زهرا خنداندل| شهرآرانیوز، کتاب اسم وسوسهکنندهای دارد؛ «موریانهها را ساکت کن». روی جلد، تصویر زنی تنها در میان جنگلی پر از ریشه و شاخه دیده میشود؛ زنی که هم ایستاده است، هم در محاصره. همین نام و تصویر کافی است تا خواننده مکث کند و بخواهد بداند پشت این سکوت چه میگذرد.
قهرمان بیشتر داستانهای این مجموعه، زناناند؛ یا زنانی که مستقیم و بیواسطه مسیر روایت را تغییر میدهند. مریم دانشمند، نویسنده این اثر، در آستانه میانسالی نخستین کتابش را منتشر کرده و از همان ابتدا، پیوندی مادرانه با آن دارد. با او گفتوگو کردهایم تا از مسیر نوشتن، دغدغههایش و دنیای داستانهایش بیشتر بدانیم.
حدود هفتسالگی، وقتی «جک و لوبیای سحرآمیز» را خواندم، جذب دنیای داستان شدم. بعد از آن مدام کتاب میخواندم و تخیلم با شخصیتها و فضاها زندگی میکرد. همیشه نمره انشایم از بقیه بالاتر بود؛ آنقدر که همکلاسیها دفترهایشان را میدادند تا بهجایشان بنویسم.
در خانوادهای سنتی و مذهبی بزرگ شدم. پدرم اساساً با تحصیل دختر مخالف بود و حتی ادامه دبیرستانم با پادرمیانی زنبرادرم ممکن شد. در هجدهسالگی ازدواج کردم و بعد از تولد فرزندم، نقش مادری و خانهداری تمام وقت و انرژیام را گرفت. البته درس خواندن و کتابخواندن هیچوقت از زندگیام حذف نشد، اما نوشتن به تعویق افتاد.
به داستانهای رئال علاقه زیادی دارم و نوشتنم هم در همین فضا شکل میگیرد. با این حال، ادبیات اساطیری را هم دوست دارم؛ همیشه به قدمت و عظمت آن فکر میکنم و اینکه نویسندگان آن دوران چگونه چنین جهانهایی را خلق کردهاند.
زن و آنچه بر او میگذرد، ذهنم را رها نمیکند. دنیای زنان بسیار پیچیده است و من فقط بخش کوچکی از رنجها و تجربههای آن را در داستانهایم بازتاب دادهام. زن بودن، هم ارزشمند است و هم گاهی دردناک. تلاشم این بوده که این دوگانه را تا جایی که توان دارم روایت کنم.
«موریانهها را ساکت کن» نام یکی از داستانهایم بود که بهدلیل ممیزی از کتاب حذف شد. با این حال، احساس کردم این نام عصاره فضای مجموعه است. به پیشنهاد ناشر، مقدمهای نوشتم تا ارتباط نام کتاب با کلیت داستانها حفظ شود.
ناشر چند طرح مختلف فرستاد، اما این یکی خیلی به دلم نشست؛ زنی که نور است، تنهاست، ریشه دارد و جنگل او را در آغوش گرفته. برای من، جلد کتاب خودش روایت زنانی است که در داستانهایم زندگی میکنند.
حس رضایت و نزدیکی به معنا. انگار به نقطهای رسیدهام که زندگیام فقط گذران روزمره نیست و نوشتن، معنای تازهای به آن داده است.