به گزارش شهرآرانیوز؛ خلاقیت یکی از تواناییهای بنیادی انسان است که نقش تعیینکنندهای در پیشرفت فردی و اجتماعی دارد. در دنیای امروز که تغییرات علمی، فناورانه و اجتماعی با سرعت زیادی رخ میدهد، آموزش دیگر نمیتواند صرفاً به انتقال محفوظات محدود بماند. نظامهای آموزشی نیازمند پرورش افرادی هستند که بتوانند مسائل تازه را تحلیل کنند، راهحلهای متنوع ارائه دهند و با شرایط جدید سازگار شوند. به همین دلیل، خلاقیت آموزشی به یکی از محورهای اصلی برنامهریزی درسی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. خلاقیت آموزشی به زبان ساده یعنی فراهمکردن شرایطی در کلاس درس که دانشآموز بتواند فکر کند، سؤال بپرسد، تجربه کند و به پاسخهای متفاوت دست یابد، نه اینکه فقط یک جواب از پیش تعیینشده را تکرار کند.
ضرورت پرداختن به این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم آموزش و پرورش امروز با چالشهای متعددی روبهرو است، از تنوع نیازهای دانشآموزان گرفته تا پیچیدهتر شدن مسائل زندگی. در چنین شرایطی، معلم نقشی فراتر از انتقالدهنده اطلاعات دارد و باید بتواند یادگیری را هدایت و تسهیل کند. پژوهشها نشان میدهند پرورش تفکر خلاق به دانشآموزان کمک میکند تصمیمگیری بهتری داشته باشند، مسئولیتپذیرتر شوند و در آینده شغلی و اجتماعی خود موفقتر عمل کنند. به همین دلیل، توجه به خلاقیت آموزشی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقا و پیشرفت نظامهای آموزشی به شمار میرود.
در همین رابطه، افضلالسادات حسینی، استاد گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران، با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشی را درباره خلاقیت آموزشی در کلاسهای درس انجام داده است. این پژوهش با تمرکز بر تجربههای آموزشی معلمان و بررسی شیوههای تدریس خلاق، بهطور خاص به یکی از نظامهای آموزشی موفق جهان پرداخته و تلاش کرده است تصویری قابل فهم از مؤلفههای آموزش خلاق ارائه دهد؛ مؤلفههایی که میتوانند برای معلمان و برنامهریزان آموزشی الهامبخش باشند.
روش انجام این پژوهش کیفی بوده و از رویکرد پدیدارشناختی استفاده شده است. پدیدارشناسی روشی است که به جای عدد و آمار، بر تجربههای زیسته افراد تمرکز میکند. در این مطالعه، دادهها از طریق مصاحبه در مدارس جمعآوری شده است. چهارده معلم که در مرکز تربیتمعلم شهر هلسینکی تحصیل کرده بودند، بهصورت هدفمند انتخاب شدند و از آنها خواسته شد تجربههای خود را درباره خلاقیت آموزشی در کلاسهای درس بیان کنند. این روایتها مبنای تحلیل و استخراج مفاهیم اصلی پژوهش قرار گرفت.
یافتههای این مطالعه تحقیقاتی نشان میدهند که در کلاسهای خلاق، تأکید اصلی بر دانشآموز خلاق است. چالش و ابهام بهعنوان بخشی طبیعی از یادگیری پذیرفته میشود و دانشآموزان تشویق میشوند بهجای حفظ مطالب، دانش را کشف کنند. نقش تفکر واگرا، یعنی اندیشیدن به راهحلهای متعدد برای یک مسئله، بسیار پررنگ است و اهداف یادگیری بهصورت گسترده و فراتر از نمره تعریف میشود.
در بخش دیگری از نتایج آمده است که معلم در کلاس خلاق بیشتر در جایگاه تسهیلگر یادگیری قرار دارد تا داور صرف. ارزشیابی دانشآموزان بهصورت فرایندی انجام میشود و بهجای تأکید بر آزمون و نمره، بازخورد مستمر اهمیت دارد. این شیوهها باعث افزایش انعطافپذیری، ابتکار و سیالیت فکری دانشآموزان میشود و خلاقیت آنها را پرورش میدهد.
بر اساس اطلاعات ارائهشده در این پژوهش، انتخاب این نظام آموزشی به دلیل موفقیت آن در آزمونهای بینالمللی و جایگاه بالای معلمان بوده است. بر اساس روایت معلمان، نمرهمحور نبودن آموزش در سالهای ابتدایی فرصت کشف علایق و افزایش انگیزه یادگیری را فراهم میکند. همچنین، ایجاد محیطی امن در کلاس درس باعث میشود دانشآموزان خطرپذیر باشند و ایدههای خود را بدون ترس بیان کنند. این یافتهها نشان میدهند خلاقیت آموزشی میتواند نقش مهمی در موفقیت تحصیلی و رشد شخصیتی دانشآموزان داشته باشد.
گفتنی است؛ این نتایج علمیپژوهشی در فصلنامه «نوآوریهای آموزشی» وابسته به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی منتشر شدهاند. این نشریه به بررسی و ترویج رویکردهای نوین در آموزش و پرورش میپردازد و بستری برای انتقال تجربههای پژوهشی به جامعه آموزشی فراهم میکند.