به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر قرار باشد یک زن و یک مرد در یک مراسم ملی، نشست دیپلماتیک، جشنواره بینالمللی یا ضیافت رسمی شرکت کنند، نقطه پایان کار هر دو یکی است، اما آغاز نه. مردان معمولاً با یک نسخه تقریباً ثابت از پوشش رسمی وارد چنین فضاهایی میشوند؛ کتوشلوار، پیراهن، کفش رسمی و در برخی مراسم تاکسیدو، پاپیون و کراوات. اما برای زنان، مسیر رسیدن به همان نقطه، اغلب طولانیتر، پیچیدهتر است.
بررسی پژوهشهای حوزه جامعهشناسی پوشش، روانشناسی اجتماعی، اقتصاد مصرف و مطالعات مد نشان میدهد که در بسیاری از جوامع غیرمسلمان، پوشش رسمی زنان تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه مجموعهای از انتظارات اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و معیارهای زیبایی را نیز با خود حمل میکند. نتیجه آن است که زنان برای حضور در یک موقعیت اجتماعی رسمی، بیش از مردان ناگزیر به صرف زمان، هزینه و انرژی هستند؛ تفاوتی که در ظاهر به انتخاب لباس محدود میشود، اما در عمل بر کیفیت حضور اجتماعی آنان نیز اثر میگذارد.
نخستین تفاوت، «هزینه زمانی» است. پژوهشهای متعدد نشان میدهد زنان برای آماده شدن جهت حضور در یک مراسم رسمی، معمولاً زمان بیشتری صرف میکنند؛ از انتخاب لباس و هماهنگ کردن اجزای آن گرفته تا آرایش، مدل مو، انتخاب کیف، کفش و جواهرات. در مقابل، برای مردان، به دلیل استاندارد بودن پوشش رسمی، فرآیند تصمیمگیری معمولاً کوتاهتر و سادهتر است. در بسیاری از مراسم رسمی، انتخاب مردان عملاً به چند گزینه محدود میشود، اما زنان با طیف گستردهای از انتخابها و در نتیجه، با حجم بیشتری از تصمیمگیری روبهرو هستند.
این تفاوت، به اقتصاد خانواده نیز سرایت میکند. مطالعات اقتصاد مصرف نشان میدهد زنان برای حضور در مراسم رسمی معمولاً هزینههای بیشتری متحمل میشوند؛ از لباس و کفش گرفته تا کیف، جواهرات، خدمات آرایش، مو و دیگر خدمات زیبایی. حتی اصطلاح «مالیات صورتی» (Pink Tax) در ادبیات اقتصادی، به همین تفاوت قیمت برخی کالاها و خدمات زنانه نسبت به نمونههای مشابه مردانه اشاره دارد؛ مفهومی که هرچند صرفاً به لباس رسمی محدود نیست، اما بخشی از این شکاف اقتصادی را توضیح میدهد.
در کنار زمان و هزینه، مسئله «آزادی حرکت» نیز مطرح است. پژوهشهایی مانند *These Boots Weren't Made for Walking* نشان دادهاند برخی از پوششهای رایج زنانه، بهویژه کفشهای پاشنهبلند یا لباسهای بسیار جذب، میتوانند دامنه حرکت را محدود کرده، موجب خستگی شوند یا فرد را ناچار به مراقبت و تنظیم مداوم ظاهر خود کنند. البته این یافته به معنای آن نیست که همه زنان چنین پوششی را انتخاب میکنند یا همه لباسهای زنانه چنین ویژگیای دارند؛ بلکه نشان میدهد بخشی از الگوهای رایج پوشش رسمی، همچنان با محدودیتهای عملکردی همراه هستند.
اما شاید مهمترین تفاوت، نه در جنس پارچه و نه در مدل لباس، بلکه در «نگاه جامعه» نهفته باشد. تحقیقات روانشناسی اجتماعی و مطالعات رسانه بارها نشان داده است که زنان بیش از مردان بر اساس ظاهرشان مورد ارزیابی قرار میگیرند؛ از نوع لباس و آرایش گرفته تا مدل مو، سن، جذابیت ظاهری و حتی انتخاب رنگ پوشش. کافی است نگاهی به پوشش رسانهای فرش قرمز جشنوارههای بینالمللی بیندازیم؛ در حالی که درباره مردان، تحلیلها غالباً بر فیلم، سخنرانی یا فعالیت حرفهای آنان متمرکز است، درباره زنان، بخش قابل توجهی از روایت رسانهای به لباس، جواهرات، رفتار و منش و حتی ظاهر اختصاص پیدا میکند. همین الگو در تحلیل پوشش سیاستمداران زن و حتی در برخی پژوهشهای مربوط به محیطهای کاری نیز مشاهده شده است.
شاید به همین دلیل است که در سالهای اخیر، بخشی از صنعت مد و حتی برخی رویدادهای بینالمللی، به سمت بازنگری در الگوهای پوشش رسمی حرکت کردهاند؛ مسیری که تلاش میکند معیارهای رسمی بودن را بیش از آنکه به نمایش ظاهری وابسته کند، با کارآمدی، راحتی و شأن حرفهای افراد پیوند بزند. تغییری که اگرچه هنوز کامل نشده، اما نشان میدهد حتی در قلب صنعت مد نیز این پرسش جدیتر از گذشته مطرح شده است:
آیا پوشش رسمی باید انسان را به حاشیه ظاهر ببرد یا به متن تواناییها و نقش اجتماعی او؟
منبع: فارس