ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید ابوالفضل حسن زاده سهم زنان از اهدای خون باید از ۵ به ۳۰ درصد برسد ارتقای سلامت کلیه‌ها در دوران بارداری با مصرف آب چغندر روایتی از عادی‌شدن مصرف دخانیات در میان زنان | آمار‌ها چه می‌گویند؟ مشخص شدن سرمربی تیم فوتسال زنان استقلال | مذاکرات برای جذب بازیکنان آغاز شد زنگ خطر «نامرئی شدن» در زندگی مشترک را جدی بگیرید فعالیت غرفه تولید دست‌سازه‌های تزئینی در عرصه میدان شهدا آغاز شد | خدمت‌رسانی دختران نوجوانان مشهدی در دهه پایانی ماه صفر انتشار برخی آمار‌های نادرست درباره تعداد «مجردان قطعی» در کشور | مجرد بودن با تجرد قطعی متفاوت است افزایش سقف وام برای زنان دهک‌های یک تا ۵ کشور | دسترسی به تسهیلات بانکی تسهیل می‌شود توصیه مادر رهبر شهید به همه مادران: به بچه‌هایتان دروغ نگویید تا آن‌ها هم دروغ نگویند دمپختک گوجه و سیب زمینی، غذایی محبوب و خوشمزه + فوت‌وفن‌های پخت اربعین، وقتی به مشهد می‌رسد رقابت باشگاه‌ها برای جذب بازیکنان شاخص در فصل جدید لیگ برتر فوتبال زنان ضرورت افزایش حضور زنان در عرصه کارآفرینی | کسب و کار‌های سبز در اولویت قرار بگیرند نجات جان مادر باردار سنندجی با یک عمل جراحی دشوار نگاهی به برنامه بازی تیم ملی ایران در رقابت‌های والیبال قهرمانی زنان آسیا میزبانی بوستان «رجا» از بانوان عزادار در دهه پایانی صفر روضه‌ای که پل بود به کوچه پس کوچه‌های مدینه با مصرف روزانه گردو با پوکی استخوان مبارزه کنید انجام کدام فعالیت‌های روزمره در دوران بارداری ممنوع است؟
سرخط خبرها
جای خالی لبخند‌های دختران میناب در سالروز میلاد حضرت معصومه (س)

جای خالی لبخند‌های دختران میناب در سالروز میلاد حضرت معصومه (س)

  • کد خبر: ۴۰۷۹۶۸
  • ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
امروز در تقویم رسمی ایران، روز «دختر» است؛ روزی که قرار است بهانه‌ای باشد برای لبخند، برای غنچه‌هایی که تازه به باغ زندگی قدم گذاشته‌اند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز در تقویم رسمی ایران، روز «دختر» است؛ روزی که قرار است بهانه‌ای باشد برای لبخند، برای غنچه‌هایی که تازه به باغ زندگی قدم گذاشته‌اند. در این روز، رسانه‌ها پر می‌شد از عکس دختران خندان، از هدیه‌ها و تبریک‌ها، از جشن‌هایی که در مدارس و خانه‌ها برپاست.

اما در گوشه‌ای از این سرزمین، سکوتی سنگین حاکم است. سکوت میناب. میناب، شهر نخلستان‌های جنوب. جایی که بوی دریا با بوی نان محلی گره خورده. روزی نه چندان دور، در همین میناب، دختران دانش‌آموزی مشغول درس خواندن بودند. صبح یک روز عادی بود؛ نیمکت‌ها چیده شده بود، تخته سیاه پاک شده بود، و چند خط از کتاب فارسی روی تخته نوشته شده بود. دختر‌ها با کیف‌های صورتی و بنفش پشت نیمکت‌ها نشسته بودند و آرزو‌های کوچکشان را در دفتر مشق می‌نوشتند.

اما ناگهان آسمان سرد شد. صدای وحشتناکی آمد. نه از کلاس کناری، که از آسمان. آن روز، بمب‌های آمریکایی بر فراز میناب غرش کردند. نه خبری بود، نه هشداری. نه سنگری، نه اسلحه‌ای. فقط یک مدرسه، پر از دختر. فقط نیمکت‌هایی که روی آنها دفتر مشق باز بود، و کیف‌هایی که در راهرو افتاده بود؛ و بعد... سکوت. سکوتی که هنوز هم در میناب شنیده می‌شود.

تعدادی از آن دختران، در همان سنگرِ نیمکت‌های چوبی، به شهادت رسیدند. نه در جبهه، نه در سوریه، نه در هیچ عملیات نظامی. در کلاس درس. با مو‌های بافته‌شده، با ناخن‌های لاک‌زده، با دفتر نقاشی که هنوز نیمه‌کاره بود.

بوسه بر کیف به جای بوسه بر گونه‌های دختر

مادر یکی از آن دختران هنوز هم هر روز صبح، کیف دخترش را در بی‌نهایت می‌بوسد و می‌گذارد سر جایش. پدرش، ساعت مدرسه که می‌شود، ناخودآگاه نگاهش به در می‌افتد. منتظر که برمی‌گردد. منتظر که می‌گوید: «بابا، امروز نمره بیست گرفتم.».

اما آن دختر، دیگر نمره نمی‌گیرد. نه در این مدرسه، نه در این دنیا. او امروز در مدرسه‌ای دیگر درس می‌خواند؛ مدرسه‌ای در آسمان، با شهیدان دیگر.

شاید کمتر کسی بداند، اما از میان شهدای جنگ رمضان، دست‌کم ۲۲۴ نفر از آنها زن هستند. ۲۲۴ مادر، خواهر، دختر، همسر، معلم، دانش‌آموز. ۲۲۴ نفر که اگر امروز زنده بودند، برایشان روز دختر معنی داشت.

یکی دانش‌آموز بود و آرزوی پزشک شدن داشت. یکی معلم بود و برای شاگردانش مادری می‌کرد. یکی تازه عروس بود و هنوز لباس سفیدش چروک نشده بود.

غرب تنها بلد است حرف از حقوق زنان بزند

جالب اینجاست، غرب و سازمان‌های حقوق بشری برای تک‌تک این دختران، حتی یک بیانیه هم ندادند و محکوم نکردند. در میناب که بمب ریخت، کسی صدایش درآمد؟ دادگاهی تشکیل شد؟ سکوت کردند. مثل همیشه.

غرب و رسانه‌هایش، مدام از «حقوق زنان و کودکان» حرف می‌زنند. از حقوق دختران افغانستان، از سرنوشت زنان اوکراین، از دغدغه‌های زنان در ایران، اما وقتی این صحبت‌ها را فریاد می‌زنند که برایشان منفعت داشته باشد. اما وقتی دختران ایرانی در مدرسه‌شان زیر بمب‌های آمریکایی خاک و خون می‌شوند، نه ژنو واکنش نشان می‌دهد، نه نیویورک، نه لندن نه پاریس!

چرا؟ چون آن دختران روسری داشتند. چون در راهپیمایی ۱۳ آبان، مشت کوچکشان را گره می‌کردند و «مرگ بر آمریکا» می‌گفتند. چون پشت نیمکت‌های کلاس، کتاب دینی دستشان بود. چون شهید شدند، اما از نوعی که غرب نمی‌خواهد از آن دفاع کند.

به قول یک تحلیلگر ترک: «متأسفانه جهان غرب در برابر این جنایت بزرگ، سکوت کرد.» سکوتی که همچنان ادامه دارد.

در جهانی که هر فاجعه انسانی به سرعت در شبکه‌های خبری و بیانیه‌های بین‌المللی بازتاب می‌یابد، درباره این کودکان سکوتی سنگین حاکم شد. نه کارزار‌های گستردهٔ بشردوستانه شکل گرفت، نه موجی از همبستگی جهانی برای کودکانی که در میان جنگ گرفتار آمده بودند. برای بسیاری از خانواده‌ها، این سکوت دردناک‌تر از خود جنگ بود.

کودکانی که جهانی نشدند

مادران داغدار می‌پرسند چرا کودکانشان در ایران کمتر دیده شدند. چرا مرگ دختران خردسال در یک مدرسه نتوانست همان واکنش جهانی را برانگیزد که در دیگر نقاط جهان دیده می‌شود؟

پرسشی که پاسخ آن نه در آمار و نه در گزارش‌ها یافت می‌شود، بلکه در ساختار نابرابر توجه جهانی به رنج انسان‌ها.

امروز که دخترتان را در آغوش می‌گیرید و برایش آرزوی خوشبختی می‌کنید، شاید بد نباشد نگاهی به قاب عکس‌ها بیندازید. به قاب عکس آن ۲۲۴ زن شهید. به قاب عکس دختران میناب. به قاب عکس دانش‌آموزانی که جایشان در راهرو‌های مدرسه، همچنان خالی است.

این روز، برای ما، روز دختر است. برای آنها، روز اشک مادر. برای آنها، روز «کاش بودی».

دختران میناب، در مدرسه به شهادت رسیدند. با لاک صورتی ناخن، با دفتر مشق باز، با آرزو‌های نیمه‌کاره. کلاس درسشان، سنگر شد. نیمکتشان، خاکریز. مدادشان، فشنگ؛ و امروز، در روز دختر، در قلب تاریخ این سرزمین، همیشه جا دارند. همیشه.

روز دختر مبارک، به همه دختران ایران و درود خدا بر دخترانی که در راه این سرزمین، کلاس درس را با بهشت عوض کردند.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.