نسل‌های بعد روایت کنند.الگویی دیگر از زن سوم که در کنار. ایفای نقش زنانه‌اش تلاش کرده و می‌کند دست جامعه را بگیرد و به اعلی علییین برساند.
منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.