آغاز نیم‌فصل دوم لیگ برتر هندبال بانوان با برگزاری ۴ دیدار افزایش سقف تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در سال ۱۴۰۵ عفاف و حجاب در اسلام، ۲ مفهوم به هم پیوسته| وقتی کرامت زن و استحکام خانواده هم مد نظر است خبر جدید از برگزاری رقابت‌های بسکتبال کاپ آسیا دیویژن B زیر ۱۸ سال بانوان کسب دومین پیروزی مشهدی ها در هفته چهاردهم لیگ برتر فوتبال زنان برگزاری شب شعر «ملیکه ملکوت» در مسجد مقدس جمکران تعیین ۱۰ درصد از مهریه به عنوان حق الوکاله طلاق، پدیده‌ای پیچیده فعالیت پررنگ زنان، رمز ماندگاری هنر ۸ هزار ساله سفالگری در ایران آغاز دیدار‌های هفته هفدهم لیگ بسکتبال بانوان، فردا (جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴) | تیم‌های مدعی به دنبال تکرار برد‌های خود هستند هشدار یک متخصص درباره زیبایی فوری به کمک اسفنج‌های دریایی و چند قطره اسید!| اسپیکیول دقیقا چیست؟ سهمیه بیشتر زنان نسبت به مردان در ۳ رشته المپیکی جدایی سرمربی خارجی تیم ملی بسکتبال زنان ایران از این تیم| سرمربی جدید قرارداد بست ضرورت انجام غربالگری سرطان قبل از آغاز دوران بارداری| سرطان رحم انواع پاتولوژی دارد کسب رتبه ۱۲۵۰-۱۰۰۱ دانشگاه الزهرا (س) در آخرین نتایج منتشر شده از رتبه‌بندی موضوعی تایمز ۲۰۲۶ سهم پدران از مرخصی والدین در کره جنوبی به یک سوم رسید| استفاده بیش از ۱۸۴ هزار نفر از پدران در بخش مرخصی‌ها آشنا کردن فرزندان با مهارت های مختلف و جدید در شرایط قطع اینترنت خانه داری| نگهداری نان سبوس‌دار چگونه باید باشد؟ درباره صعود خبرساز تیم فوتبال زنان استقلال به لیگ برتر| وقتی لیگ بانوان، دنیای متفاوتی دارد نجات ۵۰۰ چشم نوزادان نارس در مازندران با روش تزریق داخل شبکیه گیاه آپارتمانی آنتوریوم؛ گل قلبی که روح خانه را تازه می‌کند
سرخط خبرها
خانه قرآن محله بهمن | روایت خانه‌ای در مشهد که وقف خدا و اهل‌بیت(ع) شده است

خانه قرآن محله بهمن | روایت خانه‌ای در مشهد که وقف خدا و اهل‌بیت(ع) شده است

  • کد خبر: ۳۸۶۷۵۲
  • ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
این روایت خانه‌ای کوچک است که صاحب آن با قلبی بزرگ و رویی گشاده، آن را وقف خدا و اهل بیت (ع) کرده است.

سکینه تاجی| شهربانو، نشانی‌ای که به آن رسیده‌ایم شبیه تعریفی که شنیده‌ایم، نیست. فکر می‌کردیم باید درِ بزرگ خانه‌ای را بزنیم که احتمالا به حسینیه‌ای شخصی شبیه است، اما وقتی در کوچه پس‌کوچه‌های بهمن ۲۶ به در کوچکی رسیدیم و خانه‌ای که از ظاهرش پیدا بود چندان وسیع نیست، متعجب شدیم. صدای گرم و مشتاقی در را باز کرد و ما در عصر سرد زمستانی به‌گرمی به خانه‌ای دعوت شدیم که سرشار از حال خوب و حسی دلپذیر بود. زینب پدیداران را اهالی محله بهمن به مادر محمد یا زینب‌خانم می‌شناسند؛ زنی که سال‌هاست خود و خانه اش را وقف آموزش قرآن و تعالیم دینی کرده است. منزلی ساده و بی‌آلایش که خانه امید محله است. منزل مادر محمد نه‌فقط یک روضه‌خانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختی‌های زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل می‌کنند و گره از کار یکدیگر می‌گشایند. این روایت خانه‌ای کوچک است که صاحب آن با قلبی بزرگ و رویی گشاده، آن را وقف خدا و اهل بیت (ع) کرده است.

داستان یک مهریه امام‌زمانی

در روستای جشن‌آباد درگز به دنیا آمد و دوره دبستان را در این روستا به پایان رساند؛ «پدرم ما را فرستاد مدرسه که خط و الفبا را یاد بگیریم. خواهر بزرگ‌ترم مکتب رفته بود و قرآن را خوب بلد بود. ما خواهر و برادر‌ها هم کلاس سوم را که تمام می‌کردیم، می‌شدیم شاگرد خواهر بزرگ‌تر. پدرم می‌گفت همین اندازه که خط و الفبا و نوشتن را یاد بگیرید، کافی است. خوش نداشت زیر دست معلم‌های طاغوتی تربیت شویم. من با اینکه خیلی کوچک بودم به خانم معلم‌هایی که از شهر می‌آمدند روستای ما می‌گفتم «شما چرا حجاب ندارید» و درباره دستور خدا و فرمان الهی با آنها حرف می‌زدم! جو روستای ما این‌طوری بود. همه اهل خدا و پیغمبر بودند. اهالی غیرتمندی داشت که به‌خاطر آنها امواج انقلاب اسلامی، پیش از بسیاری شهر‌ها و روستا‌های دیگر به آنجا رسید. پس‌از سال‌های دفاع مقدس نیز به خاطر رشادت مردم و تعداد زیاد شهدای این روستا، نامش به شهیدآباد تغییر پیدا کرد.»

جلسات قرآن در خانه پدری به راه بود. پس‌از ازدواج هم جلسات قرآن با دختران همسایه و اهالی محل ادامه پیدا کرد، اما با حال و هوایی دیگر؛ «در جلسه خواستگاری من، هیچ حرفی از مادیات زده نشد. پدر همسرم که دو سال بعد ازدواج ما توسط عناصر ضدانقلاب ترور شد، تأکیدش فقط بر اقامه نماز اول وقت بود. با این حرف، من هم دل به دریا زدم و گفتم مهریه‌ام کلام‌ا... مجید باشد و اجازه گرفتم تا منزلی را که در آن ساکن می‌شوم، وقف فعالیت برای امام‌زمان (عج) کنم.»

برکت قرآن و تغییرات مثبت

زینب پدیداران از سال ۶۴ که ازدواج کرد به‌واسطه شغل همسر در شهر‌های درگز و سبزوار و محلات مختلف مشهد زندگی کرده، اما در همه این سال‌ها هیچ موقع دست از فعالیت‌های قرآنی نکشیده است و تا الان جمعه‌ای را بدون دعای ندبه نگذرانده است. حالا که حدود بیست‌سال است در محله بهمن ساکن شده، یک طبقه مجزا از خانه خود را وقف جلسات و کار‌های دینی کرده و اهالی محل از برکت وجود او و این خانه به برکات بی‌شماری رسیده‌اند. خانم‌های محله، روز‌های زوج از ساعت‌۱۰ صبح تا اذان ظهر و روز‌های فرد از ساعت‌۸ تا ۱۰‌صبح در اینجا جمع می‌شوند و با قرائت قرآن، آن هم حتما با معنی و اقامه نماز استغاثه و نماز قضای یومیه، ساعتی را درکنار یکدیگرند. علاوه‌بر اینها ذکر دعای توسل، دعای کمیل، دعای ندبه و حدیث شریف کسا به نیت رفع مشکل اهالی محل، از برنامه‌های منظم اینجاست.

به گفته زینب خانم، یکی دیگر از برکات معنوی این جلسات برای محله این است که وقتی خانم‌ها در جلسات تفسیر قرآن حاضر شده یا به واسطه قرآن و تعالیم اهل‌بیت (ع) با مضامین اخلاقی و اجتماعی دین آشنا می‌شوند، تأثیر آن بر رفتار و گفتار شخصی آنها پدیدار و در‌نتیجه تغییرات شخصیتی حاصل می‌شود و به‌دنبال آن، خود‌به‌خود مشکلات خانه و خانواده رفع می‌شود.

گذرکردن پربرکت از دوران کرونا

‌برکتی که ندبه‌های صبح جمعه این خانه دارد، بسیار زیاد است. زینب‌خانم در‌این‌باره می‌گوید: در زمان کرونا، برای تعطیلی جلسات تذکرات مکرری دریافت کردیم. یک هفته جلسات را تعطیل کردیم، اما جمعه‌ای که برای اولین‌بار ندبه نخواندیم، چنان روی دلم سنگینی کرد که حد نداشت. با کمک همسرم پشت‌بام را با چادر‌های رنگی قدیمی سایبان زدیم و در فضای باز جلسات را پی گرفتیم. برکت برپایی دوباره جلسات این بود که حتی برای پسربچه‌هایی که دائم در کوچه و درمعرض آسیب بودند، کلاس‌های قرآن گذاشتیم و با قرار توپ‌بازی بعد کلاس و جایزه‌های متنوع، پای آنها هم به برنامه‌های معنوی و قرآنی باز شد.

خیرخواهی اعضای جلسه قرآن

پذیرایی جلسات این خانه ساده و شامل چای و دم‌نوش به همراه قند و نباتی است که خود همسایه‌ها تدارک می‌بینند. قرار این جلسات از ابتدا این بود که هراندازه که بانیان در نظر دارند خرج پذیرایی کنند، همان را به نیت نذر ظهور امام زمان (عج) به نیازمندان فامیل و آشنا تقدیم کنند. همین جرقه‌ای شد برای همیاری همسایه‌ها در جمع‌آوری مبالغ پذیرایی و کرم و بخشش آنها برای تهیه اسباب جهیزیه نوعروسان نیازمند؛ «زمانی با روی‌هم‌گذاشتن مبالغ خیلی کم هم می‌شد کار‌های بزرگ انجام داد، اما حالا مشکلات اقتصادی گریبانگیر همه شده است. تهیه جهیزیه حالا دیگر مثل گذشته آسان نیست، اما هنوز هم با خیرخواهی اهالی محل کار‌هایی انجام می‌دهیم. خیلی وقت‌ها وسایلی را که تهیه می‌شود، ناشناس می‌فرستیم و افراد حتی نمی‌دانند که چه کسی اینها را تهیه کرده است.»

مادر محمد، سینی چای را که جلویمان می‌گذارد، تلفنش زنگ می‌خورد. دختری از اهالی محل است که سؤالی از معلم قرآن خود دارد. خانم مربی با مهربانی جواب می‌دهد و حسابی قربان‌صدقه شاگرد می‌رود و دعوتش می‌کند حضوری بیاید. هنوز چایمان تمام نشده است که ریحانه سر می‌رسد. زینب خانم پدیداران ریحانه را در آغوش می‌کشد و می‌گوید ریحانه وقتی کوچک بود، مادرش در جلسات قرآن شرکت می‌کرد و حالا او برای خودش خانمی شده است. انگار نسل‌های متفاوت حالا خاطره مشترک از این خانه و صاحب‌خانه دارند.

همه‌چیز را از اینجا یاد گرفتم

ریحانه رجایی، کلاس هشتم

‌هشت‌ساله بودم. مادرم با خانم پدیداران صحبت کرد که برای یادگیری قرآن بیایم اینجا. راستش هیچ درکی از خدا و ائمه (ع) نداشتم. همه آشنایی‌ام با خدا و نماز و قرآن و دستورات دینی بعد‌از حضورم در اینجا بود. همه‌چیز را از این جلسات یاد گرفتم. در طول این سال‌ها دوستان و هم‌کلاسی‌ها و دختر‌های فامیل را هم با خودم همراه کرده‌ام و با هم به جلسات آمده‌ایم. هر‌وقت برای تکالیف مدرسه و کار‌های تحقیقی مذهبی به کتاب و منبع نیاز دارم، از خانم پدیداران کمک می‌گیرم. امشب هم آمده‌ام تا کتابی درباره انتظار از مادر محمد امانت بگیرم و برای تکلیف مدرسه، مطلب خوبی بنویسم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.