به گزارش شهرآرانیوز؛ کودکی را تصور کنید که در پایان یک روز شلوغ، شاهد گفتوگوی آرام پدر و مادرش است؛ یکی از دیگری درباره خستگی روزانهاش میپرسد، اختلافنظرشان را بدون توهین مطرح میکنند و در نهایت برای حل مسئله به توافق میرسند. شاید این صحنه برای بزرگترها اتفاقی معمولی باشد، اما برای کودک، درسی ماندگار درباره دوست داشتن، شنیدن و کنار آمدن با تفاوتهاست.
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن معنای رابطه را میآموزد. فرزندان تنها به توصیههای والدین گوش نمیدهند، بلکه رفتارهای آنان را زیر نظر میگیرند و از شیوه برخوردشان با یکدیگر الگوبرداری میکنند. از همین رو، کیفیت رابطه پدر و مادر، افزون بر آرامش فضای خانه، میتواند بر نحوه ارتباط فرزندان با یکدیگر نیز اثر بگذارد.
کودکی که احترام متقابل را در رفتار والدین میبیند، فرصت بیشتری برای یادگیری گفتوگوی محترمانه، همدلی و حل اختلاف پیدا میکند. در مقابل، تکرار مشاجرههای همراه با تحقیر، تهدید یا سرزنش ممکن است به او بیاموزد که برای رسیدن به خواستههایش باید صدایش را بلند کند یا احساسات دیگران را نادیده بگیرد.
البته هیچ خانوادهای از اختلافنظر خالی نیست و وجود تعارض بهتنهایی به معنای ناسالم بودن روابط نیست. آنچه اهمیت دارد، شیوه مدیریت اختلافهاست. پدر و مادری که پس از ناراحتی به گفتوگو بازمیگردند، مسئولیت رفتار خود را میپذیرند و برای جبران دلخوری تلاش میکنند، به فرزندان نشان میدهند که اختلاف پایان محبت نیست.
رابطه میان خواهران و برادران در خلأ شکل نمیگیرد؛ فضای عاطفی خانه، احساس امنیت کودکان و رفتار والدین با هر یک از فرزندان میتواند بر این رابطه تأثیر بگذارد. وقتی کودکان در خانواده احساس کنند دیده میشوند، حرفشان شنیده میشود و محبت والدین به رقابت بر سر توجه محدود نشده است، زمینه مناسبتری برای اعتماد و نزدیکی میان آنان فراهم میشود.
مقایسه مداوم فرزندان، برچسبزدنهایی مانند «بچه خوب» و «بچه بد» یا سپردن همیشگی مسئولیتها به یکی از آنها ممکن است احساس حسادت و بیعدالتی را تشدید کند. در چنین شرایطی، اختلافی ساده بر سر اسباببازی، وسایل شخصی یا توجه والدین میتواند به دلخوری عمیقتری تبدیل شود.
در مقابل، والدینی که تفاوتهای فردی فرزندان را میپذیرند، به هر کودک فرصت بیان احساساتش را میدهند و از تحمیل نقش مقایسهای به آنها پرهیز میکنند، به شکلگیری رابطهای مبتنی بر پذیرش کمک میکنند. صمیمیت میان فرزندان به معنای نبود اختلاف نیست؛ بلکه به معنای توانایی حفظ احترام و بازگشت به رابطه پس از اختلاف است.
رابطه سالم والدین با یکدیگر زمانی به الگویی سازنده تبدیل میشود که در کنار محبت، مسئولیتپذیری نیز در آن دیده شود. تقسیم منصفانه کارهای خانه، همکاری در مراقبت از فرزندان، مشورت درباره تصمیمهای خانوادگی و حمایت عاطفی از یکدیگر، پیام روشنی برای کودکان دارد: زندگی مشترک بر پایه همکاری است، نه رقابت و سلطه.
پدر و مادر همچنین باید از قرار دادن فرزندان در میانه اختلافهای خود پرهیز کنند. وادار کردن کودک به انتخاب طرف یکی از والدین، بدگویی از دیگری در حضور او یا استفاده از فرزند برای انتقال پیامهای ناراحتکننده، میتواند احساس امنیت عاطفی او را تحت فشار قرار دهد.
در برخی خانوادهها، توجه به نمرهها، موفقیتها یا رفتار ظاهری کودکان چنان پررنگ میشود که فرصت تجربه همکاری میان آنها کاهش مییابد. اگر هر موفقیت به ابزاری برای برتری یک فرزند بر دیگری تبدیل شود، رابطه خواهر و برادری ممکن است به رقابتی دائمی بدل شود.
متخصصان حوزه رشد کودک و خانواده بر اهمیت توجه به نیازهای عاطفی، تقویت مهارتهای ارتباطی و پرهیز از مقایسههای آسیبزا تأکید میکنند. در عمل، والدین میتوانند به جای مقایسه عملکرد فرزندان، پیشرفت هر کودک را با گذشته خودش بسنجند و برای همکاری، همدلی و حل مسالمتآمیز اختلافها نیز ارزش قائل شوند.
گفتوگوی روزانه بدون تلفن همراه، اختصاص زمانی برای فعالیت مشترک خانوادگی، شنیدن نگرانیهای هر فرزند بدون قضاوت فوری و آموزش شیوه عذرخواهی، از اقداماتی هستند که میتوانند فضای ارتباطی خانه را بهبود دهند. والدین همچنین میتوانند هنگام بروز اختلاف میان فرزندان، به جای صدور فوری حکم، از آنها بخواهند احساس خود را بیان کنند، به حرف یکدیگر گوش دهند و برای حل مسئله راهی مشترک پیدا کنند.
این اقدامات به معنای نادیده گرفتن رفتارهای نادرست نیست؛ مرزبندی روشن و برخورد منصفانه همچنان ضروری است. اگر تنشهای خانوادگی شدید و مداوم باشد یا روابط اعضای خانواده با ترس و آسیب همراه شود، بهرهگیری از مشاوره تخصصی خانواده میتواند به شناسایی الگوهای ناسالم و یافتن راهکارهای مناسب کمک کند.
رابطه پدر و مادر فقط به زندگی مشترک آن دو محدود نمیشود؛ این رابطه بخشی از فضای تربیتی فرزندان را میسازد. کودکان در خانه میآموزند که محبت چگونه ابراز میشود، اختلاف چگونه حل میشود و احترام تا چه اندازه در روابط اهمیت دارد.
هیچ پدر و مادری بینقص نیست و هیچ خانوادهای همیشه در آرامش زندگی نمیکند. آنچه اهمیت دارد، تلاش برای گفتوگو، پذیرش اشتباه، جبران دلخوریها و توجه به نیازهای عاطفی همه اعضای خانواده است. گاهی یک عذرخواهی صادقانه، یک گفتوگوی آرام یا پرهیز از مقایسه، بیش از دهها توصیه تربیتی اثر میگذارد.
صمیمیت میان فرزندان با دستور و اجبار ساخته نمیشود؛ این پیوند در فضایی رشد میکند که کودکان در آن امنیت، عدالت، محبت و احترام را تجربه کنند. خانهای که والدین در آن برای حفظ رابطه خود تلاش میکنند، میتواند به فرزندان بیاموزد که خانواده تنها محل زندگی مشترک نیست، بلکه جایی برای آموختن همراهی، اعتماد و دوست داشتن است.
منبع: فارس