به گزارش شهرآرانیوز، مادران، خانه ابدی فرزندانشان را مینگرند؛ جایی که رؤیاهای کودکانه، زیر بمباران جنایتکارانه آمریکا و رژیم منحوس اسرائیل، برای همیشه خاموش شد.
وقتی به تمامی مادران این بچهها نگاه میبینم توی ذهنم تصور میکنم که این مادران خیال قهرمان بودن فرزندشان را هزاران بار در خاطراتشان مرور کردند، هزار بار قربان صدقه ادا و اصول بچههایشان رفتهاند، هزار بار صدایشان را مرور کردند و هزار بار و هزار بار بچههایشان را در آغوش فشردهاند. همین بچههایی که یکی دوست داشت دکتر شود، یکی مهندس. یکی پرستار، یکی معلم. یکی رؤیای مادری در سر داشت و دیگری دلش آسمان میخواست و فضانوردی. یکی هم شاید کاشف.
اما حالا همان مادران، بهجای بستن دکمههای روپوش مدرسه، به فکر بستن در خانهای هستند که دیگر صبحاش سحر ندارد. بهجای اتو کشیدن لباس عیدشان، خاک مزارشان را صاف میکنند؛ خاکی که قرار است تا ابد سقف رؤیاهای کودکانه شود. دستهایی که عادت داشت مو ببافد و لقمه درست کند، حالا بیقرار روی زانو میلرزد و چشمهایی که آینده را میدید، به گودی یک قبر کوچک خیره مانده است.
دلبند وطنم اینجا، مادری دیگر از «بزرگ شدنت» نمیگوید؛ از «جا ماندنت» میترسد. اینجا، دعاها زمزمه لبها شدهاند و صداها شکستهتر از همیشه میخوانند و خانه ابدی را با همان وسواسی آماده میکنند که اتاق کودک را میچیدند؛ انگار هنوز امیدی هست که دخترک برگردد و بگوید: «مامان، اینجا تاریکه». اما هیچکس جواب ندارد، جز خاکی که آرام روی تنهای کوچک مینشیند.
اینجا، مادران دارند با دستهای خالی، با قلبهای ترکخورده، با بغضهایی که راه گلو را بسته، آخرین وظیفه مادریشان را انجام میدهند؛ خانه ساختن برای دلبرکانی که هنوز بوی روزهای مدرسه آرام را میدادند، هنوز مداد رنگی داشتند و آسمان آبی را نقاشی میکردند و هنوز زندگی سخت و رنج را بلد نشده بودند و این شاید دردناکترین جای جهان باشد: جایی که مادر، بهجای آینده، ابدیت فرزند دلبندش را آماده میکند؛ و این سند جنایت رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار است که ۱۶۵ دانشآموز مدرسه شجره طیبه در میناب را به شهادت رساند؛ کودکانی که سر کلاس نشسته بودند و آینده را مشق میکردند و هر کدامشان یک رؤیا بودند و حالا این خاک، شاهد خاموش جنایتی است که نه فراموش میشود و نه بخشیده!
منبع: مهر