اختتامیه «حدیث زندگی» در حرم مطهر رضوی | دوره‌ای که سبک زندگی ایرانی-اسلامی را آموزش داد ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول قانون جوانی جمعیت پرداخت شد بهره‌مندی بیش از هزار نفر از بانوان منطقه ۱۰ مشهد از طرح ترنم زندگی سهم ۵۴ تا ۵۷ درصدی زنان در سرپرستی خانوار‌های تحت حمایت کمیته حمایت کشور جام جهانی تیراندازی| هانیه رستمیان دوازدهم شد حضور نمایندگان ایران در دومین سمینار ورزش بانوان کمیته پارالمپیک آسیا ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید محمدمهدی آخوندزاده طرزجانی ادعاهای عجیب دختر نوجوان در کلانتری جهاد مشهد| از حسادت کودکانه تا شکست عشقی دختران طلاق افزایش آرامش روانی اعضای خانواده با در نظر گرفتن اصول ساده در انتخاب رنگ و نور خانه طلاق صوری؛ یک پدیده چالش‌برانگیز با پیامدهای روانی گسترده نیم‌نگاهی به چالش‌های روانشناختی «زنان بیوه» | فوت همسر یکی از پراسترس‌ترین رویداد‌های زندگی افراد است مادر والامقام سه شهید البرزی به فرزندانش پیوست مشهد؛ میزبان بزرگ‌ترین رویداد ورزش دانشجویی دختران کشور ۴۲ هزار خانواده‌ دارای دوقلو یا بیشتر زیر چتر حمایت بهزیستی | از طرح مراقب همراه ویژه چه می‌دانید؟ کسب ۵ مدال رنگارنگ توسط تیم تکواندوی بانوان ایران در مسابقات آزاد کره جنوبی مادر ۳۴ ساله استرالیایی صاحب ۴ قلو‌های همسان شد| یک زایمان نادر و بسیار پرخطر برگزاری اردو‌های فرهنگی ـ تربیتی مادر و دختری در مشهد + لینک ثبت‌نام ارائه بیش از ۲۲ هزار خدمت تخصصی بهزیستی به ۱۱۰ زن و دخترِ آسیب‌دیده در خراسان رضوی معرفی راهکار‌هایی برای انتخاب درست مواد غذایی در فصل تابستان
سرخط خبرها
بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

  • کد خبر: ۳۷۹۴۰۴
  • ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۹
بلاگری برای بعضی شغل است و برای بعضی دردسر؛ مسیری که از تولیدمحتوا شروع می‌شود و گاهی به ازدست‌رفتن حریم خصوصی، روابط خانوادگی و امنیت شغلی می‌رسد. این گزارش نگاهی دارد به تجربه بلاگر‌هایی که زندگی‌شان میان دیده‌شدن و قضاوت‌شدن معلق مانده است.

به گزارش شهرآرانیوز، با یک گشت‌وگذار ساده در فضای مجازی می‌توان آن‌ها را پیدا کرد؛ بلاگرهایی که نه الزاماً متخصص‌اند و نه چهره‌های شناخته‌شده هنری، اما مخاطبان پرشماری دارند. حضورشان تنها به صفحه‌های مجازی محدود نمی‌شود؛ از افتتاحیه فروشگاه‌ها و مراسم مختلف گرفته تا رویدادهای رسمی، ردپای آن‌ها دیده می‌شود؛ شهرتی که باعث شده هر روز بر تعدادشان افزوده شود و مخاطبان اصلی‌ اغلب آن‌ها را زنان تشکیل دهند.

کار ما هم سخت است

م. نعیمی:

هر کاری سختی‌های خودش را دارد. تصور نکنید بلاگرها فقط در کافه‌ها یا مهمانی‌ها وقت می‌گذرانند. مگر یک شهر چند کافه دارد یا چند بار در ماه آدم دعوت می‌شود؟ برای جبران این کمبود، خود بلاگرها معمولاً دورهمی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما این جمع‌ها هم قاعده و حساب‌وکتاب خودش را دارد.

از طرفی هزینه‌ها کم نیست؛ لباس، کیف و کفش، آرایش و ظاهر، همه خرج دارد. تازه ظاهر فقط بخشی از ماجراست. محتوا باید خلاقانه باشد تا دیده شود. خیلی‌ها عکاس حرفه‌ای دارند، اما من با گوشی کار می‌کنم. هرچند بهترین مدل باشد، باز هم کیفیت کار با کسی که تیم دارد، فرق می‌کند.

بیست‌وچهارساعته سر کاریم

ی. جلالی:

بلاگری کار ساده‌ای نیست. دیده شدن، لایک گرفتن و بازدید بالا مهارت می‌خواهد. من برای این کار آموزش دیده‌ام، دوره رفته‌ام و مطالعه کرده‌ام.

مردم از درآمد بلاگرها حرف می‌زنند، اما توجه نمی‌کنند که این شغل ساعت کاری ندارد؛ همیشه درگیر است و امنیت شغلی هم ندارد. نه بیمه‌ای هست، نه بازنشستگی. یک گزارش، یک شکایت یا حتی هک شدن صفحه می‌تواند همه چیز را از بین ببرد. شروع دوباره هم کار آسانی نیست.

کتری آشپزخانه‌ات چند میلیون است؟!

ع. نظری:

محتوایی که منتشر می‌کنم واقعی است. از خانه و زندگی خودم فیلم می‌گیرم. بعضی‌ها ممکن است لباس یا وسایلشان نمایشی باشد، اما من ترجیح می‌دهم همان چیزی را نشان بدهم که دارم.

البته همیشه هم واکنش‌ها مثبت نیست. گاهی می‌پرسند وقتی مردم مشکل دارند، نمایش این سبک زندگی چه فایده‌ای دارد؟ من جواب نمی‌دهم. هرکسی انتخاب خودش را دارد. شاید دیدن چند دقیقه زیبایی، برای بعضی‌ها آرامش‌بخش باشد.

مشاوره مجانی مگر بد است؟!

ر. نیکی:

من زندگی خصوصی‌ام را خیلی محدود نشان می‌دهم. همسرم هم جلوی دوربین نمی‌آید، اما در همه کارها همراهم است.

در کنار محتوا، مشاوره خرید هم می‌دهم؛ بدون هزینه. خیلی‌ها سؤال می‌پرسند و راهنمایی می‌خواهند. شاید برای بعضی‌ها دیدن جاهایی که امکان رفتنش را ندارند، فقط از پشت صفحه، خودش تجربه‌ای متفاوت باشد.

من بلاگر طلاق هستم

ش. عباسی:

صفحه‌ام از روزمرگی شروع شد، اما کم‌کم مسائل شخصی‌ام وارد آن شد. بدون برنامه‌ریزی. یک روز دیدم درباره همه چیز با مخاطبانم حرف می‌زنم؛ از دعواها تا مراجعه به دادگاه.

در دوره‌ای که می‌گذراندم، این ارتباط کمکم کرد دوام بیاورم. بعضی‌ها قضاوت می‌کنند، اما دنبال کردن یک صفحه انتخاب خود آدم‌هاست.

سر پنج ماه کارمان به دادگاه کشید

ن. حجتی:

آشنایی ما از فضای مجازی شروع شد و خیلی زود به ازدواج رسید. مراسم‌ها و جزئیات زندگی مشترک، محتوای صفحه‌ام شد و مخاطبان بیشتر شدند.

اما بعد از شروع زندگی مشترک، اختلاف‌ها جدی شد. همسرم دیگر با انتشار جزئیات زندگی موافق نبود، در حالی که من درآمدم به صفحه‌ام وابسته بود. همین اختلاف، کار را به دادگاه کشاند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.