هشدار سازمان غذا و دارو: این ۱۳ ماسک و کرم پوست صورت غیرمجاز است برگزاری اردوی آماده‌سازی تیم ملی هاکی سالنی بانوان در خراسان جنوبی سهم ۵۳ درصدی دختران در آزمون کشوری سمپاد| نتایج نهایی، اوایل مرداد ماه ۱۴۰۵ اعلام می‌شود حضور ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات قهرمانی بزرگسالان کاراته آسیا حذف تنها دختر شمشیرباز ایران در اولین روز مسابقات شمشیربازی قهرمانی آسیا تغییرات گسترده در ترکیب تیم ملی فوتسال بانوان پس از جام جهانی ۲۰۲۶ ویدئو | عزاداری مادران مشهدی در مراسم شیرخوارگان حسینی بازدید معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان از اردوی تیم ملی فوتسال بانوان خانه داری| بهترین زمان ریختن ادویه در غذا چه زمانی است؟ تسکین درد‌های قاعدگی با مصرف چای دارچین| احتمال کمک به کاهش وزن وجود دارد معرفی چند راهکار ساده برای کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان| والدین چه نقشی دارند؟ مراسم شیرخوارگان حسینی در حرم مطهر رضوی برگزار شد + فیلم کسب مدال برنز کاتای تیم بانوان ایران در دومین روز رقابت‌های کاراته قهرمانی آسیا خانه‌داری| فرمول جادویی برای تمیز کردن خانه در ۱۵ دقیقه؛ از مهمان سرزده استقبال کنید دختر؛ نعمتی که جاهلان قدرش را نمی‌دانند | قرآن چطور باورهای تحقیرآمیز را به چالش کشید؟ روایت زنی که در کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان حسینی به آرزوی ۱۷ ساله مادری رسید شیوع بیماری تیروئید در زنان | راههای پیشگیری چیست ؟ دختران پاروزن ایران از فردا (۲۹ خردادماه) رویای ناگویا را در شورابیل اردبیل کلید می‌زنند مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ اصفهان؛ میزبان اردوی تیم ملی ساواته زنان
سرخط خبرها
موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

  • کد خبر: ۳۸۱۶۳۹
  • ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۸
گاهی فرسایش، بی‌صدا اتفاق می‌افتد؛ درست مثل موریانه‌هایی که از درون می‌خورند و چیزی از ظاهر نمی‌کاهند. «موریانه‌ها را ساکت کن» مجموعه‌داستانی است درباره زنانی که آرام، نامرئی و پیوسته فرسوده می‌شوند. روایت‌هایی رئال از زندگی‌هایی که کمتر دیده می‌شوند، اما سنگینی‌شان روی شانه‌های جامعه مانده است.

زهرا خنداندل| شهرآرانیوز، کتاب اسم وسوسه‌کننده‌ای دارد؛ «موریانه‌ها را ساکت کن». روی جلد، تصویر زنی تنها در میان جنگلی پر از ریشه و شاخه دیده می‌شود؛ زنی که هم ایستاده است، هم در محاصره. همین نام و تصویر کافی است تا خواننده مکث کند و بخواهد بداند پشت این سکوت چه می‌گذرد.

قهرمان بیشتر داستان‌های این مجموعه، زنان‌اند؛ یا زنانی که مستقیم و بی‌واسطه مسیر روایت را تغییر می‌دهند. مریم دانشمند، نویسنده این اثر، در آستانه میانسالی نخستین کتابش را منتشر کرده و از همان ابتدا، پیوندی مادرانه با آن دارد. با او گفت‌و‌گو کرده‌ایم تا از مسیر نوشتن، دغدغه‌هایش و دنیای داستان‌هایش بیشتر بدانیم.

علاقه شما به نویسندگی از کجا شکل گرفت؟

حدود هفت‌سالگی، وقتی «جک و لوبیای سحرآمیز» را خواندم، جذب دنیای داستان شدم. بعد از آن مدام کتاب می‌خواندم و تخیلم با شخصیت‌ها و فضا‌ها زندگی می‌کرد. همیشه نمره انشایم از بقیه بالاتر بود؛ آن‌قدر که هم‌کلاسی‌ها دفترهایشان را می‌دادند تا به‌جایشان بنویسم.

چرا در نوجوانی و جوانی نوشتن را جدی دنبال نکردید؟

در خانواده‌ای سنتی و مذهبی بزرگ شدم. پدرم اساساً با تحصیل دختر مخالف بود و حتی ادامه دبیرستانم با پادرمیانی زن‌برادرم ممکن شد. در هجده‌سالگی ازدواج کردم و بعد از تولد فرزندم، نقش مادری و خانه‌داری تمام وقت و انرژی‌ام را گرفت. البته درس خواندن و کتاب‌خواندن هیچ‌وقت از زندگی‌ام حذف نشد، اما نوشتن به تعویق افتاد.

به کدام سبک داستانی نزدیک‌تر هستید؟

به داستان‌های رئال علاقه زیادی دارم و نوشتنم هم در همین فضا شکل می‌گیرد. با این حال، ادبیات اساطیری را هم دوست دارم؛ همیشه به قدمت و عظمت آن فکر می‌کنم و اینکه نویسندگان آن دوران چگونه چنین جهان‌هایی را خلق کرده‌اند.

چرا زنان قهرمان اغلب داستان‌هایتان هستند؟

زن و آنچه بر او می‌گذرد، ذهنم را رها نمی‌کند. دنیای زنان بسیار پیچیده است و من فقط بخش کوچکی از رنج‌ها و تجربه‌های آن را در داستان‌هایم بازتاب داده‌ام. زن بودن، هم ارزشمند است و هم گاهی دردناک. تلاشم این بوده که این دوگانه را تا جایی که توان دارم روایت کنم.

نام کتاب چگونه انتخاب شد؟

«موریانه‌ها را ساکت کن» نام یکی از داستان‌هایم بود که به‌دلیل ممیزی از کتاب حذف شد. با این حال، احساس کردم این نام عصاره فضای مجموعه است. به پیشنهاد ناشر، مقدمه‌ای نوشتم تا ارتباط نام کتاب با کلیت داستان‌ها حفظ شود.

درباره طرح جلد کتاب بگویید

ناشر چند طرح مختلف فرستاد، اما این یکی خیلی به دلم نشست؛ زنی که نور است، تنهاست، ریشه دارد و جنگل او را در آغوش گرفته. برای من، جلد کتاب خودش روایت زنانی است که در داستان‌هایم زندگی می‌کنند.

چاپ اولین کتاب چه حسی دارد؟

حس رضایت و نزدیکی به معنا. انگار به نقطه‌ای رسیده‌ام که زندگی‌ام فقط گذران روزمره نیست و نوشتن، معنای تازه‌ای به آن داده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.