ضرغامی: از وضعیت بی‌حجابی و ولنگاری جامعه رنج می‌برم خدمت‌رسانی ویژه اتوبوسرانی مشهد دانش‌آموزان دختر همزمان با بازگشایی مدارس حضور بازیگر پرحاشیه در شبکه نمایش خانگی زنان ایرانی چگونه میدان را به زندگی پیوند زدند؟ | شهر باید خودش را با زن واقعی تطبیق دهد ماجرای تولد دختر عجول گلبهاری در آمبولانس چیست؟ پتوس یکی از مقاوم‌ترین و محبوب‌ترین گیاهان آپارتمانی است | آشنایی با نحوه نگهداری آشپزی | فقط با ۳ ماده غذایی، تارت سیب زمینی و پیاز را درست کنید + طرز تهیه قضاوت بانوان داور ایرانی در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا نفرین خودخواسته؛ وقتی خودمان نسلمان را منقرض می‌کنیم! برگزاری ۸۰۰ یادواره شهدا ویژه شهدای زن و کودک در خراسان جنوبی دختر سرلشکر شهید حسین سلامی: زنان سازنده تاریخ هستند سهم ۷۰ درصدی بانوان از رانندگی سرویس مدارس در مشهد پایان مسابقات دوومیدانی قهرمانی دختران کشور به میزبانی شهر مشهد | تیم خراسان رضوی قهرمان شد جشن «نگین سامرا» در حرم رضوی | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در میلاد امام حسن عسکری (ع) اکران و نقد فیلم سینمایی «هنوز نه» با محوریت حل تعارضات زناشویی تورنمنت کافا | تیم ملی فوتبال دختران نوجوان ایران نائب قهرمان شد تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند
سرخط خبرها
مشهد عزیز بود و عزیزتر شد

مشهد عزیز بود و عزیزتر شد

  • کد خبر: ۴۳۰۷۶۱
  • ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶
خاک مشهد، میزبان پیکر مردی شده که هنوز بعد از آن بدرقه تاریخی، خیلی‌ها رفتنش را باور نمی‌کنند، مگر اینکه پایشان به مشهد برسد، بروند سمت حرم، رد رواق دارالذکر را بگیرند.

یادم هست خیلی وقت پیش ها، وسط یکی از میهمانی‌های خانوادگی، به عادت مرسوم ایرانی ها، صحبت کشیده بود به سوژه‌های داغ روز. به نوسانات قیمت زمین و مسکن و رقابت ملک با دلار و طلا و تحولات بازار بورس.

آقای الف همین طور که هسته زردآلو را جدا می‌کرد، تعریف کرد همین چند وقت پیش، یکی از رفقای سرمایه دارش یک برند پوشاک زده. کمی پیش از جنگ. توی یکی از مجموعه‌های تجاری خوش نام مشهد. زردآلو را انداخت گوشه لپش و ادامه داد که هفته پیش او را دیده. از کار و بارش پرسیده و خیال کرده حتما او هم از جنگ و دامنه آسیب هایش در امان نبوده. بعد همین طور که پوست خیار را با دقت از گوشتش جدا کرد، گفت: باورتان نمی‌شود، اما می‌گفت کار و بارش حسابی گرفته.

موج مسافرانی که شباشب با یک کیف دستی از خانه هایشان دور شدند، مشتری‌های سرزده‌ای بودند که حالا برای تأمین پوشاک خود در مشهد، توی لباس فروشی‌های سطح شهر، می‌چرخیدند.

شهری که به ندرت می‌شد از گوشه و کنار آن، صدای پدافند شنید. کمتر شیشه‌ای به لرزه درمی آمد و زندگی توی پارک‌ها و کافه‌ها و اماکن مذهبی جریان داشت.

آقای الف، نمک را بی ملاحظه روی خیار پاشید و گفت: رشد قیمت ملک حالا توی مشهد از هرجای دیگری بیشتر شده. مردمِ شهر‌های دیگر، ترجیح داده‌اند سرمایه خود را توی شهری بند کنند که توی جنگ‌هایی که از سر گذشت، آرام و خاموش بود.

شهری که آباد و وسیع و زیباست. حرم دارد. اماکن تفریحی دارد. امکانات رفاهی دارد و می‌تواند بهترین گزینه برای سرمایه گذاری و حتی کوچ‌های موقتی باشد. آن روز‌ها هنوز کسی نمی‌دانست سرنوشت آن پیکر پاک عزیز چه می‌شود.

هنوز صحبت قطعی از محل دفن و خاک سپاری نبود. هنوز قیامت هجدهم تیر در مشهد برپا نشده بود و مشهد آن همه عزیز بود. حالا دیگر همه چیز خیلی بیشتر فرق کرده.

آدم‌های زیادی، قرار سفر هرساله شان را به مشهد جلو انداخته‌اند. خیلی از جاماندگان هجدهم تیرماه، عطش حضور در شهری را دارند که حالا وقتی از ورودی‌های حرم وارد می‌شوند، دلشان برای دونفر می‌تپد. خاک مشهد، میزبان پیکر مردی شده که هنوز بعد از آن بدرقه تاریخی، خیلی‌ها رفتنش را باور نمی‌کنند، مگر اینکه پایشان به مشهد برسد، بروند سمت حرم، رد رواق دارالذکر را بگیرند و از دور، متحیرانه به آن مقبره سپید نگاه کنند. مشهد، عزیز بود و عزیزتر شد.

دیر یا زود مهاجران بیشتری با چمدان‌های کوچک و بزرگ به شهر می‌آیند و ترجیح می‌دهند نقدینگی شان را در زمین شهری مثل مشهد تبدیل به ملک کنند.

فقط کاش روزی از راه برسد که دیگر سایه جنگ برای همیشه از سر این خاک دور شده باشد و برند پوشاک دوست آقای الف، نه برای جنگ زده‌های مضطر که پاخور آدم‌هایی شود که بی عجله، برای میهمانی آخر هفته و دورهمی‌های سرخوشانه، دنبال یک دست لباس تازه‌اند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.