سید حمیدرضا حسینی دانشور، مدرس حوزه، پژوهشگر علوم رفتاری| شهرآرانیوز؛ در منطق دین، محبت یک احساس خاموش و شخصی نیست؛ اندازه دارد، نقص و کمال دارد. پیامبر اکرم(ص)، محبت حضرت امیرالمؤمنین(ع) را به سوره توحید تشبیه فرمودند: «علی جان! مَثَل تو مَثَل سوره توحید است؛ اگر کسی تو را با زبان دوست داشته باشد، یکسوم ایمانش، اگر کسی تو را با زبان و قلب دوست داشته باشد، دوسوم ایمانش و اگر با زبان، قلب و عمل دوستت بدارد، تمام ایمانش کامل است.» هرچند این روایات در بیان مناقب و فضایل علی(ع) بوده است، از دل آن یک قاعده درمیآید: «لایههای محبت». محبت از دل آغاز میشود اما در دل نمیماند. بر زبان جاری میشود اما به زبان ختم نمیشود. محبت تا در عمل به یاری و همراهی نرسد، کامل نیست. این یعنی در محیط خانواده هم، مرتبه کامل محبت همان لایه سوم است؛ دوستیای که فقط در سینه بماند، خانهای را گرم نمیکند؛ دوستیای که فقط بر زبان باشد، دوام نمیآورد و خدمتی که ریشه در دل نداشته باشد، قطعا نشانه محبت نیست.
محبت از دل شروع میشود و دل، تابع نگاه است. نگاهی که فقط عیب را ببیند، کمکم جایی برای عشق و دوستی باقی نمیگذارد. انسان بهراحتی بدی را میبیند و خوبی را از قلم میاندازد؛ مثل کسی که در شهر، فقط چالهها را میشمارد بدون آنکه به اصل ساخت جاده توجه کند. قطعا محیط خانه با این چشم، آباد نمیشود. چنین نگاهی، همسر را در ذهن به موجودی ناقص بدل میکند و راه محبت قلبی را میبندد. البته این به معنای نادیدهگرفتن عیب نیست، بلکه حرف بر سر این است که عیب، نباید تمام چهره زندگی باشد.
در این نگاه، دیدن خوبیهای همسر، فراتر از یک توصیه صرف برای آرامکردن اختلافات، راهی است برای زنده نگه داشتن محبت قلبی. اگر منصفانه مرور کنیم، فهرست مهربانیها، صبوریها، زحمات و همراهیهای همسر در زندگی، خیلی بیش از آن چیزی است که ذهن عیببین، اجازه دیدنش را میدهد.
یک نکته مهم آن است که محبت، پاداش متقابل برای یک همسر بینقص نیست؛ دین نگفته است فقط کسی را دوست بدار که همهچیزتمام باشد، بلکه خانه با محبتی ساخته میشود که عیب را بهانه قطع دوستی نمیکند. علاوه بر آن، یک آفت محبت قلبی، زندهکردن پیدرپی خطاهای گذشته است. خطا اگر تمام شده باشد، نباید دوباره سر دست بیاید و تمام عمر، یدک کشیده شود. وقتی مدام گذشته را با متن امروز بیامیزیم، دل را تیره میکند و محبت را پیش از زبان و دست، در همان لایه اول میکُشد.
خطاهای مدفون، اگر رها نشوند، بهمرور به منبع کینه تبدیل میشوند و کینه، قلب را از محبت خالی میکند. شاید یک دلیل این همه توصیه و تأکید دینی بر گذشت و بخشش، همین باشد که مدارا و چشمپوشی با خالی کردن دل از کینه، برای محبت جا باز میکند.
لایه دوم محبت، زبان است. اگر دل دوست میدارد، زبان باید آن را ادا کند و محبتی که در دل بماند و بر زبان نیاید، به ثمر نمیرسد. همین معنا در روایتی از پیامبر(ص) هم به ما رسید که فرمودند: «سخن مرد به همسرش که میگوید دوستت دارم، هیچ وقت از دل او نمیرود.» البته معنای این سخن را نباید به همین گفتنهای سطحی و هرازگاهی فروکاست. محبت، خوراک یکبارمصرف نیست؛ محبت فقط برای ساختن یک خاطره قدیمی نیست. اشتباه بزرگ برخی همین است که تصور میکنند همین که ماه یا هفته پیش، دمدر به همسرش گفته است «دوستت دارم»، برایش کافی است! محبت زبانی باید در پهنه زندگی جاری باشد؛ در تمام لحظات صبح و شب؛ دیروز و امروز و فردا، آنهم واقعی و نه تصنعی و منفعتطلبانه؛ نهفقط وقتی نیازی داریم!
لایه زبان، یک گوینده ندارد. گفتن برای آن است که دوستی میان دو نفر پا بگیرد. دینی که فرموده است محبت را به گوش طرف برسانید، قطعا برای شنونده هم پاسخی در نظر داشته است و پاسخ، اگر سردی باشد یا تمسخر، یا «حالا بگو ببینم چه میخواهی»، پایدار نخواهد ماند. محبت زبانی با جواب مناسب، زنده میماند و با جواب بد، از زبان میافتد. البته گاهی فرد، شیوه گفتن را خوب نمیداند و این ناشیگری در ابراز را نباید بیدرنگ به بیمحبتی تفسیر کرد. لایه زبان وقتی کامل میشود که یکی بگوید و دیگری راه دوباره گفتن را باز نگه دارد. مانند ماجرای مردی که نزد پیامبر(ص) از دوستی خود با دیگری گفت. پیامبر پرسید: به خودش گفتهای؟ گفت: نه. فرمود: آگاهش کن. چون آن مرد گفت «تو را برای خدا دوست دارم»، پاسخ، نه سکوت بود و نه بدگمانی: «دوستت بدارد همان که مرا برای او دوست داشتی!»
لایه سوم، وقت یاری و همراهی است. اعضای خانهای که در آن همدلی نباشد، فقط ادعای محبت میکنند؛ چراکه دل دوستدار و زبان ستاینده، باید به کمک و همراهی منجر شود. پیامبر اکرم(ص) نیز در حدیث دیگری، بهترین افراد را کسانی دانستهاند که خیرشان به خانوادهشان میرسد. گشایش، خوشخلقی، مسئولیتپذیری در فشارهای زندگی و دستگیری بهجای سرزنش، همه از جنس همین لایهاند. محبت عملی، حضور و همراهی در لحظه نیاز و گرفتاری است. مثلا وقتی همسرت ناخوش است، گرفتن یک مرخصی ساعتی و همراهی او تا مطب پزشک، محبت را برایش قابللمس میکند. یادمان باشد که مسئله امروز ما فقط پیداکردن «حس خوب» نیست؛ کافی است سطح محبت خانواده را به همان مرتبهای برسانیم که توصیههای دینی برای «دوستی واقعی» نشان دادهاند: لایه قلب، لایه زبان و لایه عمل.