معرفی یک نسخه خانگی برای جلوگیری از شکستگی لگن در زنان لیگ برتر بسکتبال زنان به هفته هفدهم رسید| قهوه باتسام با ۲۱ امتیاز در رده پنجم جدول پایان هفته شانزدهم لیگ برتر فوتبال زنان با برد تیم خاتون بم مقابل پرسپولیس دوری ۶ هفته‌ای بانوی نایب قهرمان المپیک از تکواندو سرطان سینه یک بیماری ناگهانی و غیرقابل‌کنترل نیست| کاهش سن ابتلا در زنان آغاز مرحله گروهی بخش نوجوانان جام جهانی گرجستان از امروز (جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴)| دختر شمشیرباز ایران در مرحله گروهی حذف شد هفته هشتم رقابت‌های لیگ برتر هندبال بانوان امروز (۱۰ بهمن ۱۴۰۴) برگزار شد| سپاهان، تیم بدون شکست گفت‌وگوی بهروزآذر با زنان بازداشت‌شده ناآرامی‌های اخیر در زندان قرچک ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی آغاز نیم‌فصل دوم لیگ برتر هندبال بانوان با برگزاری ۴ دیدار افزایش سقف تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در سال ۱۴۰۵ عفاف و حجاب در اسلام، ۲ مفهوم به هم پیوسته| وقتی کرامت زن و استحکام خانواده هم مد نظر است خبر جدید از برگزاری رقابت‌های بسکتبال کاپ آسیا دیویژن B زیر ۱۸ سال بانوان کسب دومین پیروزی مشهدی ها در هفته چهاردهم لیگ برتر فوتبال زنان برگزاری شب شعر «ملیکه ملکوت» در مسجد مقدس جمکران تعیین ۱۰ درصد از مهریه به عنوان حق الوکاله طلاق، پدیده‌ای پیچیده فعالیت پررنگ زنان، رمز ماندگاری هنر ۸ هزار ساله سفالگری در ایران آغاز دیدار‌های هفته هفدهم لیگ بسکتبال بانوان، فردا (جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴) | تیم‌های مدعی به دنبال تکرار برد‌های خود هستند هشدار یک متخصص درباره زیبایی فوری به کمک اسفنج‌های دریایی و چند قطره اسید!| اسپیکیول دقیقا چیست؟
سرخط خبرها
موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

  • کد خبر: ۳۸۱۶۳۹
  • ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۸
گاهی فرسایش، بی‌صدا اتفاق می‌افتد؛ درست مثل موریانه‌هایی که از درون می‌خورند و چیزی از ظاهر نمی‌کاهند. «موریانه‌ها را ساکت کن» مجموعه‌داستانی است درباره زنانی که آرام، نامرئی و پیوسته فرسوده می‌شوند. روایت‌هایی رئال از زندگی‌هایی که کمتر دیده می‌شوند، اما سنگینی‌شان روی شانه‌های جامعه مانده است.

زهرا خنداندل| شهرآرانیوز، کتاب اسم وسوسه‌کننده‌ای دارد؛ «موریانه‌ها را ساکت کن». روی جلد، تصویر زنی تنها در میان جنگلی پر از ریشه و شاخه دیده می‌شود؛ زنی که هم ایستاده است، هم در محاصره. همین نام و تصویر کافی است تا خواننده مکث کند و بخواهد بداند پشت این سکوت چه می‌گذرد.

قهرمان بیشتر داستان‌های این مجموعه، زنان‌اند؛ یا زنانی که مستقیم و بی‌واسطه مسیر روایت را تغییر می‌دهند. مریم دانشمند، نویسنده این اثر، در آستانه میانسالی نخستین کتابش را منتشر کرده و از همان ابتدا، پیوندی مادرانه با آن دارد. با او گفت‌و‌گو کرده‌ایم تا از مسیر نوشتن، دغدغه‌هایش و دنیای داستان‌هایش بیشتر بدانیم.

علاقه شما به نویسندگی از کجا شکل گرفت؟

حدود هفت‌سالگی، وقتی «جک و لوبیای سحرآمیز» را خواندم، جذب دنیای داستان شدم. بعد از آن مدام کتاب می‌خواندم و تخیلم با شخصیت‌ها و فضا‌ها زندگی می‌کرد. همیشه نمره انشایم از بقیه بالاتر بود؛ آن‌قدر که هم‌کلاسی‌ها دفترهایشان را می‌دادند تا به‌جایشان بنویسم.

چرا در نوجوانی و جوانی نوشتن را جدی دنبال نکردید؟

در خانواده‌ای سنتی و مذهبی بزرگ شدم. پدرم اساساً با تحصیل دختر مخالف بود و حتی ادامه دبیرستانم با پادرمیانی زن‌برادرم ممکن شد. در هجده‌سالگی ازدواج کردم و بعد از تولد فرزندم، نقش مادری و خانه‌داری تمام وقت و انرژی‌ام را گرفت. البته درس خواندن و کتاب‌خواندن هیچ‌وقت از زندگی‌ام حذف نشد، اما نوشتن به تعویق افتاد.

به کدام سبک داستانی نزدیک‌تر هستید؟

به داستان‌های رئال علاقه زیادی دارم و نوشتنم هم در همین فضا شکل می‌گیرد. با این حال، ادبیات اساطیری را هم دوست دارم؛ همیشه به قدمت و عظمت آن فکر می‌کنم و اینکه نویسندگان آن دوران چگونه چنین جهان‌هایی را خلق کرده‌اند.

چرا زنان قهرمان اغلب داستان‌هایتان هستند؟

زن و آنچه بر او می‌گذرد، ذهنم را رها نمی‌کند. دنیای زنان بسیار پیچیده است و من فقط بخش کوچکی از رنج‌ها و تجربه‌های آن را در داستان‌هایم بازتاب داده‌ام. زن بودن، هم ارزشمند است و هم گاهی دردناک. تلاشم این بوده که این دوگانه را تا جایی که توان دارم روایت کنم.

نام کتاب چگونه انتخاب شد؟

«موریانه‌ها را ساکت کن» نام یکی از داستان‌هایم بود که به‌دلیل ممیزی از کتاب حذف شد. با این حال، احساس کردم این نام عصاره فضای مجموعه است. به پیشنهاد ناشر، مقدمه‌ای نوشتم تا ارتباط نام کتاب با کلیت داستان‌ها حفظ شود.

درباره طرح جلد کتاب بگویید

ناشر چند طرح مختلف فرستاد، اما این یکی خیلی به دلم نشست؛ زنی که نور است، تنهاست، ریشه دارد و جنگل او را در آغوش گرفته. برای من، جلد کتاب خودش روایت زنانی است که در داستان‌هایم زندگی می‌کنند.

چاپ اولین کتاب چه حسی دارد؟

حس رضایت و نزدیکی به معنا. انگار به نقطه‌ای رسیده‌ام که زندگی‌ام فقط گذران روزمره نیست و نوشتن، معنای تازه‌ای به آن داده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.