شکیبا افخمی راد| شهرآرانیوز؛ تئاتر کودک برای روایت تلخی های جهان امروز، الزاما نباید سراغ مستقیم گویی برود، گاهی خیال و قصه، مسیر بهتری برای رسیدن به واقعیت است.
«دختری که خواب را نوشید» به کارگردانی محمد جهانپا و نویسندگی سیدجواد رحیم زاده، چنین مسیری را انتخاب کرده است. قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می شود و یک خواب متفاوت، او را به سمت اتفاقی تلخ می برد. نمایش در لایه های زیرین خود به فاجعه رخ داده در میناب و جنایت جنگی دشمن آمریکایی-صهیونیستی اشاره دارد و تلاش می کند یاد کودکان شهید را با زبان نماد و خیال زنده نگه دارد. این نمایش به تازگی در تماشاخانه استاد نوری حوزه هنری مشهد روی صحنه است و هفت بازیگر دانش آموز نیز در کنار بازیگران باسابقه در آن نقش آفرینی می کنند.

قصه نمایش با فضایی شاد و کودکانه آغاز می شود. دختر داستان هر بار خواب می بیند و اتفاقی که در خواب دیده، در واقعیت رخ می دهد. یک بار خواب می بیند پدرش ماهی بزرگی صید می کند و چنین می شود، بار دیگر خواب بیست شدن نمره اش را می بیند و نمره اش بیست می شود. اما ماجرا با یک خواب متفاوت دختر تغییر می کند، او خواب می بیند به زودی باید پرواز کند. از همین جا اتفاقات خانه و مدرسه شکل دیگری پیدا می کند و قصه به تدریج از فضای شیرین و خیال انگیز خود فاصله می گیرد.
محمد جهانپا، کارگردان نمایش، می گوید شکل گیری اثرش به روزهای پس از حادثه میناب بازمی گردد، زمانی که گروه تصمیم گرفت کاری جدی برای کودکان، روی صحنه ببرد.
او توضیح می دهد: بعد از آن حادثه تلخ و جنایت جنگی که در میناب اتفاق افتاد، ما در دفتر هنرهای نمایشی حوزه هنری مشهد مصمم بودیم برای این کودکان شهید و مظلوم کاری انجام دهیم. حتی در روزهای اول برگزاری تجمعات مردمی، نمایش های محیطی با محوریت خود حادثه میناب و با کمک بچه های دانش آموز اجرا کردیم، ولی همچنان در فکرم بود که یک کار جدی و حرفه ای برای کودکان شهید مدرسه شجره طیبه روی صحنه ببریم، کاری که خیلی مستقیم گویی نداشته باشد و فقط صرف پرداختن به حادثه نشود.
به گفته جهانپا طرح نمایش را جواد رحیم زاده نوشته و پس از همفکری با یکدیگر، گروه وارد مرحله تمرین شده است. تمرین ها تیر و مرداد امسال انجام شد و طراحی دکور، نور و لباس نیز در همین مدت شکل گرفت تا اینکه بالأخره گروه پس از حدود دو ماه تمرین، اجرا را آغاز کرد.
جهانپا ارتباط نمایش با جنایت رخ داده در میناب را از ابتدا آشکار نمی کند. در واقع مخاطب در مرحله اول با داستانی خیال انگیز همراه می شود و در ادامه، نشانه ها را کنار هم می گذارد تا درنهایت در یک سوم پایانی کار متوجه می شود، دارد قصه میناب را می بیند.
نمایش «دختری که خواب را نوشید» پر از نماد و نشانه است و اصلا مستقیم گویی ندارد. جنایت رخ داده در میناب نیز در ظاهر موضوع اصلی نمایش نیست، اما در لایه زیرین آن حضور دارد. جهانپا می گوید گروه قصد داشته با زبان نمایش و هنر، یاد کودکان شهید را زنده نگه دارد، کودکانی که در جریان این جنایت جنگی جان خود را از دست دادند و خانواده هایشان همچنان با فقدان آنان زندگی می کنند.او همچنین به دنبال نشان دادن معصومیت و زندگی هایی بوده که به واسطه جنایت آمریکا به این شکل تمام شده است.
در چند روز ابتدایی اجراها، واکنش مخاطبان نیز برای گروه جالب توجه بوده است. جهانپا به خانواده ای اشاره می کند که مادر هنگام تماشای نمایش متوجه ارتباط داستان با میناب نشده بود، اما دختر خانواده پس از اجرا شباهت قصه با حادثه را فهمیده و درباره آن از مادرش پرسیده بود. برای کارگردان، رسیدن مخاطب کودک به چنین برداشتی اهمیت دارد.او باور دارد چنین روایتی می تواند حس همدلی را تقویت کند: «کودکان بعد از دیدن نمایش ما به این فکر می کنند که بچه های شهید میناب چقدر شبیه خودشان معصوم و بی گناه و دوست داشتنی بودند. همچنین برای ما مهم بود که ذهن بچه ها را به این مقوله نزدیک کنیم که در گستره ای مثل ایران بزرگ، اگر یکی از اعضا درد داشته باشد، نباید عضو دیگری آسایش داشته باشد.»

«دختری که خواب را نوشید» همکاری دوباره جهانپا و رحیم زاده پس از مدتی فاصله است. جهانپا می گوید هر دو علاقه مند به ادامه همکاری در سال های گذشته بوده اند، اما فعالیت رحیم زاده در حوزه آموزش تئاتر کودک، فرصت چندانی برای اجرای پروژه مشترک باقی نگذاشته بود.البته این کارگردان پیش از تولید نمایش «دختری که خواب را نوشید» نیز قرار بوده کار دیگری با محوریت شاهنامه را با همکاری مهدی سیم ریز آغاز کند، اما فاجعه میناب برنامه هایش را تغییر داد.
او یادآور می شود: جنایت رخ داده در میناب اتفاقی بود که به لحاظ روحی و فکری خیلی ذهن و جانم را درگیر کرده بود و باید حتما برای این بچه ها کاری می کردم. به خاطر همین، پروژه شاهنامه را دو سه ماه به تعویق انداختم تا «دختری که خواب را نوشید» را روی صحنه ببریم.
برای جهانپا، رسیدن نمایش به صحنه نوعی مسئولیت هنری است: «الان که این اجرا روی صحنه رفته، به لحاظ روحی به آرامش رسیده ام. چون حداقل کاری را که می توانستم برای این بچه ها انجام دهم، انجام دادم. به نظر من هنرمند باید نسبت به مسائل جامعه اش واکنش نشان دهد، به ویژه کسانی مانند ما که چند سالی است در حوزه تئاتر کودک و نوجوان سرمایه گذاری کرده ایم.»
بخش دیگری از صحبت های جهانپا به شرایط امروز کودکان و نوجوانان اختصاص دارد، نسلی که به گفته او دیگر نمی توان آن ها را از اتفاقات پیرامونشان جدا کرد.
او باور دارد کودکان امروز با مفاهیمی مانند جنگ، بحران های اقتصادی و حوادث اجتماعی آشنا هستند و بسیاری از این اتفاقات را در فضای خانواده دنبال می کنند. به همین دلیل، تئاتر کودک نیز نمی تواند صرفا به سرگرمی محدود بماند.این هنرمند بیان می کند: بچه های ما امروز دیگر بچه های عادی نیستند. آن ها با معنای جنگ و حوادث مختلف اقتصادی و سیاسی مأنوس شده اند. در دل اتفاقات مختلف هستند و تمام حوادث را درک می کنند.

از نگاه جهانپا، تئاتر می تواند به کودک کمک کند با پرسش ها و اضطراب های ناشی از چنین اتفاقاتی روبه رو شود، بدون اینکه ترس و نگرانی بزرگ سالان را به او منتقل کند.
این کارگردان با اشاره به مسئولیتی که هنرمندان و متولیان فرهنگی در قبال کودکان دارند می گوید: ما باید به حل بحران های ذهنی کودکان و سؤال هایشان درباره جنگ کمک کنیم تا دوباره خودشان را در جهان هستی پیدا کنند، نترسند و امید به زندگی در آن ها بیشتر شود.
او البته تأکید دارد مسئولیت سامان دهی حوزه کودک و نوجوان تنها بر دوش سینما و تئاتر نیست. آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و کانون مساجد نیز باید در کنار یکدیگر برای این حوزه برنامه ریزی کنند.
تئاتر مشهد پس از چند ماه توقف دوباره فعالیت خود را از سر گرفته و مخاطبان نیز تا حدودی به سالن ها برگشته اند، اما هزینه تماشای یک اجرای خانوادگی همچنان دغدغه مهمی است.
جهانپا می گوید هزینه یک شب تماشای تئاتر کودک برای خانواده ها ممکن است تا دو میلیون تومان برسد. همین موضوع نیز باعث می شود خانواده ها نتوانند به تماشاخانه ها بیایند. او البته بیان می کند که گروه «دختری که خواب را نوشید» تلاش کرده با ارائه تخفیف، قیمت بلیت را تا حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان کاهش دهد.
در کنار هزینه، کیفیت آثار نیز دغدغه دیگری است. جهانپا باور دارد افزایش تعداد اجراهای نمایش کودک به تنهایی نمی تواند مخاطب را به سالن بازگرداند و تولید آثار ضعیف ممکن است اعتماد تماشاگر را کاهش دهد.او ادامه می دهد: من از دوستان فعالم در حوزه کودک و نوجوان استدعا دارم مطالعه کنند، با روان شناسی کودک آشنا شوند، کار ببینند، از بزرگان مشورت بگیرند و بی محابا به سمت تولید اثر نروند. ما نباید نمایشی ببینیم که هیچ حرفی برای گفتن ندارد و از فضای امروز کودک و نوجوان دور است.
امیراحسان امیرپور، هنرمند باسابقه تئاتر، یکی از بازیگران اصلی نمایش «دختری که خواب را نوشید» است.
او در کنار هفت بازیگر دانش آموز که از میان هنرجویان کلاس های جواد رحیم زاده انتخاب شده اند، نقش آفرینی می کند.امیرپور که طی سه دهه فعالیت حرفه ای خود کمتر در حوزه تئاتر کودک حضور داشته است، پس از خواندن نمایشنامه، موضوع اثر را مهم تر از معیارهای معمولش در انتخاب نقش دانسته و حضور در نمایش را پذیرفته است.این هنرمند بیان می کند: زمانی که کارگردان نمایشنامه را به من داد تا مطالعه کنم، بدون اینکه معیارهای خودم را در نظر بگیرم، به خاطر سوژه نمایش و وظیفه شرعی و انسانی ام، بازی در آن را قبول کردم.امیرپور در نمایش «دختری که خواب را نوشید» نقش پدر یکی از کودکان شهید میناب را بازی می کند. او که باور دارد با وجود اشاره غیرمستقیم نمایشنامه به اتفاق غم انگیز میناب، پیام آن محدود به یک جغرافیا نیست، یادآور می شود: نمایشنامه یک پیام کلی دارد که جهان شمول است و به نظر من مخصوص ایران نیست. چون به طور مشخص اشاره به جنگ دارد. درواقع در خود نمایشنامه اشاره غیرمستقیم است، ولی پیامش به طور واضح مطرح می شود. از همین رو فکر می کنم نمایش «دختری که خواب را نوشید» در هر کشوری اجرا شود، با مردم آن منطقه و محیط ارتباط برقرار می کند.این هنرمند درباره پیام نمایش برای کودکان نیز بیان می کند: ممکن است کودکان الان خیلی توانایی درک عمق این فاجعه را نداشته باشند ولی با دیدن نمایش «دختری که خواب را نوشید» سال های سال در ذهن و جانشان این حادثه تلخ و غم انگیز باقی خواهد ماند و کینه دشمن را تا ابد در دلشان خواهند داشت.