به گزارش شهرآرانیوز؛ هیچ کودکی صبح از خواب بیدار نمیشود با این هدف که روز والدینش را خراب کند. مخالفتهای او اغلب یک پیام پنهان دارند. وقتی فرزند شما میگوید «نه»، در واقع دارد میگوید: «من هم وجود دارم، من هم نظر و احساسی دارم که میخواهم دیده شود.»
حفظ استقلال، یکی از سالمترین نشانههای رشد روانی در کودکان است. کودکی که هیچگاه مخالفت نمیکند، در آینده نیز در برابر فشارهای بیرونی توانایی «نه» گفتن نخواهد داشت. بنابراین، مسئله این نیست که مخالفت را خاموش کنیم، بلکه مسئله این است که یاد بگیریم پیام زیرین آن را بشنویم.
تربیت مقتدرانه دقیقاً در نقطه مقابل سختگیری بیچونوچرا و دلسوزی بیمرز قرار دارد. در این سبک، والدین دو اصل را به طور همزمان پیش میبرند: مرزهای روشن و ارتباط صمیمانه.
به جای اینکه بپرسید «چی میپوشی؟» یا بگویید «همین لباس رو بپوش»، دو گزینه مورد تایید خودتان را جلو بگذارید: «پلوور آبی رو میپوشی یا بلوز قرمز؟». کودک احساس کنترل میکند و شما هم به هدفتان میرسید.
قبل از تکرار قانون، احساس کودک را تایید کنید: «میدونم دوست داری بازیمون ادامه داشته باشه و الان تعطیل کردنش سخته، اما وقت خواب رسیده.» وقتی کودک ببیند فهمیده شده، مقاومت روانیاش کاهش مییابد.
به جای «چون من گفتم»، دلیل منطقی ارائه دهید: «الان دستامون رو میشوریم، چون میکروبها باعث دلدرد میشن.» دلایل باید کوتاه، ساده و متناسب با سن کودک باشند.
گاهی فقط چند ثانیه مکث کردن، خم شدن تا سطح چشمهای کودک و گوش دادن به دلایل او، حجم زیادی از تنش را تخلیه میکند. وقتی کودک ببیند کلامش شنیده میشود، نیازی به لجبازی برای جلب توجه نمیبیند.
تغییر رفتار کودک، از تغییر در نحوه شنیدن و پاسخ دادن ما آغاز میشود. مرزها برای امنیت کودک ضروری هستند، اما این رابطه عاطفی و احترام متقابل است که قوانین را پذیرفتنی میکند.
در نهایت، لجبازی کودک را نباید به چشم یک ویژگی شخصیتی دستنیافتنی یا یک «خرابی» در رفتار او دید؛ بلکه این رفتار اغلب آیینهای است از کیفیّت ارتباطی که با او برقرار کردهایم. هر بار که مقتدرانه، اما صبورانه، به جای فوران دستور و تهدید، فضای گفتوگو و انتخاب را جایگزین میکنیم، در واقع ساختار روانی کودک را از حالت دفاعی خارج کرده و به سمت همکاری سوق میدهیم.
منبع: فارس