مهارت‌های عملی برای مدیریت و کاهش لج‌بازی فرزندان نرخ باروری در برخی شهرستان‌های خراسان جنوبی کاهشی شد خانه داری| ترکیب سبزی در انواع دلمه باید چقدر باشد؟ دعوت از دختر طلایی جودوی ایران به اردوی مشترک تیم ملی جودو دانشگاه پیام نور تهران، قهرمان مسابقات بسکتبال سه‌نفره دانشجویان دختر کشور سهم بیش از ۴۷ درصدی ثبت پایان نامه توسط زنان دانشجوی کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ آغاز اردوی تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان ️در زنجان از امروز (پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵) هزینه‌های خدمات ناباروری چگونه محاسبه و پرداخت می‌شود؟ «صبیّه آقاجان»، بانویی که تاریخ مشهد را بازنویسی کرد آغاز مرحله ششم اردوی آماده سازی تیم ملی کبدی بانوان از شنبه (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) «زن و هویت مشهد» | بخش پنجم: روزی که زنان مشهد تاریخ را تکان دادند کودکان مزه سبزیجات را پیش از تولد می‌فهمند تشدید کاهش بافت استخوانی بدن در دوران یائسگی| راهکار‌های پیشگیری کدامند؟ فردوسی، حکیمی که اسطوره را به خدمت دین درآورد «از خیابان تا فضای مجازی، پای کاریم» | روایت سه دختر جوان که سرباز فرهنگی این روز‌های مشهد شده‌اند
سرخط خبرها
«از خیابان تا فضای مجازی، پای کاریم» | روایت سه دختر جوان که سرباز فرهنگی این روز‌های مشهد شده‌اند

«از خیابان تا فضای مجازی، پای کاریم» | روایت سه دختر جوان که سرباز فرهنگی این روز‌های مشهد شده‌اند

  • کد خبر: ۴۱۴۶۸۹
  • ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
سه دختر جوان تصمیم گرفته‌اند کاری فراتر از خدمت در موکب انجام دهند. پریسا، حدیثه و ریحانه بدون هیچ دوره‌ای، خبرنگار، عکاس و تدوینگر افتخاری محله شده‌اند و کانال «حماسه مقاومت دانش‌آموز» را راه انداخته‌اند تا صدای مردم این محله را به گوش شهر برسانند.

فاطمه سیرجانی | شهربانو؛ با گرگ‌و‌میش هوا، شلوغی حاشیه بولوار وکیل‌آباد جان می‌گیرد. تکاپو و تقلای جوان‌تر‌ها برای پهن‌کردن فرش‌ها و روشن‌کردن نورافکن‌ها، دیدنی است. قرارشان این است که هر شب پای کار باشند تا چیزی کم و کسر نباشد. اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا (س) محله دانش‌آموز است؛ جایی‌که هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل و نوای ا... اکبر گره می‌خورد. صندلی‌های سفید ردیف می‌شوند و پسرک‌های چهار‌پنج‌ساله با لباس‌های چریکی، پرچم‌به‌دست رو به خیابان می‌ایستند و برای ماشین‌های عبوری پرچم تکان می‌دهند. اما در گوشه‌ای از همین هیاهوی پر از شور، چند دختر جوان تصمیم گرفته‌اند کاری فراتر از خدمت در موکب را بر عهده بگیرند.

آنها شروع کرده‌اند به انجام کار فرهنگی در ایستگاه مردمی و تولید محتوا در فضای مجازی، و بی‌آنکه دوره‌ای دیده باشند، خبرنگار، عکاس و تدوینگر افتخاری محله شده‌اند. حالا کانال «حماسه مقاومت دانش‌آموز» در فضای مجازی، پنجره‌ای است به آنچه هرشب تا وقت پیروزی، نبش وکیل‌آباد ۱۷، حوالی ورودی بولوار دانش‌آموز، رخ می‌دهد.

خانمی جنگ‌زده جرقه کار را زد

‌یکی از دختران پای کار، پریسا یاراحمدی است؛ دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه فردوسی که هر‌شب خود را به اینجا می‌رساند. او درباره چرایی حضورش در این اجتماعات می‌گوید: این حضور مردمی، یک کار جمعی جانانه است. بچه‌های مسجد الزهرا (س) و پایگاه بسیج برادران، از شب اول تا همین امشب که هفتادمین شب را پشت سر می‌گذاریم، خستگی نمی‌شناسند.

‌یادش می‌آید شب‌های اول فقط پرچم‌گردانی و پخش سرود‌های حماسی انجام می‌شد، اما کم‌کم برنامه‌های فرهنگی شکل دیگری گرفت. برگزاری چالش‌های شبانه، برنامه‌های متنوع برا‌ی بچه‌ها و نوجوانان، مستندسازی از مراسم و بارگذاری در فضای مجازی و‌... جمعیت را هر شب بیشتر کرد.

پریسا تعریف می‌کند: از همان شب‌های اول، شور عجیبی اینجا حاکم بود. مردم برای دفاع از ایران عزیز می‌آمدند پرچم بگردانند.

او از خانمی می‌گوید به نام محدث موسوی، از جنگ‌زده‌های تهران که به مشهد پناه آورده و شده بود پای ثابت این مراسم؛ «خانم محدث بود که دغدغه کار در فضای مجازی و تولید محتوا را به ذهن ما انداخت. او می‌گفت باید صدای اهالی این محله را به همه شهر برسانیم و الگوسازی کنیم برای دیگر محلات.»

کار با راه‌اندازی کانال در فضای مجازی و با چند‌عضو محدود آغاز شد؛ بعد‌از آن، خود دختر‌ها ایده‌های جدیدی ارائه کردند. اتاق فکر راه انداختند تا برنامه‌ها غنی‌تر شود و هیچ کس، از بچه چهارساله تا پدربزرگ هشتاد‌ساله، از این جمع بیرون نماند. پریسا می‌گوید: برای کودکان و نوجوانان برنامه‌ای خاص در نظر گرفتیم. تئاتر به‌مناسبت روز دختر با محوریت دختران شهیدمیناب، سرود‌های حماسی، چالش‌های تأثیرگذار، بخش نقاشی و فوتبال دستی برای پسر‌ها و‌...؛ خواستیم همه حس کنند که اینجا خانه خودشان است.

این‌طور شد که چند دختر نوجوان، یک کار زیبا را آغاز کردند که هم در میدان، حرف برای گفتن داشت و هم در فضای مجازی.

این حضور، خاری به چشم دشمنانمان است

چند‌قدم آن‌طرف‌تر، مردان، نورافکن‌ها را روشن می‌کنند. فرش‌ها را کنار استند‌ها پهن می‌کنند. نوجوان‌ها با سینی‌های پر از استکان چای لابه‌لای جمعیت می‌چرخند. در این شلوغی پر از عشق، حدیثه نظام‌خواه، از اهالی محله، حضور دارد. از شب اول اینجا بوده و مسئولیتش، تهیه عکس و فیلم و ویرایش آن برای فضای مجازی است. حدیثه در‌حالی‌که نگاهش روی بنر بزرگ تصویر رهبر شهید انقلاب، آیت‌ا... سیدعلی خامنه‌ای است، می‌گوید: حضور ما، کوچک‌ترین کار است در‌برابر آنهایی که جان خود را فدا کردند، در اتاق کارشان، پای لانچر، پای پدافند، لب مرزها، روی ناو هواپیمابر و در دل تاریکی. آنها جانشان را کف دستشان گذاشته‌اند تا ما راحت بخوابیم.

صدایش می‌لرزد، اما محکم ادامه می‌دهد: مردم ما درک می‌کنند. همین که این شب‌ها توی کوچه‌ها و خیابان‌ها، سر هر چهارراه و میدان پرچمی بالا می‌رود، قوت قلبی می‌شود برای رزمنده‌های خط مقدم و خاری در چشم دشمنی که نمی‌تواند این اتحاد و انسجام ملی را ببیند. ما کار میدانی و مجازی را پیش می‌بریم تا بتوانیم آنچه را در اجتماعات رخ می‌دهد، به بهترین شکل نمایش دهیم.

حدیثه از یکی از چالش‌های شبانه می‌گوید که اشک همه را درآورد؛ «یک شب در یکی از این چالش‌ها به مخاطبمان می‌گفتیم در پاکت عکسی است از وسایل سرباز شهیدی که تازه خدمتش تمام شده است. تصور شما از آن وسایل چیست؟ هر‌کسی چیزی گفت. یکی می‌گفت ماشین، یکی دیگر حلقه ازدواج، یکی می‌گفت عکس پدر و مادر سرباز و‌... بعد عکس را نشان دادیم؛ تصویر چند‌تکه لباس نوزادی. عکس لباس‌هایی که برای نوزاد چند‌روزه‌اش خریده بود. آن سرباز به‌همراه همسر و فرزندش در حمله هوایی به کردستان شهید شده بود. مردم با شنیدن داستان آن تصویر منقلب می‌شدند و اشک می‌ریختند. آن شب خیلی‌ها فهمیدند چه رنج‌های بزرگی پشت جنگ پنهان شده است.»

او ادامه می‌دهد: وظیفه کار فرهنگی ما این است که این واقعیت‌ها را در خیابان و فضای مجازی به مردم نشان دهیم.

اینجا دل‌ها برای ایران می‌تپد

ساعت از ۱۰‌شب می‌گذرد. صندلی‌ها پر است از مردمی که پرچم به دست گرفته‌اند. موسیقی حماسی تندتر می‌شود و در ابتدای بولوار دانش‌آموز جمعیت موج می‌زند. سیده‌ریحانه احمدزاده، دانش‌آموز سال آخر دبیرستان که با خبرگزاری پانا و انجمن اسلامی مدرسه همکاری می‌کند، درباره دلایل این استقبال می‌گوید: اینجا فقط شور نیست؛ برنامه‌ها هم تنوع دارد. پاسخ به سؤالات شرعی، روایتگری زندگی شهدا با حضور راوی و خانواده شهید، برپایی ایستگاه سلامت با حضور پزشک، اجرای نقاشی و خوش‌نویسی روی پلاکارد، توزیع نذورات مردمی و‌... برنامه‌هایی که در جذب مخاطبی که به این خاک عرق دارد، بسیار تأثیرگذار است.

‌او تعریف می‌کند که شب‌های اول شکل‌گیری به اجتماعات دیگری می‌رفت، اما یک شب که اتفاقی گذرش به اینجا افتاد، بچه‌ها با او مصاحبه‌ای کردند برای کانال محله. همین کانال، مسیر برنامه حضورش در اجتماعات را عوض کرد. او می‌گوید: وقتی عضو کانال «حماسه مقاومت دانش‌آموز» شدم، با دیدن محتوای آن، خودم پیشنهاد همکاری دادم.

‌ریحانه در‌حالی‌که لبخندی گوشه لبش نشسته است، خاطره‌ای را به یاد می‌آ‌ورد که برایش جالب بود‌ه است؛ «یک شب خیّری آمد. تعداد زیادی کتابچه حاوی متن سوره نصر و فتح آورده بود برای توزیع. یکی از بچه‌ها آن را بین مردم پخش‌کرد و من هم فیلم می‌گرفتم. رسیدیم به خانمی حدودا هشتاد‌ساله. کتاب را که گرفت، نگاهی به آن انداخت و بغضش ترکید و شروع کرد به گریه. علت را که پرسیدم، گفت سر موضوعی چند‌روزی است دلش به‌شدت گرفته. امشب نیتی کرده و با پسرش به اینجا آمده و از خدا خواسته اگر مشکلش حل می‌شود، نشانه‌ای به او نشان دهد. دیدن آن کتاب و سوره فتح برای آن زن سالمند یک نشانه بود. خدا را شکر می‌کرد که اینجا آمده.»

این نوجوان نفس عمیقی می‌کشد. نگاهش به پسر حدودا دو‌سه‌ساله‌ای که پرچم بزرگی را سعی می‌کند برافراشته نگه دارد، گره می‌خورد. بلافاصله دوربین را برمی‌دارد و برای ثبت این صحنه به‌سرعت به‌سمت سوژه می‌رود.

نورافکن‌ها هر گوشه را روشن کرده‌اند، اما روشن‌تر از همه، دل‌هایی است که هر شب در هوای گرگ‌ومیش، برای ایران می‌تپد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.