تاکید دختر شهید سلامی بر ضرورت پیگیری حقوقی جنایت علیه دانش‌آموزان میناب حواشی ارائه فاکتور خرید سیگار توسط فرزانه فصیحی در ترکیه جزییات مراسم تشییع مادر شهیدان «محمد حسن و حمید یعقوبی» در مشهد اجرای پویش «پرستار جان‌فدا» توسط دختران عضو باشگاه دختیژن لزوم اجرای طرح غربالگری ویژه شناسایی سرطان‌های شایع زنان در مشهد همزمان با سایر شهرهای کشور بارداری؛ عامل مهمی در پیشگیری از ابتلاء به سرطان است نجوای عاشقانه با امام زمان (عج) | «دعای نصر» و «توسل»در رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی طنین‌انداز می‌شود زنان بیشتر در معرض خطر ابتلا به آرتروز قرار دارند آغاز ششمین مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی هندبال بزرگسالان بانوان ایران از فردا (سه‌شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵) رابطه سالم زوجین، رابطه بی‌اختلاف نیست | نگاهی به معانی سکوت در زندگی مشترک خانه‌داری | چگونه با فر، گردوی پوست سبز را خشک کنیم؟ سمبوسه؛ نوعی غذای سرخ کردنیِ هندیِ شکم‌پر + دستور پخت روایت علاقه یک بانوی کوهنورد پیشکسوت در مستند «مادر کوهستان» | وقتی یک اثر زنانه به جشنواره بین‌المللی فیلم داکا راه یافت اهدای ۵۰ میلیون تومان از هزینه‌های جشن تولد برای آزادی یک مادر زندانی تشریح ۳ تصور نادرست درباره فریز تخمک | کمپین «فرصت باروری را بشناس» را چقدر می‌شناسید؟
سرخط خبرها
بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

  • کد خبر: ۳۷۹۴۰۴
  • ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۹
بلاگری برای بعضی شغل است و برای بعضی دردسر؛ مسیری که از تولیدمحتوا شروع می‌شود و گاهی به ازدست‌رفتن حریم خصوصی، روابط خانوادگی و امنیت شغلی می‌رسد. این گزارش نگاهی دارد به تجربه بلاگر‌هایی که زندگی‌شان میان دیده‌شدن و قضاوت‌شدن معلق مانده است.
آزاده خلیلی
نویسنده آزاده خلیلی

به گزارش شهرآرانیوز، با یک گشت‌وگذار ساده در فضای مجازی می‌توان آن‌ها را پیدا کرد؛ بلاگرهایی که نه الزاماً متخصص‌اند و نه چهره‌های شناخته‌شده هنری، اما مخاطبان پرشماری دارند. حضورشان تنها به صفحه‌های مجازی محدود نمی‌شود؛ از افتتاحیه فروشگاه‌ها و مراسم مختلف گرفته تا رویدادهای رسمی، ردپای آن‌ها دیده می‌شود؛ شهرتی که باعث شده هر روز بر تعدادشان افزوده شود و مخاطبان اصلی‌ اغلب آن‌ها را زنان تشکیل دهند.

کار ما هم سخت است

م. نعیمی:

هر کاری سختی‌های خودش را دارد. تصور نکنید بلاگرها فقط در کافه‌ها یا مهمانی‌ها وقت می‌گذرانند. مگر یک شهر چند کافه دارد یا چند بار در ماه آدم دعوت می‌شود؟ برای جبران این کمبود، خود بلاگرها معمولاً دورهمی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما این جمع‌ها هم قاعده و حساب‌وکتاب خودش را دارد.

از طرفی هزینه‌ها کم نیست؛ لباس، کیف و کفش، آرایش و ظاهر، همه خرج دارد. تازه ظاهر فقط بخشی از ماجراست. محتوا باید خلاقانه باشد تا دیده شود. خیلی‌ها عکاس حرفه‌ای دارند، اما من با گوشی کار می‌کنم. هرچند بهترین مدل باشد، باز هم کیفیت کار با کسی که تیم دارد، فرق می‌کند.

بیست‌وچهارساعته سر کاریم

ی. جلالی:

بلاگری کار ساده‌ای نیست. دیده شدن، لایک گرفتن و بازدید بالا مهارت می‌خواهد. من برای این کار آموزش دیده‌ام، دوره رفته‌ام و مطالعه کرده‌ام.

مردم از درآمد بلاگرها حرف می‌زنند، اما توجه نمی‌کنند که این شغل ساعت کاری ندارد؛ همیشه درگیر است و امنیت شغلی هم ندارد. نه بیمه‌ای هست، نه بازنشستگی. یک گزارش، یک شکایت یا حتی هک شدن صفحه می‌تواند همه چیز را از بین ببرد. شروع دوباره هم کار آسانی نیست.

کتری آشپزخانه‌ات چند میلیون است؟!

ع. نظری:

محتوایی که منتشر می‌کنم واقعی است. از خانه و زندگی خودم فیلم می‌گیرم. بعضی‌ها ممکن است لباس یا وسایلشان نمایشی باشد، اما من ترجیح می‌دهم همان چیزی را نشان بدهم که دارم.

البته همیشه هم واکنش‌ها مثبت نیست. گاهی می‌پرسند وقتی مردم مشکل دارند، نمایش این سبک زندگی چه فایده‌ای دارد؟ من جواب نمی‌دهم. هرکسی انتخاب خودش را دارد. شاید دیدن چند دقیقه زیبایی، برای بعضی‌ها آرامش‌بخش باشد.

مشاوره مجانی مگر بد است؟!

ر. نیکی:

من زندگی خصوصی‌ام را خیلی محدود نشان می‌دهم. همسرم هم جلوی دوربین نمی‌آید، اما در همه کارها همراهم است.

در کنار محتوا، مشاوره خرید هم می‌دهم؛ بدون هزینه. خیلی‌ها سؤال می‌پرسند و راهنمایی می‌خواهند. شاید برای بعضی‌ها دیدن جاهایی که امکان رفتنش را ندارند، فقط از پشت صفحه، خودش تجربه‌ای متفاوت باشد.

من بلاگر طلاق هستم

ش. عباسی:

صفحه‌ام از روزمرگی شروع شد، اما کم‌کم مسائل شخصی‌ام وارد آن شد. بدون برنامه‌ریزی. یک روز دیدم درباره همه چیز با مخاطبانم حرف می‌زنم؛ از دعواها تا مراجعه به دادگاه.

در دوره‌ای که می‌گذراندم، این ارتباط کمکم کرد دوام بیاورم. بعضی‌ها قضاوت می‌کنند، اما دنبال کردن یک صفحه انتخاب خود آدم‌هاست.

سر پنج ماه کارمان به دادگاه کشید

ن. حجتی:

آشنایی ما از فضای مجازی شروع شد و خیلی زود به ازدواج رسید. مراسم‌ها و جزئیات زندگی مشترک، محتوای صفحه‌ام شد و مخاطبان بیشتر شدند.

اما بعد از شروع زندگی مشترک، اختلاف‌ها جدی شد. همسرم دیگر با انتشار جزئیات زندگی موافق نبود، در حالی که من درآمدم به صفحه‌ام وابسته بود. همین اختلاف، کار را به دادگاه کشاند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.