میترا صدر| شهربانو، عشق و علاقه به تعلیم و تربیت در جانشان طوری ریشه کرده است که این روزها علاوهبر آموزش دادن در فضای مجازی، حضوری نیز پای کار هستند. هدف آنها علمآموزی است. دیگر برایشان فرقی ندارد که در سنگر مدرسه باشند یا در سنگر مسجد، فضای سبز بوستان محله یا خانه دانشآموزان یا حتی حرم مطهر.
همهجا برایشان حکم کلاس درس را دارد و نمیخواهند که دانشآموزشان از درس و آموزشهای اخلاقی دور بمانند. مدیر و معلمان مدرسه «رضا نایب» در محله ارشاد این روزها هرطورکه بتوانند، کنار دانشآموزانشان هستند، تا درس ایستادگی و مقاومت را درکنار دروس علمی آموزش دهند.
فضای سبز بوستان «مهروماه» در محله ارشاد این روزها به کلاس درس دانشآموزان مدرسه «رضا نایب» تبدیل شده است. بچهها دیگر فقط برای بازی به این پارک نمیآیند؛ بلکه صبحها روی چمنها مینشینند و همراه معلمشان درسها را مرور میکنند.
محبوبه قربانی، معلم پایه سوم این مدرسه، یکی از فرهنگیانی است که کلاسش را به فضای باز منتقل کرده است. او با ۸ سال سابقه خدمت و دو بار انتخاب بهعنوان معلم نمونه ناحیه۴، از خانوادهای فرهنگی میآید و عشق به تعلیم و تربیت را از مادر معلم خود به ارث برده است. قربانی میگوید: اگر معلم، دانشآموزانش را مانند فرزندان خود بداند، ارتباط مؤثرتری شکل میگیرد و همین رابطه عاطفی، قدرت یادگیری بچهها را افزایش میدهد.

او تأکید میکند که تغییر روشهای آموزشی در سالهای اخیر بهسمت بازیمحوری و مهارتمحوری، نقش خلاقیت معلم را بیش از گذشته پررنگ کرده است و میگوید: استفاده از ابزارهای جدید، تغییر چیدمان کلاس و اجرای فعالیتهای گروهی، یادگیری بچهها را بهطور چشمگیری بهبود داده است.
محبوبه خانم که از سال۹۷ وارد آموزشوپرورش شده است، میگوید: هدف آموزشوپرورش فقط تدریس دروس نیست؛ مدرسه پایگاه امید دانشآموزان است و معلم در خط مقدم فرهنگی جامعه قرار دارد. ما چه در فضای مجازی و چه حضوری تلاش میکنیم آموزش پایدار و انتقال ارزشهای اخلاقی و ملی را ادامه دهیم.
او با اشارهبه اختلالهای اخیر در آموزش مجازی اضافه میکند: با هماهنگی مدیر مدرسه، کلاسها را در مسجد غدیر باباعلی، بوستان و حتی در خانه دانشآموزان برگزار کردیم. این کار کمک زیادی به روند تعلیم و تربیت کرد. ارتباط عاطفی بین معلم و دانشآموز دوباره شکل گرفت و آموزش حضوری اثربخشتر بود.
به گفته او، هرچند امکانات کامل مدرسه دردسترس نبود، حضور دانشآموزان و همراهی خانوادهها این طرح را به تجربهای موفق تبدیل کرد.
مریم کمالی، معلم پایه سوم مدرسه رضا نایب، کلاس درسش را با بیت معروف فردوسی «به نام خداوند جان و خرد» آغاز میکند. او ۱۳سال سابقه فعالیت در آموزشوپرورش را دارد؛ ۵ سال بهعنوان معلم و پیش از آن از سال۸۸ در مقام معاون در مدارس غیردولتی پسرانه و بزرگسالان فعالیت کرده است.
عشق مریمخانم به معلمی از کودکی شکل گرفته است. او هر بار که در دوران تحصیل وارد دفتر مدیر یا معلمان میشد، خودش را روی صندلی آنها تصور میکرد و همین تصویرسازی در رسیدن به آرزویش مؤثر بوده است. او میگوید: همیشه به دانشآموزانم میگویم سه کلمه با حرف ت را فراموش نکنید؛ توکل، تلاش و تصویرسازی. همین تصویرسازی از خواستههایم به من کمک کرد تا با توکل و تلاش، به جایگاهی که میخواستم برسم.
مریم کمالی معلمی را به مادر بارداری تشبیه میکند که ۹ ماه با فرزندش همراه است. او توضیح میدهد: دانشآموز از روز اول کنار من است و در پایان سال وقتی تغییرات او را میبینم، لذت عمیقی درونم شکل میگیرد. خودم را مادر دوم بچهها میدانم و مثل فرزندانم با آنها رفتار میکنم. معلم باید قبل از هرچیز دلسوز باشد تا بتواند آموزش درستی ارائه دهد. ما روح و جانمان را برای این شغل میگذاریم و فقط برای خودمان نیستیم.
او درباره شرایط آموزش در دوران جنگ تحمیلی میگوید: در سالی که گذشت، مردم برای حفظ کشور تا پای جان ایستادند. ما معلمان نیز وظیفه داریم نسلی تربیت کنیم که بتواند از خاک میهن دفاع کند؛ همانطورکه نسل پیشین با آموزشهایی که دید، امروز در خط مقدم مقاومت حضور دارد.
کمالی تأکید میکند که کلاس او تنها به آموزش دروس پایه محدود نیست و میافزاید: دانشآموزان درکنار درس، با مفاهیم اخلاقی مانند ایثار، ایستادگی و مقاومت آشنا میشوند. همچنین مهارتهای زندگی و کنترل هیجانات را میآموزند تا بتوانند به آرامش خانواده کمک کنند. آنها آگاهی پیدا میکنند که مانند همسالان خود در فعالیتهای جمعی و تجمعهای شبانه حضور یابند تا روحیه مقاومت و همراهی را تجربه کنند.
نرگس قوچانی، معلم پایه ششم مدرسه رضا نایب، دروس تخصصی مانند ریاضی، علوم و فارسی را تدریس میکند. امروز در کلاس او مبحث اندازهگیری آموزش داده میشود و او برای درک بهتر موضوع، از دانشآموزان خواسته که وسایل مختلف خانه را اندازهگیری کنند تا مفهوم درس را بهصورت عملی تجربه کنند.
نرگسخانم در خانوادهای بزرگ شده است که بیشتر اعضای آن پزشک شدهاند، اما علاقه قلبیاش او را بهسمت معلمی کشانده است. او دارای مدرک کارشناسیارشد حسابداری است و حدود ۱۰ سال است که این رشته را با تدریس در مدرسه و دانشگاه پیوند زده است. طی سهسال گذشته نیز تدریس پایه ششم این مدرسه را برعهده داشته است.
او میافزاید: در معلمی باید قلبت را هدیه بدهی. اگر تمام وجودت را برای این کار بگذاری، میتوانی با دانشآموزان ارتباط عمیقتری برقرار کنی. معلمی قبل از اینکه یک شغل اداری باشد، مسئولیتی انسانی و اخلاقی است. یادم است سال۱۳۸۹ در اعتکاف حرم مطهر شرکت کرده بودم. آنجا با خانمی آشنا شدم که معلم ریاضی بود. با دیدن صبر و شکیبایی این خانم به انتخابم برای ورود به این حرفه مطمئنتر شدم.
قوچانی ادامه میدهد: برای ایجاد علاقه در دانشآموزان به ریاضی، همه مفاهیم ریاضی را با زندگی واقعی پیوند میزنم. برای بچهها مثالهایی میزنم که در زندگی روزمرهشان اتفاق میافتد. وقتی کاربرد ریاضی را در واقعیت میبینند، ذهنشان درگیر میشود و بهتر یاد میگیرند.
نرگسخانم درباره تجربه کلاسهای جهادی میگوید: با وجود همه سختیها، امسال تجربه زیبایی بود. مهمترین مشکلی که در آموزش مجازی داشتیم، کمبود ارتباط عاطفی با دانشآموزان بود، اما این کلاسهای حضوری کمک کرد این فاصله کمتر شود. امروز آموزش درکنار آرامکردن بچهها اهمیت زیادی دارد. در همین کلاسهای حضوری، بچهها در پنجدقیقه پایانی درددل میکنند و همین به آرامش آنها کمک میکند.
او علاوهبر تدریس در مدرسه، بهعنوان معلم جهادگر در موکبهای شبانه میدان جانباز و چهارراه مخابرات هم حضور دارد و مشکلات درسی دانشآموزان مناطق دیگر را برطرف میکند. نرگس این فعالیتها را جهاد معلمان در سنگر انقلاب میداند.
الهام مشایخی، معلم پایه اول دبستان رضا نایب، از سال۹۷ وارد آموزشوپرورش شده است. او میگوید: از کودکی به معلمی علاقه داشتم و همیشه میخواستم با این حرفه به دیگران کمک کنم. خیلی خوشحالم که این مسیر را ادامه دادم. من بچهها را دوست دارم؛ حس دوستانه و صمیمی میان کلاساولیها باعث شده است بیش از پیش به حرفهام علاقهمند شوم.
الهامخانم علاوهبر تدریس، دو سال است که بهعنوان خادم حرم مطهر خدمت میکند. او در این مدت، درکنار آموزش مجازی، کلاسهای جهادی کوچکی را نیز در رواقهای خلوت حرم برای دانشآموزانی که امکان حضور داشتند، برگزار کرده است. او میگوید: بچهها در این کلاسها علاوهبر یادگیری دروس، با فضای معنوی حرم هم ارتباط خوبی برقرار میکنند. معمولا کلاسها با حدود ۱۰ دانشآموز تشکیل میشود.
هدف او از این تلاشها، عقبنماندن دانشآموزان از روند آموزشی است. مشایخی توضیح میدهد: پایه اول بسیار حساس است و بچهها باید حتی در فضای مجازی هم آموزشهای مناسبی دریافت کنند. برای همین در این مدت با ضبط فیلمهای آموزشی و گفتوگوهای آنلاین به آنها کمک کردم. او معتقد است کلاسهای حضوری جهادی، چه در مسجد، چه در بوستان و چه در حرم مطهر رضوی، نقش مهمی در تقویت ارتباط عاطفی با دانشآموزان دارد.
الهامخانم میگوید: دانشآموزانی که نیاز بیشتری به کمک دارند، هفتهای دوبار به حرم مطهر میآیند تا رفع اشکال کنیم. در این ایام باید همه کنار هم باشیم تا مشکلات از مسیر آموزش بچهها برداشته شود.
معصومه نادری، مدیر دبستان، ۳۳سال سابقه فعالیت در مقاطع مختلف تحصیلی را دارد و حدود ۱۰ سال است که مدیریت دوره ابتدایی را برعهده گرفته است. معصومهخانم میگوید: عشق به کار، بچهها و حرفه معلمی سبب شد این مسیر را انتخاب کنم و حتی پساز سه سال از بازنشستگی نیز همچنان آن را با علاقه ادامه دهم.
او ادامه میدهد: در دوران سوم راهنمایی با شرکت در آزمون دانشسرای تربیتمعلم پذیرفته و وارد این مسیر شدم. چهارسالی که در دانشسرا درس میخواندیم، ما را دانشآموز معلم صدا میزدند. از همان زمان با عشق کار را شروع کردم و تا امروز ادامه دادهام؛ امروز هم در شرایط جنگ تحمیلی کلاسهای جهادی برگزار میکنیم.
او درباره همراهی مردم و معلمان در این روزها میگوید: مردمی که شبها به خیابانها میآیند، شعارشان این است که «خیابان با ما، مبارزه با رزمندگان». ما معلمها هم میگوییم آموزش با ما. خوشحالم که سنگر آموزش را حفظ کردیم و ۹۰درصد همکارانم در برگزاری کلاسهای جهادی همکاری میکنند. علاوهبر آموزش مجازی، کلاسها در مسجد، بوستان، خانهها و حتی حرم مطهر برگزار میشود.
او باور دارد معلم همچون شمع است؛ با این تفاوت که شمع را میسازند تا بسوزد، اما معلم میسوزد تا بسازد. نادری ادامه میدهد: معلمی شغل انبیاست و ما موظفیم راه انبیا را ادامه دهیم. همه ما معلمی را دوست داریم و به آن افتخار میکنیم.
از مجازیشدن کلاسها خیلی ناراحت شدم. ولی وقتی از مادرم شنیدم که میتوانیم برای کلاسها به مسجد و بوستان بیاییم، خیلی خوشحال شدم از اینکه دوباره معلم و دوستانم را میبینم و کنار هم درس میخوانیم.
از اینکه در کلاسهای جهادی شرکت میکنم، خوشحالم. درکنار دوستانم درسها را بهتر یاد میگیرم و همینجا با کمک معلمم اشکالاتم را برطرف میکنم. البته که در کلاسهای مجازی هم حضور دارم و تکالیفم را تحویل میدهم؛ ولی فضای مجازی مثل فضای حضوری نیست. با بودن کنار دوستانم درس را بهتر یاد میگیرم و هیجان بیشتری دارم.
رقیهسادات پورحسینی و یلدا دهقانی، دانشآموزان کلاس سوم، با هم در تجمعات شبانه خیابان راهنمایی شرکت میکنند. رقیه از زمانی میگوید که خبر شهادت بچههای مدرسه شجره طیبه میناب را شنیده و کلی گریه کرده است. او میگوید: مگر بچهها چه گناهی کردهاند که دشمن جنایتکار آمریکایی و رژیم صهیونیستی آنها را به شهادت رساندند.
یلدا هم میگوید: پدر شهید زینب کمیزاده با حضور در این تجمع شبانه از آرزوهای فرزندان شهید میناب برایمان گفت؛ اینکه آنها میخواستند درس بخوانند و معلم، دکتر، پرستار یا مهندس شوند، ولی امروز همهشان به شهادت رسیدهاند و آرزوهایشان برباد رفته است.
فاطمه غلامی، دیگر دانشآموز کلاس سوم، هم در مراسم خانواده شهدای مدرسه میناب حضور داشته است و میگوید: رژیم صهیونیستی خیلی بد است که به مدرسه حمله کرده و همه دوستان همسنوسال ما را به شهادت رسانده است. من و دوستانم هرشب به یاد این شهدا و رهبر شهیدمان به تجمعات میرویم و پرچم کشورمان را در دست میگیریم و میچرخانیم.