سهم ۷۰ درصدی بانوان از رانندگی سرویس مدارس در مشهد پایان مسابقات دوومیدانی قهرمانی دختران کشور به میزبانی شهر مشهد | تیم خراسان رضوی قهرمان شد جشن «نگین سامرا» در حرم رضوی | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در میلاد امام حسن عسکری (ع) اکران و نقد فیلم سینمایی «هنوز نه» با محوریت حل تعارضات زناشویی تورنمنت کافا | تیم ملی فوتبال دختران نوجوان ایران نائب قهرمان شد تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است
سرخط خبرها
روایت بانویی که هنر دریچه‌ای تازه به رویش گشود

روایت بانویی که هنر دریچه‌ای تازه به رویش گشود

  • کد خبر: ۳۸۶۳۴۶
  • ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۰
بانوی مشهدی پس از ۱۵ سال دوری توانست هنرش را در شهر خودش توسعه دهد.
نجمه موسوی‌زاده
نویسنده نجمه موسوی‌زاده

نجمه موسوی‌زاده| شهربانو، بعد‌از پانزده‌سال زندگی در پیرانشهر، فرزانه نخعی قرار بود به زادگاهش برگردد. اما از این بازگشت چندان شاد نبود؛ زیرا در این شهرِ مرزیِ غرب کشور که به‌خاطر شغل همسرش به آنجا رفته بود، دوستان خوبی یافته و حتی گالری هنری خودش را راه‌اندازی کرده بود.

هنر نقاشی، دریچه تازه‌ای به رویش گشود و باعث شد در غربت احساس تعلق و موفقیت کند. با‌این‌حال، دوباره شغل همسرش او را به مشهد فرا‌خواند و مجبور شد کوله‌بارش را ببندد و به زادگاهش بازگردد تا دوباره ساکن محله شهید‌بهشتی شود.

سختی‌های روز‌های اول

هنوز هم یادآوری آن روز‌ها همان حس دلتنگی و اضطراب را برایش زنده می‌کند. فرزانه‌خانم تعریف می‌کند: شهریور سه سال پیش وقتی به مشهد برگشتم، با اینکه اینجا زادگاهم بود و تا بیست‌و‌دوسالگی در این شهر زندگی کرده بودم، روز‌های اول برایم سخت بود. چون هنرجویانم را رها کرده بودم، گالری‌ام را بسته و برگشته بودم.

او تصور نمی‌کرد بتواند هنرش و توانمندی‌اش را خیلی زود در مشهد معرفی کند و همین موضوع احساس دلتنگی را برایش پررنگ‌تر می‌کرد. اما دغدغه‌اش تنها معرفی هنرش نبود؛ او باید دخترش را هم در روز‌های پایان تابستان در پایه هشتم ثبت‌نام می‌کرد، درست زمانی که ظرفیت مدارس پر است.

فرزانه می‌گوید: به هر مدرسه‌ای مراجعه می‌کردم، جواب یکی بود: دیر مراجعه کرده‌اید؛ ظرفیتمان پر است! شماره تماسم را می‌دادم تا در‌صورتی‌که امکان ثبت‌نام دخترم بود، با من تماس بگیرند.

خبر خوش پشت تلفن

او در دلش حس می‌کرد هر در بسته‌ای یا اتفاق جدیدی، دلیلی برای صبر و تلاش بیشتر است تا اینکه یک روز، تلفنش زنگ خورد و خبر خوشی به او رسید؛ «از مدرسه فارابی تماس گرفتند و گفتند که می‌توانم دخترم را ثبت‌نام کنم.»

فرزانه خوشحال مدارک دخترش را برد و بعد از انجام کار‌های ثبت‌نام، درباره هنر خودش هم با مدیر مدرسه صحبت کرد؛ «گفتم می‌توانم کلاس‌های هنری برای دانش‌آموزان برگزار کنم، چون سال‌ها در مدارس پیرانشهر تجربه داشتم.»

حمایت دوستی تازه

دیدن استقبال مریم شیردل، مدیرمهربان مدرسه که با دقت به حرف‌های فرزانه گوش می‌داد به او انگیزه داد؛ «خانم شیردل کلاس فناوری بچه‌ها را به من داد تا هنر نقاشی روی سفال و چوب را به آنها آموزش دهم. این توجه او باعث شد خودم هم برای خرید لوازم اقدام کنم و با صبر و حوصله‌ای که در تدریس دارم، دانش‌آموزان را شیفته هنر کنم.»

دو سال حضور فرزانه در مدرسه، نه‌تنها هنر را به بچه‌ها آموخت، بلکه خود او را هم آرام کرد؛ «خانم شیردل برایم مانند یک خواهر بزرگ‌تر و حمایتگر بود. او از من برای حضور در جلسات دبیران دعوت و مرا به والدین دانش‌آموزان به‌عنوان هنرمند معرفی کرد. حتی در روز معلم هدیه‌ای برایم می‌گرفت تا بگوید من هم عضوی از خانواده مدرسه هستم.»

کم‌کم فرزانه، گالری نقاشی خود را در مشهد باز کرد و توانست هنرجویانی از محله جذب کند. اما هیچ‌وقت از یاد نبرد که همین حمایت‌ها و محبت دوست تازه‌اش خانم شیردل بود که باعث شد غم فراق دوستانش در پیرانشهر برایش قابل تحمل شود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.